« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/10/07

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی ادله روایی قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /بررسی ادله روایی قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه

 

بحث در مورد ادله‌ی قائلین به وجوب تخییری نماز جمعه است. ایشان نزدیک به ده دلیل اقامه کرده‌اند که چند مورد آن روایی است. دو دلیل روایی پیشین مورد بررسی و نقد قرار گرفت و نشان داده شد که بر وجوب تعیینی دلالت دارند، نه تخییری. دلیل سوم روایتی است از امام صادق (ع) که هشام آن را نقل کرده و مرحوم شیخ طوسی در مصباح‌المتهجد آن را آورده است. مدعیان وجوب تخییری، از این روایت برای اثبات مدعای خود استفاده می کند.

مرحوم شیخ در مصباح روایت را چنین نقل می‌کند: «وَ رَوَى ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لَا يَخْرُجَ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ أَنْ يُصَلِّيَ الْجُمُعَةَ فِي جَمَاعَةٍ[1] »[2] .

 

تقریر استدلال

در این روایت، امام (ع) با تعبیر «أحبُّ» (دوست دارم) سخن گفته‌اند، نه تعبیراتی که دلالت بر وجوب تعیینی کند ، در روایات دیگر (مانند روایت زراره و محمد بن مسلم) ظاهر عبارات، وجوب تعیینی را می‌رساند، جمع بین این دو دسته روایت، بدین صورت است: نماز جمعه وجوب دارد، اما این وجوب، تخییری است؛ یعنی فرد میان نماز جمعه و نماز ظهر مخیر است. تعبیر «أُحبُّ» در این روایت نشان می‌دهد که نماز جمعه نزد امام (ع) محبوب‌تر است و بر نماز ظهر ترجیح دارد،این لسان تخییر است نه اینکه متعیّن باشد. در برخی نسخ از این روایت با تأکید «ولو مرة واحدة »[3] (حتی یک بار) نشان می‌دهد که یکبار انجام دادن آن نیز مطلوب است و این با استحباب صرف سازگار نیست، زیرا اگر مستحب بود، جایگزین وجوب (نماز ظهر) نمی‌شد. بنابراین، نماز جمعه دارای وجوب است، اما به صورت تخییری و عِدل نماز ظهر است.

     نکته : این روایت در اکثر مجامع روایی به نقل «مصباح المجتهد» شیخ طوسی نقل شده و در برخی مجامع دیگر از کتاب «امالی» شیخ صدوق نقل کرده اند ، اما چنین روایتی در متن امالی یافت نشد.

 

بررسی متن روایت

متن این روایت[4] در منابع مختلف، مضطرب و متفاوت است[5] . در برخی نسخ « أحبُّ »[6] آمده بدون «لام»، برخی بجای «للرّجل»، «للمومن»[7] آمده، برخی بجای « حتی یتمتع »آمده « الّا و یتمتع»[8] و در برخی دیگر بجای تعبیر « یصلی الجمعه فی جماعة » آمده « یصلی الجمعه ولو مرّة [9] »[10] .

 

بررسی سند روایت

شیخ طوسی 10 طریق معتبر به «محمد بن ابی عمیر» دارد ، در کتب «التهذیب» و «الاسبتصار» به جهت اختصار تمام سلسه سند را ذکر نفرموده اند و در قسمت آخر کتاب با عنوان «المشیخه» سند کامل را آورده اند و همچنین در کتاب «الفهرست» نیز طریق خود بیان کرده اند.

طریق شیخ طوسی به «محمد بن ابی عمیر» در کتاب التهذیب قسمت «المشیخه» اینگونه بیان شده : محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید) و حسین بن عبید الله ( ابن غزائری) جمیعا ( هر دو شخصیتهای معتبراند ) ، عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (صاحب کامل الزیارات) ، عن أبي القاسم جعفر بن محمد العلوی الموسوي ( این شخص مجهول است) ، عن عبدالله بن احمد بن نهيك، عن ابن ابی عمیر.[11]

3.1. اشکال اول : این طریق شیخ طوسی به از طریق «محمد بن ابی عمیر» با اشکال همراه است، زیرا در سلسله سند وی، « أبي القاسم جعفر بن محمد الموسوی» قرار دارد که شخص مجهولی است. لذا افرادی مثل مرحوم خویی می فرمایند طریق شیخ در مشیخه مشکل دارد، چون یک نفر مجهول است.[12]

3.2. پاسخ اشکال اول : با این حال، از آنجا که شیخ طوسی در کتاب «الفهرست» نه طریق دیگر به «ابن‌ابی‌عمیر»[13] (راوی اصلی) دارد که همگی صحیح هستند ، از میان 10 طریق یکی از آنها درست نباشد، 9 طرق صحیح دیگر وجود دارد که موجب اطمینان به سند میشود، [14] این شیوه را «تبدیل سند» می گویند.

3.3. هشام بن سالم : راوی بعدی، «هشام بن سالم جوالیقی جعفی کوفی » است که از اصحاب امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) و شخصی موثق و مورد اعتبار است گرچه روایات زیادی از او نقل نشده ولی روایات موجود نیز مورد وثوق است.

 

نقد استدلال

استدلال فوق بر وجوب تخییری، از چند جهت قابل نقد است:

4.1. اشکال : روایت تقیه ای است.

4.2. پاسخ : کاملا اشتباه است ، اگر تقیه ای بود حضرت اصلا بحث متعه (ازدواج موقت) را مطرح نمی کردند، چون خلیفه دوم آن را حرام اعلام کرد و اهل سنت حساسیت بسیاری نسبت به آن داشتند، اگر تقیه بودحضرت نباید میفرمود انجام دهید.

4.3. قرینه تاریخی و مقام تقیه مداراتی: این روایت باید در بافت تاریخی زمان امام صادق (ع) تحلیل شود. در آن دوره دو موضوع حساس وجود داشت:

الف) متعه (ازدواج موقت): که توسط خلیفه دوم تحریم شده بود.

ب) نماز جمعه: که توسط حکومت اموی یا خلفای جور اقامه می‌شد و حضور شیعیان در آن به جهت عدم عدالت امام جمعه، مشکل‌آفرین بود.

     امام (ع) با این بیان، دو هدف مهم را دنبال می‌کردند:

اول : زنده نگاه داشتن این سنت‌های الهی و جلوگیری از محو شدن آنها از ذهن‌ها.

دوم : توصیه به تقیه مداراتی و جلوگیری از انشقاق کامل و درگیری در جامعه اسلامی. ایشان تأکید می‌فرمایند که حتی یک بار (ولو مرة واحدة) در جماعت آنان (فی جماعة) شرکت کنید تا نشان دهید که همبستگی و مدارا دارید و دشمن نتواند از اختلاف سوء استفاده کند. این سخن، در مقام تبیین یک توصیه سیاسی-اجتماعی (مدارا) است، نه جعل یا بیان حکم اولی شرعی. حکم اولی نماز جمعه در عصر غیبت در روایات دیگری (که دلالت بر وجوب تعیینی دارند) بیان شده است. تعبیرات ( أحبُّ) و ( و لو مرة واحدة) قرینه ای بر همین معناست، دوست دارم حتی اگر شده یکبار شرکت کنید در نماز جمعه بخاطر همان مصالح هرچند اختلافاتی داریم.

نتیجه گیری

با فرض پذیرش سند، حمل این روایت بر توصیه به حفظ وحدت ظاهری و تقیه مداراتی، با ادله محکم دال بر وجوب تعیینی نماز جمعه (در شرایط خاص خود) تعارضی ندارد. در حالی که حمل آن بر وجوب تخییری، تعارض جدی با آن ادله ایجاد می‌کند.


[12] مرحوم خویی جعفر بن محمد را موثق نمیداند، ولی فرموده بودند چون در طریق کامل الزیارات ابن قولویه آمده و خود ابن قولویه همه را تایید کرده اند، بنابراین ما نیز آن را معتبر میدانیم. توجه داشته باشید ابتدا نظر مرحوم خویی همین بود ولی اواخر عمر شریف خود از این نظر برگشتند، بنابراین طبق آخرین نظر مرحوم آیت الله خویی ایشان مجهول است و غیر موثق.
[13] فقط در کتاب «التهذیب» نام او در 2194 روایت آمده است و در کتاب «الاستبصار» 907 روایت از او نقل شده.
logo