« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/09/29

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی اشکالات طائفه هشتم روایات وجوب تعیینی نماز جمعه/صلاة الجمعة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /بررسی اشکالات طائفه هشتم روایات وجوب تعیینی نماز جمعه

 

بحث در بررسی اشکالاتی بود که برخی از حضرات فقها به ادلّه‌ی روایی در مورد وجوب تعیینی نماز جمعه، مطرح کرده بودند. آنان به موجب ادعای خود، یازده طائفه روایت را برای اثبات وجوب تعیینی نماز جمعه بیان کرده بودند. ما تاکنون، این اشکالات را یک‌به‌یک نقد و بررسی کرده و رد نموده‌ایم. طائفه نهم را نیز بیان و اشکال آن را رد کردیم. امروز طائفه دیگری را که حضرات قائلین وجوب تعیینی بیان کرده‌اند، بررسی می‌کنیم و اشکالات وارد شده بر آن را نیز بیان و رد خواهیم کرد.

 

این طائفه، مشتمل بر روایاتی است که حضرات معصومین (علیهم‌السلام) فرموده‌اند: «عدم اقامه نماز جمعه موجب هلاکت است» و امر کرده‌اند که نماز جمعه خوانده شود. یعنی در این روایات هم حالت سلبی وجود دارد (ترک نماز جمعه موجب هلاکت) و هم حالت ایجابی (امر به اقامه نماز جمعه). روایتی که آنان به آن تمسک جسته‌اند، چندین مورد است، اما ما یک روایت از این طائفه را به صورت جدی مورد بررسی قرار می‌دهیم و آن، روایت عبدالملک بن اَعْیَن شیبانی از امام باقر (علیه‌السلام) است.[1]

 

متن روایت این است:

«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ:مِثْلُكَ يَهْلِكُ وَ لَمْ يُصَلِّ فَرِيضَةً فَرَضَهَا اللَّهُ قَالَ قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ صَلُّوا جَمَاعَةً يَعْنِي صَلَاةَ الْجُمُعَةِ.[2] »[3]

 

بررسی سند روایت:

سند این روایت، طریق مرحوم شیخ طوسی (ره) به «ابن محبوب» است که طریق صحیحی می‌باشد. مراد از «عباس» در سند، عباس بن معروف است که از اجلای مکتب قم می‌باشد. همچنین عبدالله بن مغیره و عبدالله بن بُکَیر در سند حضور دارند که هر دو از اصحاب اجماع و از چهره‌های موثّق و جلیل‌القدر می‌باشند. شخص عبدالملک بن اَعْیَن نیز برادر بزرگ‌تر زُرَارَة است و با وجود نقل روایت کم، از راویان موثّق و مورد اجماع به شمار می‌آید.

 

نکاتی درباره خاندان اَعْیَن (آل اَعْیَن):

این خاندان، حدود شصت راوی درجه‌یک در خود پرورش داده‌اند و شخصیت‌های بزرگی مانند زُرَارَة، عمران بن اَعْیَن، عبدالله بن بکیر ، ابوغالب زُرَاری (احمد بن محمّد) و همین عبدالملک از این خاندان هستند. آنان اصالتاً اهل روم شرقی و مسیحی بودند. جدّ ایشان، شخصی به نام «سُنسن» است در جنگ‌های مسلمین با روم شرقی اسیر شد و به قبیله «بنی شیبان» پیوست. وی به دلیل هوش و سواد بالا، پس از آشنایی با اسلام، مسلمان شد و از شیعیان خاص امام سجاد (علیه‌السلام) گردید. از آن زمان تا دوره غیبت، این خاندان همواره از خدمتگزاران و شیعیان وفادار اهل بیت (علیهم‌السلام) بودند.

آنان مسجدی در کوفه داشتند که بسیار مورد تکریم بود و امام صادق (علیه‌السلام) در دوران اقامت در کوفه، در آن مسجد نماز می‌خواندند. این مسجد تا سال‌های ۳۳۰-۳۳۴ هجری قمری پا بر جا بود، تا اینکه توسط گروه‌های تندرو قرمطیان (پیروان ابوسعید جنّابی) تخریب شد.

این خاندان چون مغبوض خلفا بودند خود را منتسب به زرارة می کردند ( مثل ابوغالب زراری)، آنچنان جایگاهی در جامعه داشتند که حجّاج بن یوسف ثقفی با همه قساوتش گفته بود: «با بودن یک مرد از آل اَعْیَن، حکومت برای ما هموار نمی‌شود».

 

قائلین به وجوب تعیینی، سه اشکال عمده بر استدلال به این روایت وارد کرده‌اند:

4.1. اشکال اول؛ تقیه‌ای بودن: ادعا شده که این روایت از روی تقیه و خوف صادر شده است، زیرا مطابق عقیده عامه (اهل سنت) است و امام (علیه‌السلام) به خاطر ترس بر جان عبدالملک (و امثال او) فرموده‌اند که به نماز جمعه (که تحت نظر حاکمان وقت برگزار می‌شد) برود تا مورد سوءظن و تعرض قرار نگیرد، لذا نماز جمعه وجوب تعیین علی الاطلاق ندارد.

4.2. اشکال دوم ؛ عدم فعل صحابی: اگر نماز جمعه وجوب تعیینی داشت، چگونه عبدالملک بن اَعْیَن، با آن جلالت مقام، تا پیش از این پرسش، آن را ترک کرده بود؟ این ترک فعل، نشان می‌دهد که وی قائل به وجوب تعیینی نبوده است.

4.3. اشکال سوم ؛ شخصی بودن خطاب: خطاب روایت «مَثَلُکَ» (مثل تو) است. یعنی این حکم، خطاب به شخص عبدالملک یا امثال او (یعنی شیعیان خاص در شرایط خاص) است، نه یک خطاب عام به همه مسلمانان. بنابراین، برای اثبات وجوب تعیینی عامّ نمی‌توان به آن استناد کرد.

 

پاسخ به اشکالات:

5.1. پاسخ اشکال اول (تقیه): این روایت نه تنها تقیه‌ای نیست، بلکه ضد تقیه است. زیرا امام (علیه‌السلام) صریحاً می‌فرماید: «برو نماز جمعه بخوان» و نمی‌فرماید «برو در نماز جمعه‌ای که حاکمان برگزار می‌کنند شرکت کن». بلکه امر به اقامه نماز جمعه می‌نماید. حتی در تعبیر «صَلِّ جَمَاعَة» می‌توان دریافت که منظور، خواندن نماز جمعه به صورت مستقل و با جماعت شیعیان است.«صلّوا» ضمیر خطاب به زرارة و امثال اوست ک بخوانند، به قرینه روایت دیگر که فرمود «عنیتُ عندکم» در جمع خودتان بخوانید نه به امامت خلفا یا منصوبین از آنها. این امر در زمانی صادر شد که با سقوط بنی‌امیه و روی کار آمدن بنی‌عباس، فضای نسبتاً بازتری به طور موقت ایجاد شده بود و امام (علیه‌السلام) به شیعیان اجازه می‌دهند که خود اقدام به اقامه نماز جمعه کنند، ولی در زمان پیش از آن به هیچ شکلی مصلحت نبود نماز جمعه اقامه کنند و جان آنها در خطر بود.

5.2. پاسخ اشکال دوم (ترک فعل صحابی): ترک نماز جمعه توسط بزرگان شیعه در آن دوره، به دلیل عدم تحقق شرایط صحت نماز جمعه بود؛ شرایطی مانند وجود امام جمعه عادل و غیر غاصب. آنان می‌دانستند که نمازهای جمعه برگزار شده تحت نظر حاکمان جور، فاقد آن شرایط است. بنابراین، ترک آن، نفی وجوب ذاتی نیست، بلکه نفی مشروعیت نماز جمعه موجود است. وقتی امام (علیه‌السلام) در این روایت می‌فرمایند: «برو نماز جمعه بخوان»، در حقیقت اعلام می‌فرمایند که اکنون شرایط برای اقامه نماز جمعه مشروع (ولو با حفظ احتیاط) فراهم‌تر شده است.

5.3. پاسخ اشکال سوم (شخصی بودن خطاب): تعبیر «مَثَلُکَ» ناظر به شباهت در تکلیف است، نه شباهت در شخص یا شرایط خوف. یعنی خطاب به هرکس است که مانند عبدالملک، مسلمان و مکلف است و تاکنون نماز جمعه مشروعی اقامه نکرده است. این خطاب، عام را شامل می‌شود، مگر کسانی که به دلایل خاص شرعی (مانند مسافر، مریض، مرئه و ...) از تکلیف معاف هستند. بنابراین، روایت حاکی از وجوب تعیینی نماز جمعه بر همگان است از جهتی که مکلف هستند نه اینکه صحابی خاص در حالت خوف باشند.

 

نتیجه‌گیری:

با توجه به پاسخ‌های فوق، روشن می‌شود که روایت مورد بحث، با صراحت تمام بر وجوب تعیینی نماز جمعه دلالت می‌کند و اشکالات وارد شده بر آن، وارد نیست. این روایت در حقیقت، امر به اقامه این فریضه مهم الهی و نهی از تعطیلی آن می‌نماید.

 


[1] این طائفه از روایات در تقسیم بندی ابتدایی به عنوان طائفه هفتم از روایات دال بر وجوب تعیینی نماز جمعه مطرح شده بود.
logo