1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
الرّواية السابعة: صحيحة عبد الله بن سنان/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة
موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /الرّواية السابعة: صحيحة عبد الله بن سنان
در جلسه ی قبل در بحث «روایات مُتضافرة»، از «أدلّه ی إسْتِصْحاب»، روایت پنجم یعنی «حدیث أرْبَعَمِأَة» و روایت ششم یعنی «مکاتبه قاساني» را مورد بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به ادامه ی بررّسی روایت ششم یعنی تفسیر مرحوم آخوندخُراساني (ره) خواهیم پرداخت.
ادامه ی بحث روایت ششم: «مکاتبةُ القاساني»:
متن روایت:
«عن محمّد بن الحسن الصّفار، عن علي بن محمّد القاساني قال: كتبت إليه وأنا بالمدينة أسأله عن اليوم الّذي يشك فيه من رمضان هل يصام أم لا؟ فكتب: اليقين لا يدخل فيه الشك، صُم للرّؤية، أفطر للرّؤية»[1] .
خلاصه ی تفسیر نخست: مرحوم شیخ أنْصاري (ره):
از این که حضرت هم «صوْم» و هم «إفْطار» را مُعَلَّق کرده بر «رُؤْیَة»، معلوم می شود مراد از «یقین» در «صوْم» یقین به ماه «شَعْبان» و مراد از «یقین» در «إفْطار»، یقین به ماه مبارک «رَمضان» است. پس این روایت، بر «إسْتِصْحاب» منطبق است. یعنی مثلاً تا مکلّف «یقین به ماه شَعْبان» دارد حقّ ندارد به عنوان روزه ی ماه رمضان روزه بگیرد.
تفسیر دوم: مرحوم آخوند خُراساني (ره):
این روایت دلیل بر «إسْتِصْحاب» نیست؛ بلکه فقط می خواهد بفرماید برای روزه ی ماه مبارک رمضان باید حتماً یقین حاصل شود تا به عنوان روزه ی ماه رمضان بشود روزه گرفت. لذا ربطی به «إسْتِصْحاب» ندارد.
إشْکال به این فرمایش ایشان: مرحوم حُرّ عاملي (ره) در باب سوم از أحکام أبواب ماه مبارک رمضان، بیست و هشت روایت را تحت عنوانی نَقْل فرموده که «مکاتبةُ القاساني» یکی از این روایات است.
و معنای این عنوان این است که ماه رمضان یک خصوصیّتی دارد که باید یقین پیدا کرد و روزه گرفت. لذا با گمانه زنی و شک و... نمی توان به عنوان روزه ی ماه رمضان روزه گرفت. تفسیر مرحوم آخوند خُراساني (ره) نیز تحت تأثیر عنوان این باب مرحوم حُرّ عاملي (ره) قرار گرفته. فقیه نباید تحت تأثیر عناوین قرار بگیرد. علی أیّ حالٍ:
أوّلاً: چه إشْکالی دارد یک شيء دو عنوان داشته باشد؟! «عَدَم صوْم» دو علّت دارد؛ علّت نخست این است که ماه مبارک رمضان تاج سایر ماهاست پس تا یقین حاصل نشود به رمضان، نباید به عنوان روزه ی ماه رمضان روزه گرفت. علّت دوم «إسْتِصْحاب ماه شعبان» در صورت شک.
ثانیاً: اگر واقعاً این روایت ناظر به آنچه فرمودید باشد، پس چرا حضرت فرموده «أفْطِر للرّؤیة»؟! بلکه باید فقط می فرمود «صُمّ للرّؤیة».
روایت هفتم: «صحیحةُ عبدالله بن سَنان»:
متن روایت:
«روی سعد عن احمد بن محمّد عن الحسن بن محبوب عن عبد الله بن سنان قال: سأل أبی ابا عبد الله (علیه السّلام) و انا حاضر انّی اعیر الذمّی ثوبی و انا اعلم انّه یشرب الخمر و یأکل لحم الخنزیر فیردّ علیّ فاغسله قبل ان اصلّی فیه فقال ابو عبد الله (علیه السّلام) صلّ فیه و لا تغسله من اجل ذلک فانّک اعرته ایّاه و هو طاهر و لم تستیقن انّه نجّسه فلا بأس ان تصلّی فیه حتّی تستیقن انّه نجّسه»[2] .
«بررّسی سَنَدي»: این روایت به لحاظ «سَنَدي» مشکلی ندارد.
«بررّسی دِلالي»:
مرحوم شیخ أنْصاري (ره): این روایت به طور واضح دلالت بر «إسْتِصْحاب» دارد؛ زیرا عبارت «هو طاهر و لم تستیقن انّه نجّسه فلا بأس ان تصلّی فیه حتّی تستیقن انّه نجّسه» همان عبارت دیگر «لا ینقض الیقین بالشّک...» است.
«إِنْ قُلْتَ»: علماء در برخی از جاها فرمودهاند «قاعده ی طهارت» بر «إسْتِصْحاب طهارت» مُقَدّم است ولو در مضمون با هم موافق باشند؛ زیرا موضوع «قاعده ی طهارت» مجرّد «شک» است. ولی موضوع «إسْتِصْحاب» مرکّب از «یقین سابق، شک لاحق» و کشیدن همان «یقین سابق» به «زمان شک» است. لذا تا «إسْتِصْحاب» بیاید، «قاعده ی طهارت» جاری شده و دیگر نوبت به «إسْتِصْحاب» نمی رسد. پس حقّ این بود که حضرت بفرماید: «کلُّ شيءٍ لک طاهر، حتّیٰ یَعْلَمَ أَنّه قَذِر»!
«قُلْتُ»: ما باید بدانیم در کجا «إسْتِصْحاب» هست و «قاعده ی طهارت» نیست و در کجا «قاعده ی طهارت» هست و «إسْتِصْحاب» نیست. اگر از أوّل، «طهارت» پایه اش «قاعده ی طهارت» باشد (یعنی طهارت ظاهریّة)، در این فرض «إسْتِصْحاب طهارت» نمی آید. مثلاً مکلّف پیراهنی را از بازار می خرد و نمیداند که این پیراهن پاک است یا نَجِس، در اینجا قاعده طهارت جاری میشود چون پایه اش از همان أوّل طهارت است (کلّ شيءٍ لک طاهر...). در این فرض «قاعده ی طهارت» بر «إسْتِصْحاب» مقدّم است. اما اگر از همان نخست مانند ما نحن فیه پایه اش «طهارت واقعیّة» باشد، مَجْرای «إسْتِصْحاب» است و «قاعده ی طهارت» جاری نمی شود.
روایت هشتم: «الرّوایاتُ الثَّلاثة»:
الف) «موثّقَةُ الثّانیّة للعَمّار»: «كُلُّ شَيْءٍ نَظِيفٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ فَإِذَا عَلِمْتَ فَقَدْ قَذِرَ وَ مَا لَمْ تَعْلَمْ فَلَيْسَ عَلَيْکَ»[3] .
موضوع در این روایت «کلّ شيء» است.
ب) «مُعْتَبَرةُ حَمّادِ بن عُثْمان»: «الْمَاءُ كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ»[4] .
موضوع در این روایت «ماء» است.
ج) «موثّقَةُ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ»: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ مِنْ قِبَلِ نَفْسِكَ وَ ذَلِكَ مِثْلُ الثَّوْبِ يَكُونُ عَلَيْكَ قَدِ اشْتَرَيْتَهُ وَ هُوَ سَرِقَةٌ أَوِ الْمَمْلُوكِ عِنْدَكَ وَ لَعَلَّهُ حُرٌّ قَدْ بَاعَ نَفْسَهُ أَوْ خُدِعَ فَبِيعَ قَهْراً أَوِ امْرَأَةٍ تَحْتَكَ وَ هِيَ أُخْتُكَ أَوْ رَضِيعَتُكَ وَ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا عَلَى هَذَا حَتَّى يَسْتَبِينَ لَكَ غَيْرُ ذَلِكَ أَوْ تَقُومَ بِهِ الْبَيِّنَةُ»[5] .
موضوع در این روایت «مُحْتَمَلَةُ الحِلّیَّةِ و الحُرْمَة» می باشد.
آیا این سه روایت دلالت بر «إسْتِصْحاب» دارند یا «قاعده ی طهارت»؟
چهار قول ذکر شده:
قول نخست: قول مشهور: این سه روایت، دلالت بر «قاعده ی طَهارت» دارد.
قول دوم: قول مرحوم صاحب فصول (ره): صَدْر این روایات، دلالت بر «قاعده ی طهارت» و ذیل روایات، دلالت بر «إسْتِصْحاب» دارد.
قول سوم: قول مرحوم آخوند خُراساني (ره) در کفایه: أوّل و آخر این روایات، دلالت بر «طهارت واقعیّة» دارد ولی ذیل این روایات دلالت بر «إسْتِصْحاب طهارت واقعیّة» دارد.
قول چهارم: قول مرحوم آخوند خُراساني (ره) در حاشیه ی «رسائل»: صَدْر این روایات هم «طهارت واقعیّة»، هم «طهارت ظاهریّة» و ذیل این روایات «إسْتِصْحاب طهارت واقعیّة» را می فرماید.