« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1405/06/24

بسم الله الرحمن الرحیم

الأمر الخامس: في تقسيمات الاستصحاب - حجّية الاستصحاب و أدلّته/أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /الأمر الخامس: في تقسيمات الاستصحاب - حجّية الاستصحاب و أدلّته

 

در جلسه ی قبل أمْر سوم یعنی «أرکان إسْتِصْحاب» را بیان نمودیم. در این جلسه به بیان أمْر چهارم از مباحث أصل «إسْتِصْحاب» خواهیم پرداخت.

 

أمْر چهارم: «في تَقْسیمِ الإسْتِصْحاب»:

الف) «أقْسامُ المُسْتَصْحَب»:

این قِسْم، هشت صورت دارد؛

«مُسْتَصْحَب»:

صورت نخست: «حُکْم شَرْعي»: مثال: «إسْتِصْحاب وجوب صلاة جمعة» در عصر غیبت امام معصوم (علیه السّلام).

صورت دوم: «موضوع حُکْم شَرْعي»: مثال: «إسْتِصْحاب حیات زوج غایب» تا نفقه ی زوجه ی او پرداخته شود.

صورت سوم: «حُکْم کُلّي»: مثال: همان مثالِ «إسْتِصْحاب صلاة جمعة» در عصر غیبت امام معصوم (علیه السّلام).

صورت چهارم: «حُکْم جُزْئي»: مثال: «إسْتِصْحاب وجوب اداء دَیْن» نسبت به کسی که «دَیْن» داشته امّا نمی داند دَیْن خود را پرداخته یا نَه.

صورت پنجم: «حُکْم تکلیفي»: مثال: همان مثالِ «إسْتِصْحاب صلاة جمعة» در عصر غیبت امام معصوم (علیه السّلام).

صورت ششم: «حُکْم وضْعي»: مثال: «إسْتِصْحاب نحاست ثوب» در جایی که مکلّف می دانسته لباسش دیروز نَجِس بوده ولی نمی داند آیا امروز هم این لباس همچنان نَجِس است یا آن را طاهر کرده.

صورت هفتم: «أمْر وجودي»: مثال: تمام مثال هایی که در صورت های قبلی بیان نمودیم.

صورت هشتم: «أمْر عَدَمي»: «إسْتِصْحابُ عَدَم الوجوب قنوت في الصّلاة» در صورت شک به این که آیا قنوت در نماز واجب است یا نَه.

 

ب) «في حَسَب دلیلِ الإسْتِصْحاب»:

۱. «بناء عُقَلاء»: «قُدَماء» قائل بودند که «إسْتِصْحاب» بر اساس بنای «بناء عُقَلاء» می باشد.

۲. «کتاب» (القرآن)

۳. «سنَّت» (الرّوایات)

 

ج) «في تَقْسیمِ الشَّک»:

حالت نخست: «شَک در مُقْتَضي»: مثلاً مَردی یکصد و بیست سال عُمْر کرده. شَک داریم. که آیا او همچنان إقْتِضاءِ بَقاء دارد یا نَه. در اینجا «إسْتِصْحاب بَقاء عُمْر» نسبت به او جاری می کنیم.

حالت دوم: «شَک در رافِع»:

قِسْم نخست: «شَک در وجودِ رافِع»: یعنی شَک در أصل رافِع؛ مثلاً شخصی بناء بوده همسرش را طَلاق دهد، امّا شک دارد طَلاق داده یا نداده. «إسْتِصْحاب عَدَم طَلاق» نسبت به همسرش جاری می کند.

قِسْم دوم: «شَکٌ في الرّافِعیّةِ الموجود»: مثلاً مُکلّف در روز جمعة نماز ظُهْر خوانده؛ اگر آن چه بر او واجب بوده نماز ظهر بوده باشد، این عمل او «رافِع» است. امّا اگر در واقع نماز جمعة بر او واجب بوده، رافِع» نیست.

قِسْم سوم: «شَکٌ في الرّافِعیّةِ لأجْل الجَهْل بحُکْم الموضوع»: مثل کسی که بعد از وضوء «آب مَذْي» از بدنش خارج می شود؛ زیرا مکلّف شَک می کند آیا «مَذْي» هم از مُبْطِلات وضوء هست یا خیر.

قِسْم چهارم: «شَکٌ في الرّافِعیّةِ لأجْل الجَهْل بوصف الموضوع»: از مکلّف رُطوبتی سر زده و نمی داند که این رُطوبت، «بوْل» است که وضویش باطل باشد یا «آب مَذْي» است که وضویش باطل نشده.

قِسْم پنجم: «شَکٌ في الرّافِعیّةِ لأجْل الجَهْل بحُکْم الموضوع للجَهْل بحُکْم الرّافع»: مثلاً قرآن کریم فرموده: ﴿فتَیَمَّموا صَعیداً طَّیّباً﴾[1] . و مکلّف بر «آجُر» تَیَمُّم کرده. در اینجا مفهوم «صَعید» إجْمال دارد و معلوم نیست آیا «آجُر» هم خاک محسوب می شود که تَیَمُّم بر آن جایز باشد یا نَه.

 

أمْر پنجم: «ما هو الدَّلیلُ عَلَیٰ حُجّیَّةِ الإسْتِصْحاب»؟:

دلیل نخست: «بناءُ العُقَلاء»؛ عُقَلای عالَم در جریان زندگی خود، «إسْتِصْحاب» جاری می کنند.

إشْکال ما به این دلیل: این طور نیست که عُقلاء در همه جا «إسْتِصْحاب» جاری کنند. زیرا اوّلاً در جایی که یک نوع إطمینانی داشته باشند «إسْتِصْحاب» جاری می کنند. در حالی که ما «إسْتِصْحاب» را باید در همه جاری کنیم. ثانیاً در أمور و کارهای کوچک «إسْتِصْحاب» جاری می کنند. بنابراین بین «بناء عُقَلاء» و «عَمَل آن ها به إسْتِصْحاب» رابطه ی منطقي «عموم و خصوص مِن وَجْه» یا «عموم و خصوص مُطْلق» برقرار است.

إشْکال مرحوم آخوند خُراساني (ره) به این دلیل: بناء عُقلاء در مورد «إسْتِصْحاب» داریم امّا «رادِع» داریم. یعنی شارع مقدّس از عَمَل به «إسْتِصْحاب» مَنْع کرده؛ زیرا در قرآن کریم آمده: إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا. و «إسْتِصْحاب» هم «ظَّنّ» است!

جواب مرحوم نائیني (ره) به این إشْکال مرحوم آخوند خُراساني (ره): این مطلب شما مُسْتَلْزم «تناقض» است. در مَبْحث «حُجّیّت خبر واحد»، کسانی که إسْتدلال کرده اند که بنا بر «بناء عُقَلاء» خبر واحد حُجَّت است و گروهی آمده اند این إسْتدلال را رد کنند گفته اند بر این که در عَمَل به خبر واحد، ظَنّ رادِع است شما به آن ها إشْکال کردید که رادِعیّت این آیات نسبت به حُجّیّت خبر واحد، مُسْتَلزم «دَوْر» است. و در «بناء عُقَلاء» فرقی بین «حُجّیّت خبر واحد» و «إسْتِصْحاب» نیست. لذا این مطلب قبلی شما با این مطلب اخیرتان در «تَناقُض» است.

إشْکال مرحوم گُلْپایگاني (ره) به این جواب: در «بناء عُقَلاء» فرق است بین «حُجّیّت خبر واحد» و «إسْتِصْحاب»؛ زیرا «خبر واحد» در نظر «عُرْف و عُقَلاء» بر خلاف ما نحن فیه به دلیل وسیع بودن «حُجّیّت خبر واحد»، «ظَنّ» نیست؛ از این روست که عُقلاء «قول ثِقَة» را مانند چراغ تَلقي می کنند. لذا آیات شامل «خبر واحد» نمی شود.

إشْکال ما به مرحوم نائيني (ره): لذا می گوییم اصلاً آیات «ظَنّ» هم «حُجّیّت خبر واحد» و هم «إسْتِصْحاب» را شامل نمی شود؛ زیرا «ظَنّ» در عِلْم مَنْطق به معنای «تَرْجیحُ أَحَدُ الطَّرفین» بر طرف دیگر است در حالی که «ظَنّ» در قرآن کریم به معنای «تَخْمین و حَدْس» است. نظیر این آیه ی شریفه: ﴿وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكَاءَ ۚ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ﴾[2] .

«خَرْص» در این آیه ی کریمه، «تَخْمین و تَخَیُّلات» است.

نکته: لِسان آیات «مُطْلق ظَنّ» است نَه این که «ظَنّ در إعْتقادات» مراد باشد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo