« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد حسین شوپایی

1405/06/24

بسم الله الرحمن الرحیم

/ المقدمة الرابعة /النهی فی عنوان المسألة یخص النفسی او یعم الغیری

 

موضوع: النهی فی عنوان المسألة یخص النفسی او یعم الغیری/ المقدمة الرابعة /

در این بحث که آیا نهی در عنوان مسئله، اختصاص به نهی نفسی دارد یا نهی غیری را هم شامل می شود، مرحوم آخوند و مرحوم شیخ قائل به تعمیم نهی به نهی غیری شدند.

در مقابل، محقق قمی قائل هستند که محل نزاع اختصاص به نهی نفسی دارد و نهی غیری از محل نزاع خارج است ، مرحوم نایینی نیز مانند مرحوم محقق قمی فرموده اند که وجهی برای دلالت نهی غیری بر فساد وجود ندارد. زیرا نکته اقتضای فساد در نهی نفسی، در نهی غیری وجود ندارد. نهی نفسی به این نکته اقتضای فساد دارد که کاشف از مفسده در عمل است و مفسده و عدم وجود مصلحت در عمل با صحت عبادت نمی سازد. ولی نهی غیری نهایتاً کشف می کند که متعلقش نمی تواند مأمور به باشد، اما اینکه مصلحت ندارد و دارای مفسده است، نمی شود از نهی غیری استفاده کرد، بلکه ممکن است ملاک داشته باشد و از راه ملاک حکم به صحت عبادت شود. مگر اینکه همچون صاحب جواهر قائل به شرطیت امر در صحت عبادت شویم. و الا چنانچه در صحت عبادت امر لازم نباشد، با توجه به اینکه صلات در وقت ازاله، در داشتن ملاک مانند سایر افراد صلات است، از راه وجود ملاک حکم به صحت آن می شود. حتی اگر مثل صاحب جواهر وجود امر را در صحت عبادت لازم بدانیم، باز هم می توان با تعلق امر ترتبی به ضد عبادی حکم به صحت آن کرد. بنابراین وجهی برای اقتضای فساد در مورد نهی غیری وجود ندارد.

این اشکال در این بحث که آیا امر به شیء مقتضی نهی از ضد است یا خیر، مطرح شده است. برخی به عنوان ثمره بحث فرموده اند که در فرضی که ضد واجب اهم، عبادت است، اگر قائل شویم که امر به شیء مقتضی نهی از ضد می باشد، باید حکم به فساد آن شود، واگر قائل به اقتضاء نباشيم حکم به صحت آن می شود.

از دو جهت به این ثمره اشکال شده است. از طرفی مثل مرحوم شیخ بهائی اشکال کرده اند که حتی اگر قائل به اقتضا نباشیم، نمی توانیم در ضد عبادی حکم به صحت کنیم، زیرا صحت نیاز به امر دارد و حتی اگر ضد عبادی نهی نداشته باشد، لااقل امر نمی تواند داشته باشد. از طرفی دیگر مرحوم سید یزدی و مرحوم نایینی اشکال کرده اند که بنابر اینکه مقتضی نهی از ضد باشد هم نمی توان حکم به فساد کرد. زیرا حتی اگر قائل به اقتضاء نهی از ضد شویم، نهی غیری ثابت می شود و نهی غیری مقتضی فساد نیست.

در همان بحث، جواب داده شده است که در نهی تبعی غیری هم باید حکم به فساد شود. البته نه به نکته حکم به فساد در نهی نفسی. در نهی نفسی، چون تعلق نهی به عمل کاشف از مفسده و مبغوضیت ذات عمل است، حکم به فساد می شود. اما در نهی غیری، به این خاطر است که تعلق نهی باعث می شود که متعلق از دایره تعلق امر خارج شود و دیگر وجهی برای صحت عبادت باقی نماند. زیرا عبادت برای صحت، یا باید امر داشته باشد یا ملاک. امر به خاطر تعلق نهی غیری منتفی شده است. ملاک هم احراز نمی شود. چراکه طریق انحصاری احراز مصالح و مفاسد افعال، اوامر و نواهی است که فرض این است تعلق امر منتفی می باشد و لذا ملاک هم احراز نمی شود.

اينکه مرحوم نایینی فرمودند که حتی اگر عبادت ضد واجب اهم، یعنی صلات در وقت وجوب ازاله نجاست از مسجد، امر مطلق نداشته باشد، ولی امر ترتبی دارد. این فرمایش نیز صحیح نیست و در فرض مسئله، امر ترتبی جا ندارد. زیرا امر ترتبی در جایی معقول است که طلب حاصل نشود ، و در مقام امر ترتبی به طلب حاصل بر می گردد. زیرا امر ترتبی در مقام باید به این نحو باشد که مولا به نحو نهی غیری به مکلف بگوید در وقت ازاله نجاست از مسجد نماز نخوان، ولی اگر این نهی غیری را عصیان کردی و نماز خواندی نماز بر تو واجب است. این طلب حاصل است.

بنابراین در اشکال به فرمایش مرحوم نایینی باید گفت که ملاک اقتضای فساد که در نهی نفسی وجود دارد، یعنی کشف از مفسده و مبغوضیت ذاتی عمل، در نهی غیری وجود ندارد، ولی نهی غیری ملاک دیگری برای اقتضای فساد دارد و آن اینکه با تعلق نهی غیری، متعلق از دایره اطلاق امر بیرون می برد و دیگر راهی برای حکم به صحت عمل باقی نمی ماند.

در نتیجه همانطور که نهی نفسی اقتضای فساد دارد نهی غیری هم اقتضا دارد.

0.0.0.1- مقدمه چهارم؛ مقصود از عبادت در عنوان مسئله

مرحوم آخوند در مقدمه چهارم فرموده اند که مراد از عبادت در عنوان مسئله این دو معناست؛ یا عملی است که اگر حرمت به آن تعلق نگیرد، بنفسه و بعنوانه و بر اساس ساختار خود عمل، عبادت خداوند متعال و موجب تقرب به اوست؛ مثل سجود و تسبیح و تقدیس پروردگار متعال که ذاتاً عبادت محسوب می شوند. یا عملی است که اگر امر به آن تعلق بگیرد، امر عبادی است، یعنی ساقط نمی شود مگر اینکه مکلف عمل را به نحو قربی بیاورد؛ مثل صوم که عملی است که اگر امر به آن تعلق بگیرد، امر عبادی است و برای ساقط شدن نیاز به قصد قربت دارد. از قسم اول تعبیر به عبادت ذاتی و از قسم دوم تعبیر به عبادت شأنی می شود. مرحوم آخوند فرموده اند که مقصود از عبادت در محل کلام عبادت ذاتی و شأنی است، نه عبادت فعلی که امر به آن تعلق گرفته است و با فرض تعلق امر بحث می کنیم که اگر نهی به آن تعلق بگیرد، آیا مقتضی فساد است یا خیر.

از این فرمایش مرحوم آخوند استفاده می شود که علاوه بر دو قسم اول و دوم، عبادت قسم سومی هم دارد که عبادت فعلی باشد. مقصود از آن عملی است که امر به آن تعلق گرفته است و امر آن ساقط نمی شود مگر با اتیان به وجه قربی. از میان این سه قسم، فقط قسم اول و دوم در عنوان مسئله اراده شده اند.

اصل مقدمه چهارم و بیان مقصود از عبادت در عنوان مسئله، برای رفع این اشکال است که باتوجه به اینکه عبادت، عملی است که مورد امر و دارای مصلحت می باشد، هرچند امر و مصلحت استحبابی، چطور فرض می شود که نهی نیز به آن تعلق بگیرد تا بحث شود که در صورت تعلق نهی، اقتضای فساد دارد یا خیر.

به همین جهت مرحوم آخوند در مقدمه چهارم فرموده اند که عبادت در محل بحث، عبادت فعلی نیست تا اشکال ایجاد شود، بلکه عبادت ذاتی یا عبادت شأنی است. هر دو صلاحیت تعلق نهی را دارند. هرچند سجده عملی است که ذاتاً عبادت می باشد، ولی اگر در موردی متعلق نهی قرار گیرد، بحث می شود که آیا اقتضای فساد را دارد یا خیر. در عبادت شأنیه مثل صوم نیز اگر متعلق نهی قرار گیرد، مانند صوم یوم العیدین، داخل در محل بحث می شود که آیا این نهی اقتضای فساد دارد یا خیر.

در مقابل این دو تعریف، تعاریف دیگری برای عبادت در محل نزاع شده است که مرحوم آخوند به آنها اشکال می کند.

مرحوم شیخ در مطارح عبادت را به عملی تعریف کرده اند که اُمِر به لأجل التعبد به. یعنی امر به عمل شده است تا شخص به واسطه آن عمل عبادت کند.

مرحوم میرزای قمی نیز در معنای عبادت در محل نزاع فرموده اند ما یتوقف صحته علی النیه.

تعریف سوم هم از میرزای قمی است که ما لا یُعلم انحصار المصلحة فیها فی شیء، در مقابل واجب توصلی که ملاک و مصلحت در آن معلوم است.

مرحوم آخوند فرموده اند که هیچ از این معانی در محل نزاع مراد نیست. زیرا در این سه تعریف عبادت به نحوی تعریف شده است که قابل تعلق نهی نیست. چراکه اگر طبق تعریف اول عبادت عملی باشد که اُمر به لأجل التعبد به، امر فعلی در آن فرض شده است چنین عملی قابلیت تعلق نهی ندارد. در تعریف دوم و سوم نیز فعلیت امر به عبادت فرض شده است و لذا قابلیت تعلق امر را ندارد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo