1405/07/04
بسم الله الرحمن الرحیم
التفسير الثاني للرواية الثّالثة - الرواية الرابعة: موثّقة إسحاق بن عمّار/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة
موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /التفسير الثاني للرواية الثّالثة - الرواية الرابعة: موثّقة إسحاق بن عمّار
در جلسه ی پیش در دلیل چهارم «أدلّه ی إسْتِصْحاب» یعنی «روایات مُتضافرة»، تفسیر نخست از عبارت «ولٰکنّه ینقض الشَّک بالیقین » در روایت سوم (صحیحه ی دوم جناب زُرارة) را مورد بررّسی قرار دادیم و نظرات و إشْکالات و پاسخ های داده شده مربوط به إسْتدلالات به آن را بیان نمودیم. در این جلسه به ادامه ی روایت سوم و همچنین به روایت چهارم از این روایات خواهیم پرداخت.
تفسیر دوم: مرحوم شیخ أنْصاري (ره): عبارت «لاتنقض یقین بالشّک» در صحیحه ی سوم جناب «زُرارة»، در واقع بیانگر کیفیّت نماز است. لذا متعلّق «یقین» در این عبارت، «برائت از یقین» است. یعنی ای مکلّف، «یقین به بَرائت از ذِمّة» را با شک به «بَرائت از ذِمّة» نشکن. این همان «إشْتغالُ الیَقیني یَسْتَدْعي بَراءَة الیَقیني» است. پس مکلّف باید نماز «إحْتیاط» خود را به صورت «مُنْفَصِل» بیاورد؛ چون با نماز «إحْتیاط مُنْفَصِل» در واقع «بَرائت یَقیني» حاصل می شود.
توضیح ذٰلک: اگر مکلّف در نماز ظهر بین رکعت سوم و رکعت چهارم شک داشته باشد، طبق حُکْم فُقَهای شیعه باید بنا را بر «أکْثر» بگذارد و نماز إحْتیاط را جداگانه بجا بیاورد. این حُکْم، مشکل کمتری دارد. چون اگر رکعت چهارم بوده، این «نماز إحْتیاطي» به عنوان «عَمَل مُسْتحبّي» برای مکلّف ثبت خواهد شد. و اگر در واقع رکعت سوم بوده، مکلّف «تَشَهُّد و سلام» إضافی داده و مکلّف با خواندن این «نماز إحْتیاطي» به صورت مُنْفَصِل»، رکعت چهارم را جبران نموده.
امّا اگر مکلّف طبق فَتْوای أهْل سُنَّت عَمَل کند، بَرائت یَقیني حاصل نمی شود؛ زیرا آن ها بنا را بر «أقَل» می گذارند و نماز «إحْتیاطي» خود را به صورت «مُتّصل» می آورند. اگر در واقع رکعت سوم بوده، آن «رکعت إحْتیاطی مُتّصل» مشکلی ایجاد نمی کند امّا اگر رکعت چهارم بوده باشد، آن «رکعت إحْتیاطی مُتّصل» موجب «زیادی یک رکعت» در نماز می شود.
إشْکال به این تفسیر: از نظر ما این تفسیر دو إشْکال دارد:
أوّلاً: چون اگر رکعت چهارم بوده، مُکلّف بالأخره یک «تَشَهُّد و سلام» إضافه خوانده.
ثانیاً: ظرف «یقین» در أثْنای نماز است امّا بر أساس مبْنای شما باید بگوییم ظرف «یقین» در إنْتهای نماز است و این درست نیست.
روایت چهارم: «مُوَثَّقَةُ إسْحاقَ بن عَمّار»:
«عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ (علیه السّلام): إِذَا شَكَكْتَ فَابْنِ عَلَى الْيَقِينِ. قَالَ قُلْتُ: هَذَا أَصْلٌ؟ قَالَ نَعَمْ»[1] .
«بررّسی سَنَدي»: آن گونه که مرحوم حُرّ عاملي (ره) این روایت را در کتاب «وسائل الشّیعة» خود نَقْل نموده آمده «بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ»؛ یعنی از کتاب «إسْحاق بن عَمّار» این روایت را نَقْل نموده. در حالی که در کتاب «مَن لا یَحْضُروه الفَقیه» مرحوم شیخ صَدوق (ره) آمده «رُوِيَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ»؛ یعنی این روایت «مُرْسَلَة» می باشد.
بنابراین سَنَد مرحوم شیخ صَدوق (ره) به «إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ» در کتابش، «صَحیحة» می باشد.
«بررّسی «دِلالي»:
مرحوم حُرّ عاملي (ره) این روایت خود را در کتاب «شُکوک» (شُکوک در رَکَعات) آورده. لذا چند إحْتمال برای آن ذکْر کرده اند:
إحْتمال نخست: این روایت هر چند مربوط به «رَکَعات» و مفاد آن «إسْتِصْحاب» است، ولی «مَحْمول بر تَقیّة» است. لذا با این إحْتمال، این روایت از «حُجّیّت» می اُفتد.
إحْتمال دوم: همان تفسیر دومی که برای صحیحه ی دوم جناب «زُرارة» گفته شده، در اینجا هم می آید.
إشْکال به این إحْتمال: این إحْتمال از عنوان کتاب «وسائل الشّیعة» در باب «صَلاة» و بخش «شُکوک في الرَّکَعات» فهمیده می شود.
مرحوم بروجردي (ره) می فرماید، عناوینی که مرحوم حُرّ عاملي (ره) در قالب باب آورده، برای روایات «ظهور» نمی آورد! لذا مرحوم شیخ أنْصاري (ره) پنداشته که چون مرحوم حُرّ عاملي (ره) این روایت را در باب «صَلاة» و «شُکوک در رَکَعات» آورده، فقط به درد باب «صَلاة» و «شُکوک در رَکَعات» می خورد و نمی تواند دلیل بر «إسْتِصْحاب» باشد.
إحْتمال سوم: به نظر ما، این روایت دلیل بر «إسْتِصْحاب» است و در همه ی أبْواب فقه جاری است. نهایتاً در باب «شُکوک رَکَعات صَلاة»، به إطْلاق این روایت عَمَل نمی کنیم و تَخْصیص می زنیم؛ چون در باب «صَلاة» روایات «مُتضافر» داریم که باید بنا را بر «أکْثَر» گذاشت نَه «أَقَل».
إحْتمال چهارم: این روایت مربوط به «قاعده ی یقین» است نَه «إسْتِصْحاب».
إشْکال به این إحْتمال: این إحْتمال ضعیف است؛ زیرا ظاهر این روایت این است که مکلّف در أثْناء نماز «یقین» داشته. در حالی که در «قاعده ی یقین» یا «شک ساري» یقین زائل شده. لذا بر «إسْتِصْحاب» مُنْطبق است.