« فهرست دروس
درس خارج اصول آیت‌الله جعفر سبحانی

1404/11/14

بسم الله الرحمن الرحیم

«آیَةُ الوضوء: الفَصْلُ الثّالث: إجْتهادات تجاه النّص: إجْتهاد الزَّمَخْشَري، إجْتهاد الرّازي و إجْتهاد إبْن قُدامَة»/شرائط الأصول /الأصول العمليّة

 

موضوع: الأصول العمليّة/شرائط الأصول /«آیَةُ الوضوء: الفَصْلُ الثّالث: إجْتهادات تجاه النّص: إجْتهاد الزَّمَخْشَري، إجْتهاد الرّازي و إجْتهاد إبْن قُدامَة»

 

در جلسه ی قبل ذیل فصل سوم، دو إجْتهاد در مقابل نَصّ نسبت به نظر امامیّة بر أساس حُکْم قرآن توسّط برخی از عُلمای أهْل سُنَّت در بحث «آیه ی وضوء» از «آیاتُ الأَحْکام» را مورد نَقْد و بررّسی قرار دادیم. در این جلسه به ادامه ی این بحث خواهیم پرداخت.

 

ادامه ی بحث فَصْل سوم: «إجْتهادات تجاه النّص»:

کسانی که در مقابل قرآن إجْتهاد کرده اند دو گروه هستند:

گروه نخست («أبوبَکر جَصّاص): خدشه به دَلالت آیه ی شریفه ی وضوء و إثْبات «غَسْل أرْجُل» با «إجْماع عُلماء».

گروه دوم: مُسَلَّم بودن دَلالت آیه ی شریفه ی وضوء و نَسْخ آیه ی شریفه با روایات پیامبر گرامی إسْلام (صَلّیٰ الله علیه و آله و سَلَّم).

در جلسه ی پیش إجْتهاد هر دو را رد کردیم.

کلام «زمَخْشَري»: کلمه ی «أرْجُلکم» در آیه شریفه وضوء، مُسَلَّماً عَطْف است بر «وُجوهکم». امّا علّتی که «أرْجُلکم» را اینجا آمده این است که آب در منطقه ی عربستان پُر ارزش بوده لذا کلمه ی «أرْجُلکم» را در کنار «رُءوسکم» آورده که بفرماید مکلّفین در مَصْرَف آب برای وضوء صَرْفه جویی کنند!

إشْکال به این کلام ایشان:

أوّلاً: این نکته‌ ای که بیان کردید غیر از شما کسی نگفته و نفهمیده. لذا مفهوم نیست.

ثانیاً: این چه نکته ای هست که موجب اشتباه است! چون ما می فهمیم که «أرْجُلکم» عَطْف است بر «رُءوسکم» لذا عَطْف کردن بر «وُجوهَکم» غَلَط است.

کلام «فَخْر رازي»:

الف) اگر «أرْجل» شُسْته شود، جمْع بین «غَسْل» و «مَسْح» می شود؛ زیرا «الغَسْلُ یَشْتَمِلُ عَلَی المَسْح».

ب) دلیل این که باید پاها را شُسْت همان «حَدّ» یعنی «کَعْبین» است که در شُسْتن دست ها که «مِرْفَق» باشد هم آمده! لذا آنجایی که «غَسْل» است، همان جا هم «حَدّ» است.

إشْکال به این کلام ایشان: نسبت به دلیل نخست شما قبلاً در إشْکال به راه حَلّ «أبوبَکْر جَصّاص» عَرْض کردیم که معنای «مَسْح» با «غَسْل» از زمین تا آسمان فرق دارد. در «مَسْح» نباید آب در موضِع جاری شود در حالی که در «غَسْل» آب باید در محلّ مورد نظر جاری شود. علاوه بر این گاهی «غَسْل» هست امّا «مَسْح» نیست؛ مثل گرفتن دست به زیر جریان آب شیر یا دست بردن به زیر آب رودخانه و شُسْتن. گاهی هم «مَسْح» هست امّا «غَسْل» نیست؛ مثل پاک کردن خورده نان یا بِرنج از تَه سُفْره با دست یا مالِش دادن دست. و گاهی هم «غَسْل» و هم «مَسْح» با هم توأمان است؛ مثل کسی که آب می ریزد روی دست خون آلود خود و همزمان دست می کِشد تا خون را پاک کند. بنابراین لزوماً «غَسْل» همیشه «مَسْح» نیست. با توجّه به آنچه گفته آمد اگر در یک جمله گفته شود «إغْسِل النَّجِسَ بالیَد» در این فرض هم «غَسْل» و هم «مَسْح» هست؛ زیرا آب جدید نیاز است. امّا اگر مثل آیه ی شریفه ی وضوء یک بار بگوید ﴿فأغْسِلوا وُجوهَکم و أَیْدیَکم إلی المَرافِق﴾[1] و بعد بگوید «وأمْسَحوا برُءوسِکم و أرْجُلکم [بالماء المُتِقدّم]»، فقط «مَسْح» مُراد است.

و نسبت به دلیل دوم نیز در ذیل کلام «إبْن جُوزي» این إسْتِدْلال را هم ما رد کردیم و هم مرحوم سیّد مُرتضی (ره). در آنجا عَرْض نمودیم این قاعده ی شما کُلّیّت ندارد و درست نیست؛ زیرا «وُجوهَکم» نیز که باید شُسْته شود، «حَدّ» مُعَیَّن نشده. همان إشْکال دقیقاً در همین جا نیز می آید.

کلام «إبْن قُدامَة»: با سه دلیل ثابت می شود که أرْجُل باید «غَسْل» شود:

۱. «شُسْتن سَر» در «وضوء» مشکل است امّا «شُسْتن پا» آسان است. و بین این دو فرق است!

۲. «پا» بر خِلاف «سَر» در واقع «مَحْدود» است و هر جا که «مَحْدود» باشد باید شُسْته شود!

۳. «سَر» معمولاً تمیز است و خیلی کمتر در مَعْرَض کَثیفی است ولی «پا» مخصوصاً در آن زمان که معمولاً پاهاشان بِرِهْنه بوده مرتّب در مَعْرَض کِثافات، آلودگی و نجاست است و باید شُسْته شود!

إشْکال به این کلام ایشان:

أوّلاً: شُستن سَر أصلاً مشکل نیست؛ حتّی به اندازه ی یک بَنْد انگشت هم می توان سَر را شُسْت.

ثانیاً: عرض کردیم این قاعده ی شما کُلّیّت ندارد؛ زیرا «وُجوهَکم» نیز که باید شُسْته شود، «حَدّ» مُعَیَّن نشده.

ثالثاً: فُقَهای امامیّة فَتْواء داده اند أمْثال فَلّاحین و کشاورزان أوّل پاهای خود را بشویند و بعد «مَسْح» بکِشَند.

کلام «خازِن»: بنا بر این که «أرْجُلکم» إعْرابش «نَصْب» باشد، به کلمه ی «وُجوهَکم» عَطْف می شود و لذا هیچ مشکلی نیست. لذا مشکل در مَجْرور بودن «أرْجُلکم» است. حَلّ این مشکل این است که «أرْجُلکم» در «إعْراب» تابع «برءوسکم» است امّا در معنا تابع همان «وُجوهَکم» است. مثل ضَرْب المَثَل معروف «جُحْرُ ضَبٍّ خَرْبٍ»!

علاوه بر آن «مَسْح» در اینجا به معنای «غَسْل» است!

إشْکال به این کلام ایشان: این که می فرمایید «أرْجُلکم» در حالت «نَصْب» صد در صد درست است، «هذا أَوّلُ الکلام»! زیرا قبلاً عَرْض نمودیم لازمه ی این عَطْف، فاصله افتادن یک جمله ی مُسْتَقل بین «مَعْطوف» و «مَعْطوفٌ عَلَیه» است و این درست نیست. بلکه «أرْجُلکم» عَطْف است به محلّ «برءوسکم». امّا این که فرمودید «أرْجُلکم» در حالت «مَجْرور» فقط «إعْراب» آن تابع «برءوسکم» است ولی در معنا تابع «وُجوهَکم» است، در جایی است که مایه ی «إلْتِباس» نباشد ولی در اینجا مایه ی «إلْتِباس» است. در ضَرْب المَثَل معروف «جُحْرُ ضَبٍّ خَرْبٍ» قرینه هست امّا در ما نحن فیه قرینه نیست.

امّا این که فرمودید «مَسْح» در اینجا به معنای «غَسْل» است، این «خِلاف ظاهر» است. بین این دو لفظ «عُموم و خُصوص مِن وَجْه» است.

 


logo