« فهرست دروس
درس تفسیر استاد علی اکبر سیفی مازندرانی

1404/10/09

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر 223 سوره بقره

موضوع: تفسیر 223 سوره بقره

« نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»[1]

لفظ «أَنَّى» به چه معناست؟ از مجموع کلمات اهل لغت و علمای لغت، اعم از قدما و متأخرین، استفاده می‌شود که لفظ «أَنَّى» هم به معنای «أین» (کجا) می‌آید، هم به معنای «کیف» و «علی أی حال» می‌آید، و هم به معنای «متی» (چه زمانی) به کار می‌رود.

بنابراین، آنچه در «تبیان» و همچنین «مجمع البیان» طبرسی و در «بحار» علامه مجلسی آمده است - که ایشان البته به «قول» نسبت داده و نقل کرده است - مبنی بر اینکه «أَنَّى» به معنای «متی» مخالف با لغت و کلمات لغویین است، سخن تمامی نیست؛ زیرا برخی از اهل لغت تصریح کرده‌اند که به معنای «متی» نیز می‌آید. از جمله خلیل بن احمد فراهیدی که عبارتش گذشت: «أ أَنَّى، معناها: كيف؟ ومن أين؟ .. أنّى شئت: [كيف شئت؟] ومن أين شئت؟»[2] . زمخشری نیز چنین می‌گوید: « وكيف جار مجرى الظروف. ومعناه السؤال عن الحال. تقول كيف زيد؟ أي على أي حال هو. وفي معناه أني قال الله تعالى: " فأتوا حرثكم أني شئتم "»[3] ؛ که البته مفسرین قبول دارند در اینجا معنای سؤال نیست، بلکه «أَنَّى» به معنای اعم از سؤال و غیر سؤال است، لکن معنای «کیف» در هر دو جا می‌آید.

ابن اثیر می‌گوید: « و أمّا «أين» ، و «أنّى» فسؤال عن مكان مخصوص، تقول: أين زيد؟و أنّى زيد؟»[4] فخر رازی نیز در شرح کافیه می‌گوید: «و یجیء أَنَّى بمعنی کیف، نحو: (أَنَّى یؤفکون)، و یجوز أن یکون بمعنی من أین یؤفکون... و یجیء بمعنی متی». سیوطی نیز قائل است که: « وَتَقَع (أَنى) استفهاما بِمَعْنى (مَتى) نَحْو: {فَأتوا حَرْثكُمْ أَنى شِئْتُم} [الْبَقَرَة 223] وَبِمَعْنى من أَيْن نَحْو: {أَنى لَك هَذَا} [آل عمرَان: 37] وَبِمَعْنى كَيفَ نَحْو: {أَنى يحيي هَذِه الله بعد مَوتهَا} »[5] و آیه مورد بحث را به همین معنا گرفته است. سکاکی نیز می‌گوید: « وأما (أنّي) فتستعمل تارة بمعنى : كيف ، قال تعالى : (فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ)[١] أي : كيف شئتم. وأخرى بمعنى (من أين) قال تعالى : (أَنَّى لَكِ هذا)[٢] أي من أين؟ »[6] . تفتازانی و خطیب قزوینی نیز نظیر همین سخن را گفته‌اند.

در مجموع، برخی فی‌الجمله معنای «متی» را ذکر کرده‌اند، لکن این قول در اقلیت است. کسانی که معنای «متی» را گفته‌اند، مانند سیوطی و شارح کافیه، از ائمه لغت و علمای متقدم لغت محسوب نمی‌شوند. آنچه در کلمات علمای اقدم لغت آمده، عمدتاً همان «أین» و «کیف» است که در این آیه شریفه با هر دو سازگاری دارد.

علامه مجلسی بیانی دارد و نقل می‌کند: « وقوله سبحانه: " أنى شئتم " قد اختلف في تفسيره، فقيل: معناه من أي موضع شئتم، ففيها دلالة على جواز إتيان المرأة في دبرها، وعليه أكثر علمائنا ووافقهم مالك، وسيأتي تحقيق المسألة في كتاب النكاح إنشاء الله وقيل معناه من أي جهة شئتم لما روي من أن اليهود كانوا يقولون من جامع امرأته من دبرها في قبلها يكون ولدها أحول فذكر ذلك النبي صلى الله عليه وآله فنزلت وقيل: معناه متى شئتم، واستدل به على جواز الوطي بعد انقطاع الحيض وقبل الغسل لشموله لفظة أنى جميع الأوقات إلا ما خرج بدليل كوقت الحيض والصوم، ». سپس اعتراضی را نقل می‌کند که « واعترض على هذا الوجه بأن القول بمجئ أنى بمعنى متى يحتاج إلى شاهد، ولم يثبت، بل قال الطبرسي - رحمه الله - أنه خطأ عند أهل اللغة»[7] . مرحوم شیخ طوسی و طبرسی نیز فرموده‌اند که این معنا با کلمات لغویین سازگاری ندارد.

پس در مجموع، آنچه مرحوم آقای خویی می‌فرماید که معنای «متی» با کلمات ائمه لغت سازگاری ندارد صحیح است، هرچند برخی از نحویین متأخر قائل به آن شده‌اند. لفظ «أَنَّى» بین مکانیه (أین) و کیفیه (کیف) دایر است. تتبع نشان می‌دهد که «أَنَّى» به معنای «أین» دائماً برای سؤال می‌آید، اما به معنای «کیف» کثیراً ما در آیات و روایات برای بیان کیفیتِ متعلقِ امر می‌آید؛ یعنی این «أَنَّى» می‌آید تا نطاق و گستره آن متعلق امر را بیان کند.

در غیر از این آیه، مثال‌های دیگری نیز در روایات وجود دارد. مثلاً در صحیحه علی بن جعفر آمده است: « عبد الله بن جعفر في (قرب الإسناد) عن عبد الله بن الحسن، عن جده علي بن جعفر، عن أخيه موسى بن جعفر عليهم السلام قال: نوافلكم صدقاتكم فقدموها أنى شئتم. »[8] . در اینجا «قدموها» به معنای «قدموها الی الآخرة» است؛ یعنی عمل صالح را هر طور و با هر کیفیتی یا هر زمانی خواستید برای آخرت پیش بفرستید. در دعا نیز آمده است: « اللَّهُمَّ إِنَّكَ تـَكْفِي مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَكْفِي مِنْكَ شَيْءٌ فَاكْفِنِي أَمْرَ فُلَانٍ بِمَ شِئْتَ وَ كَيْفَ شِئْتَ وَ مِنْ حَيْثُ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ »؛ یعنی به هر گونه‌ای که اراده فرمودی مرا از شر جن و انس کفایت کن. همچنین در روایتی تاریخی درباره قیام مصریان علیه عثمان، آمده است که عثمان به وساطت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به معترضین گفت: «... فأجابهم إلى ما أحبوا ، فقالوا : اكتب لنا على هذا كتابا ، وليضمن علي عنك ما في الكتاب. قال : اكتبوا أنى شئتم... »[9] ؛ یعنی هر طور و با هر کیفیتی که می‌خواهید بنویسید، من قبول می‌کنم.

در مجموع، چه در نصوص و چه در آیه، معنای «کیف شئتم» آمده است. اگرچه اکثر علمای ما طبق نقل «تبیان» و «مجمع البیان» آن را به معنای «أین» (مکانیه) گرفته‌اند، اما با «کیف» نیز کاملاً سازگاری دارد. نکته بسیار مهم این است که چه آن را به معنای «أین» بگیریم، چه «کیف» و چه «متی»، در هر حال آیه اطلاق دارد؛ یعنی «فی أی زمان شئتم»، «فی أی مکان و موضع من مواضع بدنها»، «فی أی جهة... قبلا او دبرا» و «علی أی حال شئتم». به مقتضای اطلاق این آیه شریفه - همان‌طور که جزء اعتقادات فقهای امامیه است - جواز در قبل و دبر (پس از رفع حیض و اغتسال) ثابت است.

احکام حیض

حیض که در آیه شریفه «فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ» آمده است: در لغت، «حاض یحیض حیضا» به معنای سریان و جریان آمده است. در روایات گاهی تعبیر «دم الحیض» و گاهی خود «حیض» آمده است. اوصاف آن شامل جریان، سیلان، احمر بودن، عبیط بودن و دارای حرارت و طراوت بودن است. گاهی نیز در روایات آمده که «قد یتفق» به رنگ اصفر باشد.

اقل حیض سه روز و اکثر آن ده روز است. اقل سن حیض، نُه سال (تسع سنین) است که در روایات تصریح شده اولِ بلوغ است و از علائم بلوغ زن شمرده می‌شود. در مورد سن یائسگی اختلاف است بین پنجاه (خمسون) و شصت (ستون) سال. نصوص سه طایفه‌اند: برخی پنجاه، برخی شصت و برخی قائل به تفصیل شده‌اند (مثل مرسل ابن ابی‌عمیر، مرسل شیخ طوسی و مرسل صدوق). ضعف سند روایات مفصل، به فتوای مشهور اصحاب ما که بین قرشی (شصت سال) و غیرقرشی (پنجاه سال) تفصیل قائل شده‌اند، منجبر می‌شود و این تفصیل مقتضای تحقیق و شاهد جمع بین نصوص است.

اقل طهر بین دو حیض ده روز است و اکثر طهر حدی ندارد.

روایاتِ مقام

در موثقه معاویة بن عمار - که خود او امامی و ثقه است ولی در سند روات فتحی هستند - آمده است: « وعن حميد بن زياد، عن الحسن بن محمد، عن عبد الله بن جبلة، عن معاوية ابن عمار، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن الحائض ما يحل لزوجها منها؟ قال: ما دون الفرج»[10] . تعبیر «ما دون» در اینجا به معنای «غیر» است، یعنی تمام بدن زن غیر از فرج. در صحیحه عبدالله بن سنان نیز عین همین تعبیر آمده است. در صحیحه عبدالملک بن عمرو تعبیر «کل شیء غیر الفرج» آمده است.

در صحیحه عمر بن یزید آمده است: « وعنه، عن البرقي، عن عمر بن يزيد قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: ما للرجل من الحائض؟ قال: ما بين أليتيها ولا يوقب»[11] ؛ یعنی ادخال نکند. در صحیحه حلبی نیز آمده است: « وعنه، عن علي بن أسباط، عن عمه يعقوب بن سالم الأحمر، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سئل عن الحائض ما يحل لزوجها منها؟ قال: تتزر بإزار إلى الركبتين وتخرج ساقيها، وله ما فوق الإزار »[12] .

در صحیحه محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) آمده است که اگر در آخر ایام حیض خون قطع شود: « محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن العلا، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام في المرأة ينقطع عنها الدم دم الحيض في آخر أيامها، قال: إذا أصاب زوجها شبق فليأمرها فلتغسل فرجها ثم يمسها إن شاء قبل أن تغتسل»[13] . واژه «یمس» در اینجا هرگز به معنای ادخال نیست، زیرا ادخال قبل از غسل با سایر نصوص معارضه دارد. فقها فرموده‌اند معنای آن فقط مس با دست است؛ زیرا به دلیل «شبق»، برای دفع عامل حرام و ارضا، این مس جایز دانسته شده است.

همچنین در صحیحه جمیل ذیل آیه شریفه «يُحِبُّ اَلتَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ اَلْمُتَطَهِّرِينَ» آمده است: « محمد بن يعقوب، عن محمد بن إسماعيل، عن الفضل بن شاذان، وعن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن جميل بن دراج، عن أبي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل (إن الله يحب التوابين ويحب المتطهرين) قال: كان الناس يستنجون بالكرسف والأحجار ثم أحدث الوضوء وهو خلق كريم فأمر به رسول الله صلى الله عليه وآله وصنعه فأنزل (له خ ل) الله في كتابه (إن الله يحب التوابين ويحب المتطهرين)»[14] . منظور از «وضوء» در اینجا نظافت و شستشو است که چون بهتر پاک می‌کرد، مردم شروع به انجام آن کردند و اسلام آن را تأیید کرد.

در صحیحه عبید بن زراره (یا عبیدة الحذاء) آمده است: « ن الحيض للنساء نجاسة رماهن الله عز وجل بها، وقد كن النساء في زمن نوح إنما تحيض المرأة في السنة حيضة حتى خرج نسوة من محاريبهن، وكن سبعمأة امرأة فانطلقن فلبسن المعصفرات من الثياب، وتحلين وتعطرن، ثم خرجن فتفرقن في البلاد فجلسن مع الرجال، وشهدن الأعياد معهم وجلسن في صفوفهم، فرماهن الله بالحيض عند ذلك في كل شهر، يعني أولئك النسوة بأعيانهن، فسالت دمائهن فأخرجن من بين الرجال فكن يحضن في كل شهر حيضة (إلى أن قال:) وكان غيرهن من النساء اللواتي لم يفعلن مثل ما فعلن يحضن في كل سنة حيضة، قال فتزوج بنو اللواتي يحضن في كل شهر حيضة بنات اللواتي يحضن، في كل سنة حيضة فامتزج القوم فحضن بنات هؤلاء وهؤلاء في كل شهر حيضة وكثر أولاد اللواتي يحضن في كل شهر حيضة لاستقامة الحيض وقل أولاد اللواتي يحضن في كل سنة حيضة لفساد الدم، قال: فكثر نسل هؤلاء وقل نسل أولئك»[15] . زنان در زمان نوح (علیه السلام) سالی یک بار حیض می‌شدند. تا اینکه هفتصد زن از حجاب خارج شدند، لباس‌های رنگین (معصفرات) پوشیدند، خود را آراستند و در مجالس و جشن‌های مردان نشستند. خداوند آن‌ها را در هر ماه مبتلا به حیض کرد تا شهوتشان شکسته شود. سایر زنان نیز به آن‌ها ملحق شدند. خداوند چنین سیر تکوینی طبایع زنان را بیان کرد و احکام خاص حیض (تطهیر و تحریم مقاربت) را اسلام جعل فرمود.

در صحیحه ابی‌عبیده، امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند: « وعن علي، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينة، عن أبي عبيدة قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: إن الله تبارك وتعالى أشد فرحا بتوبة عبده من رجل أضل راحلته وزاده في ليلة ظلماء فوجدها، فالله أشد فرحا بتوبة عبده من ذلك الرجل براحلته حين وجدها »[16] . خداوند از بنده‌ای که توبه کند، بیش از کسی که مرکب و توشه‌اش را در بیابان و شب تاریک گم کرده و سپس پیدا می‌کند، خوشحال می‌شود.

اما در خصوص آیه «نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ»، صحیحه معمر بن خلاد را داریم: « قال: قال لي أبو الحسن عليه السلام أي شئ يقولون في اتيان النساء في أعجازهن؟ قلت: انه بلغني ان أهل المدينة لا يرون به بأسا فقال: ان اليهود كانت تقول إذا اتي الرجل المرأة من خلفها خرج ولده أحول فأنزل الله عز وجل " نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم أني شئتم " من خلف أو قدام خلافا لقول اليهود ولم يعن في أدبارهن. [17] ».

این روایت ظاهراً برخلاف روایات دیگر است؛ زیرا آیه را این‌گونه تفسیر کرده که به هر جهتی (چه قدام و چه خلف) لکن در قُبُل (ادخال در قبل) باشد، تا قول یهود که می‌گفتند «اگر از پشت در قبل ادخال شود فرزند لوچ می‌شود» ابطال گردد.

در پاسخ به این سؤال که آیا این روایت معارض نیست، باید گفت: این روایت نفی ماعدا نمی‌کند. اطلاق آیه «أَنَّى شئتم» شامل دبر، قبل، و حالات مختلف در قبل (از پشت یا جلو) می‌شود. این روایت بر اساس قاعده جری و تطبیق، بخشی از اطلاق آیه را که مربوط به ابطال قول یهود است، تفسیر می‌کند. اگرچه کسانی مثل مرحوم آقای خویی اصرار دارند که «حرث» (کشتزار) فقط با محل تولید ولد (قبل) سازگار است -همان‌طور که دانه را در جایی می‌کارند که قابلیت رویش داشته باشد نه در آب یا جای غیرقابل کشت- اما نصوص فوق حد استفاضه (و بلکه متظافر) تصریح دارند که «قبلا او دبرا» تفاوتی ندارد.

در صحیحه ابن ابی‌یعفور، راوی صریحاً درباره اتیان در دبر سؤال می‌کند. امام (علیه السلام) می‌فرمایند: « وعنه، عن علي بن أسباط، عن محمد بن حمران، عن عبد الله بن أبي يعفور قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الرجل يأتي المرأة في دبرها قال: لا بأس إذا رضيت قلت: فأين قول الله عز وجل " فأتوهن من حيث امركم الله " قال: هذا في طلب الولد فاطلبوا الولد من حيث امركم الله ان الله عز وجل يقول: " نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم أنى شئتم "»[18] . (البته اگر همراه با ایذاء باشد جایز نیست). راوی می‌پرسد: «فأین قول الله عز و جل (فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)؟» (بقره: ۲۲۲). امام می‌فرمایند: «هذا فی طلب الولد؛ فاطلبوا الولد من حیث امرکم الله. إن الله تعالی یقول: (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ)». این روایت بسیار جالب است؛ زیرا ذیل آیه (حرث) را به عنوان دلیلی برای جواز مطلق (حتی در غیر طلب ولد) در مقابل صدر آیه (امرکم الله) که مربوط به طلب ولد است، قرار می‌دهد.

علاوه بر نصوص متظافر، روایتی صحیحه وجود دارد که می‌فرماید تمام مواضع بدن زن جایز است « محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، ومحمد بن الحسين، عن محمد بن إسماعيل بن بزيع، عن منصور بن يونس، عن إسحاق بن عباد، عن عبد الملك ابن عمرو قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام ما لصاحب المرأة الحايض منها؟ فقال: كل شئ ما عدا القبل بعينه. » (در زمان حیض).[19]

در صحیحه دیگری (روایت دوازدهم) از ابن ابی‌یعفور وقتی راوی اشکال می‌کند که اگر دبر جایز است پس آیه «فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ» چه معنایی دارد؟ امام می‌فرمایند: «هذا فی طلب الولد». یعنی اگر کسی طالب فرزند باشد، باید از آن مسیری که خداوند امر کرده (قبل) اقدام کند، اما آیه «نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ» مطلق است. این استدلال امام (علیه السلام) بسیار زیباست و شبهات را رفع می‌کند.


[1] -آیه 223 بقره.
logo