« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/07/05

بسم الله الرحمن الرحیم

الرواية الخامسة : حديث الأربعمائة و الرواية السادسة : مكاتبة القاساني/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /الرواية الخامسة : حديث الأربعمائة و الرواية السادسة : مكاتبة القاساني

 

در جلسه ی گذشته در بحث «روایات مُتضافرة»، از «أدلّه ی إسْتِصْحاب»، روایت چهارم یعنی «موثّقه ی إسحاق بن عَمّار» را مورد نَقْد و بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به روایت پنجم و ششم از این روایات خواهیم پرداخت.

 

روایت پنجم: «حدیثُ الأرْبَعَمِأة»:

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ فِي اَلْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِأَةِ قَالَ: مَنْ كَانَ عَلَى يَقِينٍ فَشَكَّ، فَلْيَمْضِ عَلَى يَقِينِهِ، فَإِنَّ اَلشَّكَّ لاَ يَنْقُضُ اَلْيَقِينَ»[1] .

«بررّسی سَنَدي»: در سلسه سَنَد این روایت، تقریباً همه ی راویان ثِقَة هستند. ولی ممکن است نسبت به یکی دو مورد إشْکالاتی مطرح شود که ما مورد بررّسی قرار می دهیم.

جناب «محمّد بن أحْمد یَحییٰ بن أَشْعَري» کتابی به نام «نَوادر الحِکْمَة» نگاشته که کتاب خوبی است امّا در دسترس ما نیست. «محمّد بن حَسَن بن وَلید» استادِ مرحوم شیخ صَدوق (ره) بوده؛ مرحوم صَدوق (ره) فرموده این استاد من، تمام أسانید کتاب «نَوادر الحِکْمَة» را دیده و بیست و هفت نفر از راویان و أسانید را إسْتثناء کرده و فرموده این ها ضعیف هستند. یکی از این بیست و هفت نفر، «محمّد بن عیسیٰ بن عُبید الیَقْطیني» است که در مَصادر این روایت «أَرْبعمِأة» وجود دارد. امّا هم مرحوم نَجاشي (ره) و هم استاد ایشان فرموده: من تعجّب می کنم از این فرمایش «محمّد بن حَسَن بن وَلید» که «محمّد بن عیسیٰ بن عُبید الیَقْطیني» را ثِقَة ندانسته! ایشان ثِقَة هستند. مرحوم آیت الله شُبیري زنجاني (ره) که همین چند روز گذشته به ملکوت اعلیٰ پیوستند و از علمای برجسته ی معاصر عِلْم رِجال بودند فرموده اند «محمّد بن عیسیٰ بن عُبید الیَقْطیني» ثِقَة است.

جناب «غَضائري» یا پسرش «ابن غَضائري» راوي دیگر روایتِ «أَرْبَعِمِأَةِ» به نام «قاسم بن یَحْییٰ» را تضعیف نموده. امّا گفته شده «توثیقات» جناب «غَضائري» قابل قبول ولی معمولاً تَضْعیفاتش مورد پذیرش قرار نمی گیرد؛ چون کمتر کسی از زیر تیغ مبنای او سالم و ثِقَة بیرون می آید!

به عقیده ی ما أساساً در مورد روایات «أَرْبَعِمِأَةِ» که أصول چهارصد گانه ی شیعه محسوب می شود، نیازی نیست «بررّسی سَنَدي» داشته باشیم. بوی کلام معصومین (علیهم السّلام) می دهد؛ چون چنین عبارات پُر معنا، إتْقان متن، فصاحت و بلاغت بی نظیر و حُکْم دقیق و بی إشْکالی از غیر معصوم (علیه السّلام) نمی تواند صادر شود.

«بررّسی دِلالي»: برای عبارت «مَنْ كَانَ عَلَىٰ يَقِينٍ فَشَكَّ، فَلْيَمْضِ عَلَى يَقِينِهِ» دو تفسیر ارائه شده:

تفسیر نخست: این عبارت ناظر به «قاعده ی یقین» است و به سه دلیل ارتباطی با «إسْتِصْحاب» ندارد:

أوّلاً: «مَنْ كَانَ عَلَىٰ يَقِينٍ یَدُلُّ عَلَیٰ تَقَدّم الیقین»؛ یعنی در «قاعده ی یقین»، همیشه «یقین» نسبت به «شک» در واقع «مُقَدّم» است. امّا در «إسْتِصْحاب» این طور نیست؛ گاهی «یقین» مُقدَّم و گاهی مُؤخَّر از «شک» و گاهی همزمان با «شک» است.

إشْکال به این دلیل: در «إسْتِصْحاب» هم گاهی یقین مقدّم می شود و غالباً هم همین طور است ولی دائمی نیست. پس می تواند هم «إسْتِصْحاب» باشد.

ثانیاً: «وحدتُ المُتعلَّق»؛ یعنی «متعلّق شک و یقین» در اینجا یکی می باشد و در «قاعده ی یقین» بر خلاف «إسْتِصْحاب» که متعلّق یقین، «حدوث» و متعلّق شک، «بقاء» می باشد، متعلّق «یقین و شک» یکی است.

إشْکال به این دلیل: أصلاً «متعلّق یقین و شک» در اینجا یکی نیست؛ متعلّق یقین در اینجا «طهارت» است و زمان «سابق» یا «لاحق» در متعلّق مدخلیّت ندارد وگرنه اگر زمان را دخیل بدانیم، «إسْتِصْحاب» از بین می رود.

ثالثاً: «زوالُ الیقین»؛ یعنی در اینجا «یقین» زائل شده. ولی در «أسْتِصْحاب» یقین زائل نمی شود.

إشْکال به این دلیل: در «إسْتِصْحاب» هم زوال هست؛ مثلاً مکلّف قبل از آفتاب یقین به وضوء داشته ولی بعد از آفتاب یقین به وضوء نداری.

امّا به نظر ما این وجوه، «إسْتِحْسانیّة» است. بنابراین ما از مجموع روایات «إسْتِصْحاب»، در می یابیم این عبارت «فَإِنَّ اَلشَّكَّ لاَ يَنْقُضُ اَلْيَقِينَ» تقریباً در همه ی این روایات «إسْتِصْحاب» که عرض کردیم هست.

 

روایت ششم: «مکاتبةُ القاساني»:

«عن محمّد بن الحسن الصّفار، عن علي بن محمّد القاساني قال: كتبت إليه وأنا بالمدينة أسأله عن اليوم الّذي يشك فيه من رمضان هل يصام أم لا؟ فكتب: اليقين لا يدخل فيه الشك، صُم للرّؤية، أفطر للرّؤية»[2] .

«بررّسی سَنَدي»: سَنَد مرحوم شیخ صَدوق (ره) به جناب «محمّد بن حَسَن صَفّار»، صحیح است. مشکل ما در وِثاقت جناب «علي بن محمّد قاساني» است.

مرحوم نَجاشي (ره) که عالِم مخصوص فَنّ و عِلْم رِجال است او را «توثیق» کرده. ایشان فرموده متأسّفانه جناب «أحْمد بن محمّد بن عیسیٰ» جناب «علي بن محمّد قاساني» را «تَضْعیف» کرده؛ چون برخی از عبارات مُنْکری در کتاب او دیده شده! مرحوم نَجاشي (ره) می‌فرماید من با مراجعه به کتاب او، چیز مُنکری ندیدم. پس سَنَد این روایت صحیح است. علاوه بر آن از لحن روایت معلوم می‌شود که غیر از معصوم (علیه السّلام) نمی تواند چنین عباراتی را به کار ببرد.

«بررّسی دِلالي»:

این روایت دو تفسیر شده که مرحوم شیخ أنْصاري (ره) یک تفسیری کرده و مرحوم آخوند خُراساني (ره) در رد تفسیر مرحوم شیخ أنْصاري (ره)، تفسیر دیگری کرده.

تفسیر نخست: مرحوم شیخ أنْصاري (ره): از این روایت «إسْتِصْحاب» فهمیده می شود. دلیل آن عبارت «صُم للرّؤية، أفْطِر للرّؤية» در این روایت می باشد؛ زیرا مکلّف در «صُم للرّؤية» در واقع «إسْتِصْحاب ماه شَعْبان» می کند و در «أفْطِر للرّؤية» مکلّف «إسْتِصْحاب ماه رَمضان» می کند.

تفسیر دوم: مرحوم آخوند خُراساني (ره)

تفسیر مرحوم آخوند خُراساني (ره) را در جلسه ی آینده بیان خواهیم کرد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo