1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد ادله قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /نقد ادله قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه
قائلین به وجوب تخییری میگویند مجموع روایات باب دال بر وجوب تعیینی است اما قرائنی مانع از اقتضای تعیینی بودن آن است در جلسه گذشته استدلال به عمل اصحاب را رد کردیم به این تقریر که در آن زمان شرایط وجوب اصلا فعلیت نداشته مثل «عدالت» و سلّمنا که واجب تخییری بوده ، قاعدتا امام و اصحاب باید نماز جمعه را انتخاب میکردند نه ظهر را چون اقامه نماز جمعه ارحجیت دارد نسبت به نماز ظهر. اکنون به نقد ادله روایی میپردازیم.
تقریر استدلال به روایت «مطر»
« مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ تَدَعَ الْجُمُعَةَ فِي الْمَطَرِ.»[1]
یعنی در (وقت) باران، اشکالی ندارد که نماز جمعه را ترک کنید.
استدلال میشود که اگر نماز جمعه وجوب تعیینی داشت، حتماً باید خوانده میشد، زیرا وجوب، متعیّن در خود نماز جمعه است. حال آن که عِدل نماز جمعه در روز جمعه، نماز ظهر است؛ پس این دو، به صورت تخییری وجود دارند.
نقد استدلال به قرائن قولی
بررسی متن: جدای از اینکه این روایت ضعیف است، در دلالت آن نیز اشکال هست ، «مطر» به معنای باران است و باران درجات مختلفی دارد؛ از نمنم سبک تا بارشهای شدید و سیلآسا. مسلّماً مقصود از «مطر» در این روایت، بارانی است که مانع حضور باشد و موجب ضرر و خطر گردد. نماز جمعه به دلیل شرایط خاص خود (اجتماع در مکانی معیّن) مستلزم خروج مردم از خانههاست. اگر باران به حدی باشد که ایجاد خطر کند (مانند وقوع سیل یا مشکلات جدی در مسیر یا محل برگزاری)، ترک نماز جمعه در چنین شرایطی «لا بأس» دارد. این امر، دلیل بر نفی وجوب تعیینی نیست، بلکه نشان میدهد خطر و مشقّت شدید، مانع از فعلیت یافتن وجوب تعیینی میشود؛ همانگونه که در میدان جنگ، شرایط خوف، مانع از اقامه نماز چهار رکعتی به شکل کامل میگردد و آن را به «نماز خوف» تبدیل میکند. این تبدیل، دلیل بر تخییری بودن اصل نماز ظهر نیست، بلکه بیانگر وجود مانع خارجی است در فعلیت یافتن آن. به عبارت دیگر، این روایت نمیگوید نماز جمعه ذاتاً وجوب تخییری دارد، بلکه میگوید باران آسیبزا، مانع از اجرای وجوب تعیینی آن است. اگر نماز جمعه ذاتاً وجوب تخییری میبود، اساساً نیاز نبود امام (علیه السلام) چنین رخصتی بدهند؛ زیرا در وجوب تخییری، اصل، اختیار است. بیان امام (علیه السلام) که «لا بأس...» نشان میدهد اصل، وجوب است، ولی به دلیل وجود مانع (باران خطرناک)، ترک آن جایز شمرده شده است. بنابراین، این روایت بر وجود وجوب تعیینی دلالت میکند، نه نفی آن.
تقریر استدلال به روایت « یصلی الجمعه ولو مرة »
«وَ رَوَى ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لَا يَخْرُجَ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ أَنْ يُصَلِّيَ الْجُمُعَةَ فِي جَمَاعَةٍ[2] »[3] .
من دوست دارم مرد (مؤمن) از دنیا نرود مگر آن که یک بار (لااقل) از متعه بهرهمند شده باشد و یک بار در نماز جمعه به جماعت حاضر شده باشد. استدلال میشود که تعبیر «إِنِّي لَأُحِبُّ» (من دوست دارم) با وجوب تعیینی که دلالت بر الزام میکند، ناسازگار است و نشان از استحباب یا وجوب تخییری دارد.
نقد استدلال
۱. بررسی سند
این روایت سندا ضعیف است زیرا مرسل می باشد، قبلا سند آن بررسی شده است.
بررسی متن
تعبیر «أُحِبُّ» دال بر استحباب فعل است، سلّمنا که بپذیریم مشترک برای برای وحوب تعیینی و تخییری است و ما وجوب تخییری را از آن برداشت کنیم نه وجوب تخییری ممکن است در مواردی دیگر این الفاظ بیانگر علاقه شخصی متکلم به ذات یک عمل واجب باشد. نمونههای بسیاری در روایات وجود دارد که معصومین (علیهم السلام) به امور واجبی مانند نماز یا جهاد و صلاة ابراز محبت میکنند. مانند: « الصَّلَاةِ قُرَّةُ عَيْنِي» (نماز نور چشم من است) « أَنِّي أُحِبُ الصَّلَاةَ » (من نماز را دوست دارم) آیا میتوان از این تعابیر، استحباب نماز یا تخییری بودن آن را نتیجه گرفت؟ مسلّماً خیر. بنابراین، تعبیر «إِنِّي لَأُحِبُّ» در این روایت میتواند صرفاً بیانگر محبت امام (علیه السلام) نسبت به انجام آن دو عمل (متعه و نماز جمعه) باشد، فارغ از این که حکم تکلیفی آنها وجوب تعیینی، تخییری یا استحباب است. این تعبیر به خودی خود، هیچیک از آن احکام را نفی یا اثبات نمیکند.