1405/07/07
بسم الله الرحمن الرحیم
النظرية الأُولى: جعل الطهارة الظاهرية عند الشكّ إلی النظرية الرابعة/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة
موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /النظرية الأُولى: جعل الطهارة الظاهرية عند الشكّ إلی النظرية الرابعة
در جلسه ی پیش در بحث «روایات مُتضافرة»، ضمن بیان متن «روایات ثلاث» در روایت هشتم از أدلّه ی «إسْتِصْحاب»، أقْوال در مورد این سه روایت را بیان نمودیم. در این جلسه به بررّسی بیشتر این روایات خواهیم پرداخت.
ادامه ی بحث روایت هشتم: «الرّوایاتُ الثَّلاثة»:
متن «روایات ثلاث»:
«كُلُّ شَيْءٍ نَظِيفٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ فَإِذَا عَلِمْتَ فَقَدْ قَذِرَ وَ مَا لَمْ تَعْلَمْ فَلَيْسَ عَلَيْکَ»[1] .
«الْمَاءُ كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ»[2] .
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ مِنْ قِبَلِ نَفْسِكَ وَ ذَلِكَ مِثْلُ الثَّوْبِ يَكُونُ عَلَيْكَ قَدِ اشْتَرَيْتَهُ وَ هُوَ سَرِقَةٌ أَوِ الْمَمْلُوكِ عِنْدَكَ وَ لَعَلَّهُ حُرٌّ قَدْ بَاعَ نَفْسَهُ أَوْ خُدِعَ فَبِيعَ قَهْراً أَوِ امْرَأَةٍ تَحْتَكَ وَ هِيَ أُخْتُكَ أَوْ رَضِيعَتُكَ وَ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا عَلَى هَذَا حَتَّى يَسْتَبِينَ لَكَ غَيْرُ ذَلِكَ أَوْ تَقُومَ بِهِ الْبَيِّنَةُ»[3] .
أقوال:
۱. قول مشهور: این سه روایت، دلالت بر «قاعده ی طَهارت» دارد؛ ذیل این روایات قرینه بر صَدْر آن است. یعنی عبارت «حتّیٰ تَعْلَم یا حتّیٰ یُعْلَم» در ذیل این روایات، قرینه هست بر این که مراد از «شيء» که در صَدْر این روایات آمده، «شيء مشکوک الطَّهاة و النَّجاسة» می باشد.
۲. مرحوم صاحب فصول (ره): صَدْر این روایات، دلالت بر «قاعده ی طهارت» و ذیل روایات، دلالت بر «إسْتِصْحاب» دارد. ما در صَدْر این روایات إختلافی با قول مشهور نداریم ولی «حتّیٰ تَعْلَم» دلیل بر «إسْتِصْحاب» است در حالی که مشهور این ذیل را نیز دلیل بر «قاعده ی طهارت» می دانند.
إشْکال به این فرمایش:
الف) قبلاً عرض کردیم که هر مشکوکی را نمی توان «إسْتِصْحاب» کرد. بلکه «حُکْم واقعي» در حالت «شک» را باید «إسْتِصْحاب» کرد. ولی اگر از همان اول «مشکوک» باشد، «قاعده ی یقین» است نَه «إسْتِصْحاب».
ب) وقتی «قاعده ی طهارت» باشد، در این فرض چه نیازی به «إسْتِصْحاب» است؟! چون هر زمانی شک باشد، حُکْمی هم هست و حُکْم، در اینجا «طهارت» است و این طهارت بلافاصله با قاعده ی طهارت ثابت می شود.
ج) ما فقط یک کلمه به نام «طاهرٌ» داریم و این کلمه را ما نمی توانیم در دو یا چند جا خرج کنیم؛ چون یا باید برای «قاعده ی طهارت» خرج کنیم یا برای «إسْتِصْحاب» خرج کنیم. شما یک بار می فرمایید «کلُّ شيء مشکوک الطَّهارة طاهرٌ» که این قاعده ی طهارت است و بعد بار دیگر می فرمایید «و هذه الطّهارةُ باقٍ إلی القیامَة». پس در دو جا به کار بردید که می خواهید بفرمایید «إسْتِصْحاب» است! این طور نمی شود.
د) این عبارت «حتّیٰ تَعْلَم» هم عیناً نظیر کلمه ی «طاهر» است؛ زیرا اگر «قاعده ی طهارت» باشد، قِیْد «موضوع» است. امّا اگر قِیْد «حُکْم» باشد، «إسْتِصْحاب» است. لذا یک شيء نمی تواند هم قِیْد «موضوع» باشد و هم قِیْد «حُکْم».
۳. قول مرحوم آخوند خُراساني (ره) در کفایه: صَدْر این روایات، دلالت بر «طهارت واقعیّة» دارد ولی ذیل این روایات دلالت بر «إسْتِصْحاب طهارت واقعیّة» دارد. نظر ما نسبت به صَدْر این روایات، هم با مشهور و هم با مرحوم صاحب فصول (ره) مخالف است؛ زیرا صَدْر این روایات، بیان «حُکْم واقعي» است. یعنی «کلُّ شيءٍ في حَدِّ نَفْسِه طاهرٌ». این «طاهر واقعي»، دو غایت دارد:
الف) این «شيء طاهر» تا زمانی با نجاست ملاقات نکند، «طاهر» است؛ مثل افتادن قطره ی خون روی لباسی که طاهر بوده. یا انقلاب به نجاست پیدا نکند؛ مثل انگوری که تبدیل به «خَمْر» کنند.
ب) «إذا شُکّ في المُلاقاة»؛ یعنی «کلّ أشیاء» تا زمانی که «إحْتمال ملاقات» با نجاست نیست، «طاهر» هستند.
إشْکال به این فرمایش ایشان:
الف) آیات و روایاتی که «أحْکام واقعي» را بیان می فرمایند، روی «عناوین خاصّة و واقعیّة» تکیه دارند نَه روی «عناوین عامّة و ثانویّة». از این که در این سه روایت حضرت عنوان ثانوية (کلّ شيء) را آورده، معلوم می شود حضرت در مقام بیان «طهارت واقعي» نیست بلکه در مقام بیان «طهارت مشکوکه و ظاهري» است.
ب) این که فرمودید «طهارت واقعي» دو نوع غایت دارد، این غایت فقط شامل دومی و ذیل است امّا برای صَدْر این روایات غایتی مُتصوّر نیست.
به نظر ما اگر ذیل این روایات را مطالعه کنیم متوجّه خواهیم شد که این روایات «شيء مشکوک الطهارة» را می گویند. پس حقّ این است که «صَدْر» را از ذیل إکْتشاف کنیم نَه «ذیل» را از «صَدْر». ظاهر روایت این است.
۴. قول مرحوم آخوند خُراساني (ره) در حاشیه ی «رسائل»: صَدْر این روایات هم «طهارت واقعیّة»، هم «طهارت ظاهریّة» و ذیل این روایات «إسْتِصْحاب طهارت واقعیّة» را می فرماید.