« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/06/29

بسم الله الرحمن الرحیم

ادلّةُ الإستصحاب: الرّوایاتُ المتضافرة: الرواية الثانية: صحيحة زرارة الثانية/أصالة الاستصحاب /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/أصالة الاستصحاب /ادلّةُ الإستصحاب: الرّوایاتُ المتضافرة: الرواية الثانية: صحيحة زرارة الثانية

 

در جلسه ی گذشته در أمْر پنجمِ بحثِ «إسْتِصْحاب» (أدلّه ی إسْتِصْحاب)، روایت دوم جناب «زُرارة» از دلیل چهارمِ «إسْتِصْحاب» یعنی «روایات مُتِضافرة» را مورد بحث و بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به ادامه ی این بحث و سایر مباحث إسْتِصْحاب خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی دلیل چهارم: «الرّوایاتُ المُتِضافِرَة»:

«الصَّحیحَةُ الزُّرارَة»:

«عن حَمّاد عن حَریز عَن زُرارَة قَالَ: قُلْتُ: (قُلْتُ لَه) أصابَ ثُوْبِي دَمُ رَعَافٍ أو غَیْرُه أو شَيءٌ مِن مَنِي. فَعَلَّمْتُ أَثَرَه إلیٰ أنْ أُصیبَ لَه مِنَ الماءِ. فَأَصَبْتُ وَ حَضَرَتُ الصَّلاة وَ نَسِیْتُ أَنّ بِثُوْبِي شَیْئَاً وَ صَلَّیْتُ ثُمَّ أَنّي ذَکَرْتُ بَعْدَ ذٰلک. قَالَ: تُعِیْدُ الصَّلاةَ وَ تَغْسُلَه. قُلْتُ: فَإنّي لَمْ أَکُنْ رَأَیْتُ موضِعَه وَ عَلِمْتُ أَنّه قَدْ أَصَابَه فَطَلَبْتُه فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَیْه فَلَمّا صَلَّیْتُ وَجَدْتُه؟ قَالَ: تَغْسُلَه و تُعِیْد. قُلْتُ: فَإنْ ظَنَنْتُ أَنَّه قَدْ أصَابَه وَ لَمْ أتَیَقَّنْ ذٰلک. فَنَظَرْتُ فَلَمْ أَرَ شَیْئاً ثُمَّ صَلَّیْتُ فَرَأَیْتُ فِیْه؟ قَالَ تَغْسِلُه وَلا تُعِیْدُ الصَّلاةَ. قُلْتُ: لِمَ ذٰلک؟ قَالَ: لأَنَّکَ کُنْتَ عَلَیٰ یَقِیْنٍ مِنْ طَهارَتِکَ ثُمَّ شَکَکْتَ فَلَیْسَ یَنْبَغِي لَکَ أَنْ تَنْقُضَ الیَقِیْنَ بِالشَّکِ أَبَدَاً. قُلْتُ: فَإِنّي قَدْ عَلِمتُ أَنَّه قَدْ أصَابَه وَلَمْ أَدْرِ أیْنَ هُوَ فَاغْسِلَه؟ قَالَ تَغْسِلُ مِنْ ثُوبِکَ، النَّاحِیَةَ ألَّتِي تَرَیٰ أَنَّه قَدْ أَصَابَها حَتَّیٰ تَکُونَ عَلَیٰ یَقِیْنٍ مِنْ طَهَارَتِکَ. قُلْتُ: فَهَلْ عَلَيَّ إِنْ شَکَکْتُ فِي أَنَّه أصَابَه شيءٌ إِنْ أُنْظُرَ فِیْه؟ قال: لَا؛ وَلٰکِنَّکَ إِنّمَا تُرِیْدُ أَنْ تُذْهِبَ الشَّکَ الَّذِي وَقَعَ فِي نَفْسِکَ. قُلْتُ: أَنْ رَأَیْتُه فِي ثُوْبِي وَ أَنَا فِي الصَّلاةِ؟ قَالَ: تَنْقُضُ الصَّلاةَ و تُعِیْدُ إذَا شَکَکْتَ فِي مَوْضِعٍ مِنْه ثُمَّ رَأَیْتُه وَ إنْ لَمْ تَشُکْ ثُمَّ رَأَیْتَه رَطْبَاً قَطعتَ الصَّلاةَ وَ غَسلْتَه ثُمَّ بَنَیْتَ عَلَیٰ الصَّلَاةِ لِأنَّکَ لاتَدْرِي لَعَلَّه شَيءٌ أوْقَعَ عَلَیْکَ، فَلَیْسَ یَنْبَغِي أَنْ تَنْقُضَ الیَقِیْنَ بِالشَّکِ»[1] .

نکته: مراد از کلمه ی «ظَنَنْتُ» در عبارت «فَإنْ ظَنَنْتُ أَنَّه قَدْ أصَابَه»، آن «ظَنّ إصْطِلاحي» نیست بلکه مراد،«شک» است.

در جلسه ی پیش عرض کردیم فَقره ی سوم این روایت را دو جور می‌توان معنا کرد:

الف) «بعد از نماز آن چه را شک کرده بودم، همان را یافتم».

لذا طبق این.معنا، «شک بَدْوي» مِنْحَل می شود به «عِلْم تَفْصیلي».

ب) «إحْتمال می دهم از اوّل این شيء نَجِس به لباس من إصابت نموده یا إحْتمال می دهم بعد از نماز به لباس من إصابت کرده».

بنابر معنای نخست که ظاهر هم همین معنا درست است، روایت یک مشکلی پیدا می کند.

بیان إشْکال: چطور حضرت در فقره ی سوم سؤال در جواب طبق معنای نخست می فرماید «لاتُعِیْد»؟ این فَقره با فَقره ی دوم و سوم چه فرقی دارد؟ ولو که فَقره سوم «شک بَدْوي» است امّا به هر حال مُکلّف (سائل یعنی جناب زُرَارة) نماز در نَجِس خوانده.

به عبارت فنّی تر، دلیل «إسْتِصْحاب» یعنی «لایَنْقُض الیَقین بالشّک» می تواند دلیل «جواز دخول در نماز» باشد امّا نمی تواند دلیل بر «عَدَم إعاده ی نماز» باشد.

طبق معنای دوم این إشْکال وارد نمی آید. چون می گوید «من إحْتمال می دهم شيء نَجِس بعد از نماز به لباس او إصابت کرده باشد.

مرحوم شیخ أنْصاري (ره) این مشکل را حلّ نکرده.

حلّ این إشْکال: قبل از این که بخواهیم «إسْتِصْحاب» را جاری کنیم، ما باید زیر بنای این «إسْتِصْحاب» را درست کنیم.

سؤال: آیا «شرط واقعی» صحّت نماز «طَهارت واقعی از خَبَث و عین نجاست» است یا شرط صحّت نماز، «طَهارت مُحْرَزَة» می باشد که ممکن است «مخالف واقع» باشد؟

جواب: از جواب حضرت (لاتُعِیْد) در فقره ی سوم فهمیده می شود که مراد، طَهارت واقعی نیست لذا نماز «جناب زُرارَة» صحیح است.

جواب برخی از عُلماء به این إشْکال: علّت این جواب حضرت این است که «إمْتِثال أمْر ظاهري» در واقع «مُجْزي» است.

إِنْ قُلْتُ: این که حضرت می فرماید «مُجْزي» است، یعنی تا مادامی که مُکلّف «جاهل» است در واقع «مُجْزي» است. ولی حال که عالِم شد چرا باید «مُجْزي» باشد؟!

قُلْتُ: مکلّف در اینجا «واجِد شرط ظاهري و عِلْمي طَهارت» شده و نماز خوانده و این دیگر «جاهل و عالِم» بودن معنا ندارد. لذا نماز او صحیح است.

در فقره ی سؤال ششم جناب «زُرارَة» که عرض کرد در أثْنای نماز آن نجاستی را که شک داشتم در لباسم پیدا کردم حُکْم چیست، حضرت جواب به ایشان را دو قسمت می کند و می فرماید: اگر فهمیدی که این نجاست از اوّل نماز با تو بوده، نماز خود را بشکن و نمازت را إعاده کن. امّا اگر دیدی إحْتمالاً الآن این نجاست روی لباست افتاده، همان جا لباست را طاهر کن و باقی نمازت را ادامه بده!

دقیقاً همان إشْکالاتی که به فَقره ی سوم وارد بود به نَحْو شدیدتری اینجا می آید؛ چرا که در فَقره ی سوم که مُکلّف کلّاً از همان اوّل در لباس نَجِس نماز خوانده حضرت می فرماید «لاتُعِیْد» ولی اینجا که در أثْنای نماز لباسش نجس شده یا عِلْم پیدا کرده، حضرت می فرماید نمازت را بشکن و لباست را طاهر کن و بعد همچنان نمازت را ادامه بده! لذا إشْکال در این فَقره جدّی تر است.

جواب این است که حُکْم و جواب حضرت در فَقره سوم مربوط به جایی است که مکلّف از همان نخست در نَجِس نماز بخواند و شک داشته باشد. یعنی در واقع این از قبیل «دلیل خاصّ» است.

إشْکال دیگر: طبق قسمت دوم جواب حضرت گر مکلف نماز را بشکند و لباسش را طاهر کند و بعد نماز را ادامه دهد هیأت صَلاتي به هم می‌پخورد و عَلَی القاعده نماز باید باطل باشد و مکلف باید نمازش را إعاده کند. لذا چرا حضرت چنین حُکْمی داده؟

توجیه این حُکْم حضرت: إحْتمالاً این جواب مربوط به جایی است که مکلّف در کنار رودِ آب یا همچین چیزی بوده و دسترسی کاملاً نزدیک به آب داشته به طوری که می‌ توانسته لباسش را طاهر کند امّا هیأت نماز همچنان حفظ شود.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo