1404/10/16
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد دلیل پنجم از ادله قائلین وجوب تخییری/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /نقد دلیل پنجم از ادله قائلین وجوب تخییری
مرور مباحث پیشین
در بررسی ادله قائلین به وجوب تخیری نماز جمعه، مشهور به «ادله استثناء». براساس این استدلال، روایاتی که برخی از گروهها (مانند مریض، مسافر، زن، عبد و...) را از حضور در نماز جمعه مستثنی کردهاند، دلالت بر تخییری بودن وجوب نماز جمعه دارد.
روایت اول؛ « مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: فرَضَ اللَّهُ عَلَی النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَی الْجُمُعَةِ خَمْساً وَ ثَلَاثِینَ صَلَاةً مِنْهَا صَلَاةٌ وَاحِدَةٌ فرَضَهَا اللَّهُ فِی جَمَاعَةٍ وَ هِیَ الْجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِیضِ وَ الْأَعْمَی وَ مَنْ کَانَ عَلَی رَأْسِ فرْسَخَیْنِ.»[1]
روایت دوم ؛ « مُحَمَّدُ بْنُ يعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فرَضَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ خَمْساً وَ ثَلَاثِينَ صَلَاةً مِنْهَا صَلَاةٌ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَشْهَدَهَا إِلَّا خَمْسَةً الْمَرِيضَ وَ الْمَمْلُوكَ وَ الْمُسَافِرَ وَ الْمَرْأَةَ وَ الصَّبِيَّ.»[2]
تقریر استدلال:
اگر برای این گروههای مستثنی، نماز جمعه و نماز ظهر در عرض یکدیگر باشند (یعنی بتوانند یکی را انتخاب کنند)، و با قاعده اشتراک در تکلیف، این حکم به سایر مکلفین نیز تسری یابد، در نتیجه برای همه وجوب تخیری ثابت میشود.
نقد استدلال
1. لغویت استثنا: اگر فرض شود نماز جمعه برای همه مکلفین وجوب تخییری دارد، آنگاه استثناء کردن برخی گروهها فاقد معنا خواهد بود؛ زیرا وقتی حکم اصلی برای همه یکسان باشد (تخییر بین جمعه و ظهر)، ذکر استثناء لغو و بیفایده است. این استثناء تنها زمانی معنا دارد که حکم اولیه برای همه وجوب تعیینی نماز جمعه باشد، ولی به دلیل وجود موانع و مشقتهایی برای برخی، ترخیصی داده شده باشد تا به جای نماز جمعه، نماز ظهر بخوانند.
2.وجوب تعیینی و ترتب طولی نماز جمعه و ظهر : تحلیل صحیح روایات استثناء این است که وجوب نماز جمعه، تعیینی و اصلی است، اما برای گروههای دارای عذر (مانند مریض، مسافر و...)، اجازه و رخصت داده شده تا نماز ظهر بخوانند. این اجازه، در طول وجوب تعیینی نماز جمعه قرار دارد، نه در عرض آن. به عبارت دیگر، نماز جمعه تکلیف اولیه است و نماز ظهر به عنوان جایگزین برای کسانی که حضور در جمعه برایشان مشقت دارد، تشریع شده است. این دقیقاً مشابه کسی است که به دلیل بیماری نمیتواند ایستاده نماز بخواند و اجازه دارد نشسته نماز بخواند ؛ در اینجا نماز نشسته جانشین نماز ایستاده است، نه اینکه مکلف بین ایستاده و نشسته مخیّر باشد.
3. روایات مویّد ترخیصی بودن حکم مستثنیات: روایاتی وجود دارد که این تحلیل را تأیید میکند. از جمله روایتی که در آن از ابن ابیلیلی (قاضی اهل سنت) پرسیده میشود؛
الف) « مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ: سَمِعْتُ بعْضَ مَوَالِيهِمْ سَأَلَ ابْنَ أَبِي لَيْلَى عَنِ الْجُمُعَةِ هَلْ تَجِبُ عَلَى الْمَرْأَةِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمُسَافِرِ فقَالَ لَا قَالَ فَإِنْ حَضَرَ وَاحِدٌ مِنْهُمُ الْجُمُعَةَ مَعَ الْإِمَامِ فَصَلَّاهَا هَلْ تُجْزِيهِ تِلْكَ الصَّلَاةُ عَنْ ظُهْرِ يوْمِهِ قَالَ نعَمْ قَالَ وَ كَيْفَ يُجْزِي مَا لَمْ يفْرِضْهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَمَّا فرَضَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ إِلَى أَنْ قَالَ فَمَا كَانَ عِنْدَ ابْنِ أَبِي لَيْلَى فِيهَا جَوَابٌ وَ طَلَبَ إِلَيْهِ أَنْ يفَسِّرَهَا لَهُ فَأَبَى ثُمَّ سَأَلْتُهُ أَنَا عَنْ ذَلِكَ ففَسَّرَهَا لِي فقَالَ الْجَوَابُ عَنْ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فرَضَ عَلَى جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ رَخَّصَ لِلْمَرْأَةِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ أَنْ لَا يَأْتُوهَا فلَمَّا حَضَرُوا سَقَطَتِ الرُّخْصَةُ وَ لَزِمَهُمُ الْفَرْضُ الْأَوَّلُ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ أَجْزَأَ عَنْهُمْ فقُلْتُ عَمَّنْ هَذَا قَالَ عَنْ مَوْلَانَا أَبِي عَبْدِ اللَّهِ.»[3]
2. «عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ النِّسَاءِ هَلْ عَلَيْهِنَّ مِنْ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ وَ الْجُمُعَةِ مَا عَلَى الرِّجَالِ قَالَ نعَمْ.» [4]
اگر مریض، عبد یا مسافر در نماز جمعه حاضر شود و با امام جماعت نماز بخواند، آیا نمازش مجزی است؟ وی پاسخ میدهد: آری. وقتی پرسیده میشود چگونه چیزی که واجب نبوده (نماز جمعه) از چیزی که واجب بوده (نماز ظهر) کفایت میکند، توضیح میدهد که «خداوند نماز جمعه را بر همه مؤمنان واجب کرده، ولی به این گروهها اجازه داده که به دلیل برخی مشکلات، نماز ظهر بخوانند. اما اگر خودشان حاضر شدند و نخواستند از این اجازه و ترخیص استفاده کنند، آن اجازه ساقط میشود و وجوب اولیه (نماز جمعه) فعلیت مییابد.» این روایت به وضوح نشان میدهد که وجوب، تعیینی است و اجازه خواندن ظهر، یک رخصت و تخفیف است که با حضور در جمعه، منتفی میشود.
حتی اگر سند این روایات مورد مخدوش باشد، و صلاحیت دلیل بودن برای وجوب تعیینی (به شکل طولی) نباشند، میتوان از آنها به عنوان مؤید برای تحلیل فوق استفاده کرد.
نتیجه آنکه استدلال به روایات استثناء برای اثبات وجوب تخییری نماز جمعه ناتمام است. این روایات در حقیقت مؤید وجوب تعیینی نماز جمعه هستند، ولی برای گروههای دارای عذر، رخصت و جایگزینی نماز ظهر را جایز شمردهاند. این جایگزینی به معنای تخییر بین جمعه و ظهر نیست، بلکه در طول وجوب تعیینی نماز جمعه قرار دارد.