1404/07/27
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی انظار مختلف در دوران امر بین المحذورین در حالت ترجیح احدهما/أصالة التخيير /الأصول العملية
موضوع: الأصول العملية/أصالة التخيير /بررسی انظار مختلف در دوران امر بین المحذورین در حالت ترجیح احدهما
بحث در خصوص اصول جاری در دوران الأمر بين المحذورين بود و گفتیم صورت مسئله جایی است که وحدت واقعه باشند و توصلیین باشند. که دیروز ما تعبدیین یا احدهما المعین تعبدی بودن را هم بحث کردیم.
یک قیدی دیگر را هم سابق در مسئله مطرح میکردیم که آن قید را امروز باید هم تحلیل بکنیم و آن قید این بود که دوران الأمر بين المحذورين توصلیین یا دیروز گفتیم تعبُّدیین در جایی که احد الاحتمالین ترجیح نداشته باشد. صورت مسئله را ما در روز یال اینطوری گفتیم: مع فقد المرجح فی البین. اگر مرجحی نباشد، ما در دوران الأمر بين المحذورين، تخییر را مثلاً مطرح میکردیم، بعد هم وجوه خمسه را مطرح میکردیم. حالا دیگر به وجوه کاری نداریم.
بررسی فرمایش آخوند در صورت وجود مرجح
امروز فرمایش آقای آخوند از سوی شاگردانشان – اعلام ثلاث – از سوی امام(ره) و مرحوم آقای خویی مورد پذیرش قرار نگرفته. ما یال فرمایش آخوند را تقریر کنیم؛ یعنی در دوران الأمر بين المحذورینی که ترجیح وجود دارد، ببینیم آیا عقل حکم به تعیین میکند یا حکم به تخییر میکند. پس صورت مسئله این شد. اینکه ما گفتیم استقلال العقل بالتخییر – این چند روز بحث میکردیم – جایی است که به تعبیر آخوند: « أن استقلال العقل بالتخيير إنّما هو فيما لا يحتمل الترجيح في أحدهما على التعيين». اگر ما ترجیح بدیم، علی القاعده دیگر حکم به تخییر از بین میرود. « لا يبعد دعوى استقلاله ».[1] بعید نیست کسی ادعا بکند که عقل استقلال دارد و حکم میکند بتعيّنه. به تعیین ذی المزیه. شما چطور یک تنزیری برایتان بکنیم؟ چطور در متزاحمین قائل به تخییر میشدید؟ در جایی که فقد المرجح باشد – أحد الغریقین نسبت به دیگری هیچ ترجیحی ندارد – در متزاحمین، حکم عقل حکم تخییر میکرد. اما اینکه یکی ترجیح داشت – یکیشان مرجع تقلیدی بود که به هر حال به شما شهریه میداد – انقاذ این ترجیح دارد. شما آنجا دیگر نمیتوانید بگویید عقل حکم به تخییر میکند. پس حکم عقل به تخییر مع فقد المرجح است. اگر مرجح باشد – که حالا إنشاءالله بحث میکنیم – چه در محتمل، چه در احتمال، چه قوت احتمال مطرح باشد، چه قوت محتمل. این مثالی که الان ما برای شما در متزاحمین زدیم، قوت محتمل است – یعنی انقاذ مرجع تقلید اهم است، مناطا و ملاکاً أهمٌّ عند الشارع عند المولا است. یا لقوّة الاحتمال. شما در تعارض خبرین چی میگویید؟ در تعارض خبرین حکم به تخییر میدهید در صورتی که تعادل باشد. اما اگر یک کدام از این خبرین ذی المزیة باشد، عقل حکم به تعیین میکند. پس ببینید فرمایش آقای آخوند در تنزیر ما نحن فیه به بحث متزاحمین تمام شد.
ایشان میگوید ما یک بحثی را داریم – این را إنشاءالله ما تفصیلاً بعدها بهش میپردازیم – در دوران الأمر بين التعيين والتخير، عقل حکم میکند به تعیین. چرا؟ چون تعیین آنی که معینا وجوب دارد، حجیتش قطعیت دارد، تخییر محتمل الحجیه هست. بین حجیت یقینیه و حجیت محتمل، خب آنی که یقین حجت است، شما داشته باشید. یک دلیل به شما میگوید: اعتق رقبة مومنة یک دلیل به شما میگوید: اعتق رقبة خب این را تخییر بگذاریم؟ بگوییم شما مخیر بین العتق عبد و عبد مومن؟ یا بگوییم مؤمنةً، معیناً بر شما وجوب پیدا کرده؟ اگر گفتیم اعتق رقبة مومنة شما قطعا امتثال کردید. اگر تخییر لازم باشد اعتق رقبة کفایت نمیکند – کلمات آخوند را کلمات سابقمان مفصل بحث کردیم – نیاز به تکرار نداریم. عقل جایی حکم به تخییر میدهد که من فقد المزیة و رجحان باشد. اگر ما رجحانی چه در محتمل و چه در احتمال ببینیم، عقل نمیتواند مستقل به تخییر باشد. این حکم تخییری به شما گفتیم که در دوران بين المحذورين عقل حکم به تخییر میکند. این در فقد مرجح است، این فرمایش آقای آخوند است. بیشتر از این هم نیاز نداریم فرمایش آخوند را باز بکنیم و توضیح دهیم. از خلال عرایض ما در جلسات گذشته، بحث منقح است. ظاهرش این است که حرف حرف درستی باشد. و حرف شسته و رفته است که حکم به تخییر مع فقد المرجح باشد. اگر مرجحی در بین باشد، ما حکم به تخییر نکنیم.
اشکال بزرگان به فرمایش آخوند
خب، چطور شما اعلام – شاگردان آقای آخوند رحمه الله علیهم أجمعین – اعلام ثلاث چطور مخالفت میکنید؟ مرحوم امام(ره)، مرحوم آقای خویی چطور مخالفت میکنید؟ برای اینکه مخالفت با فرمایش آقای آخوند روشن بشود، من یک مقدمهای میگویم. این مقدمه را خوب توجه کنید. این مقدمه در کلمات خیلیها منقح نشده منتقی الاصول مطرح کردیم. مقدمه را من طرح بکنم، ببینیم اشکال فرمایش آخوند کجاست. مبنایی و تحلیلی اشکال فرمایش آخوند روشن بشود. بعد من این مقدمه تحلیلی را بگویم. کلمات اعلام لازم نیست. فرمایش امام(ره) و مرحوم آقای کمپانی را بخوانیم. دیگر بقیه را مراجعه بکنید؛ خیلی نیاز نیست مراجعه کنیم.
مقدمه فنی: تحلیل موارد تخییر در اصول
آن مقدمه این است: عرض کردم یک مقدمه فنیه هست. ما میگوییم که اصلاً برگردیم ببینیم که تخییر در موارد تعیین وتخییر – که شما مسئلۀ تخییر را مطرح میکنید – اصلاً در اصول در کجاها مطرح شده؟ دوران الأمر بين المحذورینی که یک طرفش را ترجیح شما میدهید – احتمال یک طرف بیشتره. همان مثال سابق را بگویم تو ذهن آقایان باشد: ما دوران الأمر بين المحذورين، ولی احتمال حرمت را در این دفن بیشتر میدهیم. آیا حالا یک قرائنی وجود دارد که احتمال حرمت را تقویت میکند؟ یا بفرمایید احتمال وجوب را در آن نقای مُتَخَلِّل که دیروز مثال میزدیم برای حائض، در نقای مُتَخَلِّل اگر ما گفتیم محکوم به طهارت – احتمال اینکه حکم به طهارتش بخواهیم بکنیم بیشتره. دقت کردید طبیعی است اعتماد بفرمایید یا تقویت محتمل مطرح میشود. یکیاش بحث اگر انقاذ واجب باشد – آنجا مثال میزدند: نمیدانیم نبی که انقاذ و حفظش واجب است یا مرتد که قتلش واجب است. اگر یک طرف ذی المزیة باشد – یک احتمال قویتر باشد – شما میگویید عقل حکم به تخییر نمیکند، یالا اصول ببینیم کجاها آقایان این بحث را مطرح کردند؟
بررسی سه مورد تخییر در اصول
و بعد این دوران الأمر بين المحذورين ظاهراً سه جا بیشتر نیست. در اصول در آن سه جا میگنجد یا نمیگنجد؟ تا بعد ببینیم فرمایش آخوند درست از آب در میآید یا نه.
یک جایی که آقایان مطرح کردند، در تعارض النصین است. من در مثالی که توضیح میدادم – اتفاقاً از تعارض النصین برای شما مثال زده بودم – در تعارض النصین آقایان فرمودند: اگر أحد النصین ترجیحی دارد، اخذ به ذی المزیة لازم است. دقت میکنید: تعادل باشد، شما سراغ تخییر میروید؛ نه ترجیح. اگر ترجیح باشد، حق نداری سراغ تخییر برید. خب این را مفصل آقایان در تعارض ادله ملاحظه کردید؛ بحثش گذشته.
مورد دوم: در متزاحمین. در تزاحم هم آقایان این حرف را زدند که شما در متزاحمینی که قدرت بر انقاذ غریقین ندارید، آنجا گفتند وقتی تخییر دارید که هیچ رجحانی در أحد الأطراف نباشد. اگر رجحان باشد، شما تخییر ندارید. انقاذ نبیه و آن طرف هم یک کسی – فرض بفرمایید عوامی – عقل نمیگوید آنجا تخییر دارید که انقضا بکنید بین غریقین. عنایت کردید؟ پس در متزاحمین هم آقایان مطرح کردند که «مع اهمیة الملاک وجه». این است دوستان: ما اگر وجه را بخواهیم بگوییم امروز خوف داریم از اصل بحث بمانیم. اطلاق دلیل مهم در قبال اهم از بین میرود. وجهش این است. یعنی چه؟ ما دو تا دلیل مطلق داریم. خوب عنایت کنید: انقذ النبی این اطلاق دارد – یعنی چه؟ مزاحم با کسی دیگر بشود چه نشود، اطلاق دارد. آن غریق عوام را هم یک دلیل مطلقهای داشتیم: «أَنْقِذِ هذا الْمُؤْمِنَ وَلَوْ عَوَامًّا». گرفتار تزاحم نشده بود. این دلیلش اطلاق داشت. حالا وقتی متزاحمین میشوند، شما نمیتوانید انقاذ الغریقین کنید. ناگزیر دست از اطلاق یک دلیل بردارید. خب دلیل اهم را حفظ بکنید: نبی بگویید نبی را باید انقاذ کرد، ولو اینکه متزاحم بشود با یک انقاذ غریق دیگری. یا نه، بروید اطلاق دلیل مهم را حفظ کنید؟ دلیل اهم را کنار بزنید و اطلاق دلیل مهم تخییر میخواهدآنجا میگویند قید میخورد: انقذ الغریق العوام را. این اطلاق دارد در صورتی که مزاحم نشود با انقاذ پیغمبر. انقاذ نبی تقیید میزند. این کاملاً فنی است که آقایان بحث کردند. و لذا شما در دلیلین متزاحمین نمیتوانید اطلاق دلیل مهم را حفظ کنید؛ دلیل اهم را این را عقل میگوید، جای دومی که آقایان مبحث تعیین وتخییر مطرح کردند، بحث متزاحمین است.
صورت سوم این تتبع شده است شما مورد چهارمی نمیتوانید ظاهراً پیدا بکنید. صورت سوم جایی است که شما میگویید: وجوب به صوم – امر به صوم صُمَّ. این مسلم که امر به صوم تعلق گرفته است، اما نمیدانید یک بدلی هم برای این صوم جعل شده یا جعل نشده است. مثلاً فرض کنید اطعام سِتِّین مسکین هم هست به عنوان بدل این صوم یا نه؟ شک میکنید بین التعيين والتخير – اینکه صوم تعیینا واجب است یا یک بدل اختیاری مثل اطعام ستین هم دارد. آقایان فرمودند که شما باید اخذ به تعیین بکنید؛ سراغ تخییر ندارید. خوب، آقای آخوند ما از کفایه شما تحلیل کردیم. این سه تا را جمعبندی کردیم. آمدیم گفتیم: موارد تخییر و تعیین سه مورد است. شما بفرمایید ما نحن فیه در کدام یک از این قرار میگیرد؟ هیچ کدام از اینا نیست. قیاس مع الفارق است. شما نمیتوانید دوران الأمر بين المحذورين را حمل بکنید بر موارد تعیین وتخییر و بگویید اگر یک جایی مزیتی داشته باشد ما بریم سراغ ذی المزیة، احتمال دارد تو ذهنتون یک سوالی باشد، یک اشکالی باشد: آقاجان این قیاس في محلِّه است. آن نکته فنی تحلیل اینجاست. خدا رحمت کند مرحوم محقق اصفهانی را این را گفته. کلمات بزرگان را من إنشاءالله اصلاً عنایت به این دارم. سعی کنم در ذهن مبارک آقایان این نکته نقش ببندد. کلمات بزرگان را بگویید تحلیل کنید؛ این جزء تاریخ علمه. بگویید آقایان تا اینجا آمدند، حالا امروز ما یک قدم میخواهیم جلو ببریم. تتبع شرط است ، نمیشود در اتاق را ببندی و بیای بگی من هم اینگونه میگویم، بهتر از تو مرحوم کمپانی تحلیل کرده، و مرحوم امام(ره) رحمه الله علیه همین نکته فنی مرحوم کمپانی را – همین مطلبی که ایشان میفرمایند را – پروبال داده. ما اگر وقت شد هر دو را – اگر وقت نشد بیان امام(ره) را در انوارالهدایه حداقل خدمت دوستان میخوانیم.
اشکال اصلی: قیاس مع الفارق
یعنی کسی دفاع بکند از آخوند. آقایان مستشکلاً ما پاسخ میدهیم. به شما میگوییم چه اشکال دارد ما تنزیر کنیم دوران الأمر بين المحذورين را به همان تزاحمی که شما میگفتید؟ یا تنزیر کنیم به متعارضینی که میگفتید؟ خوبه عنایت کنید: من به همه اینها میشود تنزیر کرد. شما در تعارض چی میگویید؟ میگویید: یک دلیل میگوید که فلان فعل واجب است، یک دلیل میگوید فلان فعل حرام است. تعارض بین النصین است – در مکاسب خواندید ثمن العذرة سحت، و لا باس ببیع العذرة – شما بخواهید به اطلاق الدلیلین اخذ بکنید، تعارض درست میشود. به هر حال ثمن عذره یا سحت است از این اطلاق دست برداریم. اگر به اطلاقش بخواهید اخذ بکنید، تعارض است، ثمن العذرة سحت. لاباس ببیع العذره، چه بکنیم؟ یکی میگوید حرامه، یکی میگوید لا باس. یا حتی فرض بفرمایید در برخی از متعارضین میفرماید یجب، چه بکنیم؟ احتمال حرمت را میدید و احتمال وجوب را میدید. چون تعارض النصیین کرده. اگر یک کدامشان ذی المزیة باشد، آنجا به ما میگفتند اخذ به ذی المزیة کن. در اینجا هم همین حرف را بزنید، بگویید: این جنازه احتمال حرمت دفنش هست و احتمال وجوب دفنش هست. وقتی محتملین مطرح شد – در تعارض، في دوران بين الأمرین – یک احتمال ترجیح دارد. خب ما این را قیاس بکنیم. دقت کردید؟ قیاس بکنیم به تعارض الخبرين. چه اشکالی دارد و بگوییم ذی المزیة اخذ بکنیم. همینطور قیاس بکنیم به متزاحمین. چطور میگویید احتمال دارد وجوب انقاذ نبی و مرجع یقه ما را گرفته باشد، و احتمال دارد وجوب انقاذ عوام. ما ذی المزیة را اخذ میکنیم. خب در دفن هم که دورانی است همین حرف را بزنید. چرا میگویید قیاس مع الفارق است؟
نکته فنی و تفیات اصلی
آن نکته فنی که فرمایش آقای آخوند را با اشکال مواجه میکند این است. من این نکته را در یک خط اول توضیح بدهم، بعد عبارتها را برایتان بخوانم. خیلی حرف فنی است. این قیاس مع الفارق بشود. آقای آخوند غفلت کرده که این قیاس را مطرح کرده. ایشان در کفایه – آقایان میفرمایند – حالا ما که جزء اصاغر طلابیم، ایشان اعاظم. میفرمایند که اینکه آقای آخوند آمده این را تنزیر کرده، غفلتی کرده. و جالب این است عبارت آقای آخوند هم جالب است: « ولا يذهب عليك » یعنی چه؟ غافل نشید، حواست باشد. اتفاقاً اینجا میگویند: ذَهَبَ عَلَى الْأَخُوندِ. خود آخوند گرفتار این غفلت شده: « ولا يذهب عليك أن استقلال العقل ». آقایان، یک وقتی خطا تحلیل نکنید؛ درست تحلیل کنید. حالا نکته خطاش کجاست؟
خوب توجه کنید – خدا مرحوم کمپانی و از معاصرین مرحوم امام(ره) را رحمت کند– در آن جاهایی که هر سه موردی که ما مثال زدیم، در آن جاهایی که شما قائل به تخییر میشوید مع فقد المزیة، و مع المزیة قائل به تعیین میشوید – خوب توجه کنید – هر دو احتمال، هر دو شکل منجِز است. تنجیز الاحتمالین مفروغ عنه است. در انقاذ غریقین، انقذ هذا الغریق، منجِز است. انقاذ در بحثی نداریم؛ اینکه یقه ما را انقاذ گرفته. لذا اگر یک آدمی رفت تو استخر، توانش رسید هر دو را نجات بده. یعنی در تنجز و تکلیف گیر ما نداریم؛ مشکل توان ماست که نمیتوانیم انجام بدیم. یعنی تنجیز الاحتمالین – این کلمه دقت کنید – با مشکل مواجه نشده. اما در ما نحن فیه احتمالین منجِز نیستند.
شاگرد:
استاد: حالا در تزاحم حل کنیم، در تعارض هم همینطور است. توضیح میدهم
در تنجيز الاحتمالان. ما در تعارض هم همین هستش. شما در دوران الأمر بين المحذورين آیا احتمال الوجوب و احتمال الحرمة – جمع بین دو احتمال – تنجیزی میکنید؟ یا واقع یک چیز است، اینکه آقایان بحث میکردیم را: جریان قاعدة عقلیه و قاعدة شرعیه. آنجا گفتیم در دوران الأمر بين المحذورين یک احتمال وجود دارد: یا وجوب است یا حرمت. این نقای المُتَخَلِّل یک احتمال دارد: یا طاهر است، یا حائض است. لااقل ثبوتاً تفصیل دهیم. اگر این شد، پس قیاس دوران به موارد دیگر، قیاس مع الفارق است.
اشکال دیگر: عدم تنجیز احتمالات
شما یک اشکال دیگری میتوانستید مطرح بکنید. آن اشکال احتمال دارد – حالا من عبارت اینها را بخوانم – اشکال اشکالی است که منتقی الاصول مطرح کرده. یک ان قلت دیگری بگوییم.
پس من این عبارت اجمالاً بخوانم بعد سراغ این ان قلت منتقی الاصول بریم. ان قلت قابل توجهی است.
مرحوم میرزاعلی ایروانی در جلد ۲ نهایة النهایة[2] صفحه ۱۲۱ میگوید: ما علی المبنا بحث میکنیم. حرفشان درست است. اگر در دوران الأمر بين المحذورین عقل حکم به إباحه بکند، دیگر ما ذی المزیة را اخذ نمیکنیم. چرا؟ چون در دوران الأمر بین المحذورین ما عقل حکم به إباحه کرد. إباحه یعنی چه مزیت داشته باشد چه نباشد، ما میگوییم حرف درست است. دعوا را مبنایی نکنید، علی المبنا صحبت بکنیم. با مبنای آقایانی که عقل حکم به تخییر میکند مع فقد المزیة، شما چی میگویید؟ لذا امثال این فرمایش مرحوم ایروانی را ما الان کاری نداریم.
بیان مرحوم کمپانی و امام خمینی(ره)
مرحوم کمپانی[3] در جلد ۴ صفحه ۲۲۵ نعم التحقیق را میخواهیم بخوانیم. مرحوم امام(ره) در انوارالهدایه[4] جلد ۲ صفحه ۱۸۰. من اجازه بدید امام(ره) را بخوانم. چون فرمایش امام(ره) به لحاظ محتوا همان فرمایش مرحوم کمپانی رحمه الله است. دیگر آقایون را اگر وقت شد آنها را میخوانیم.
صفحه ۱۸۰ جلد ۲، تنبیه این انوارالهدایه: « تنبيه فيما لو كان لأحد الحكمين مزية ». ما فعلاً ورود نکردیم: مزیت به قوة الاحتمال باشد یا به قوة المحتمل. این هم از تفاصیل فوقالعاده فنی است. میدانید بعدها این قوت احتمال و قوت محتمل محتمل را شهید صدر هم دستمایه کرده، خیلی جاها روش نظریهپردازی کرده مرحوم محقق مشکینی در این حاشیه بر کفایه مفصل بهش پرداخته. « إذا كان لأحد الحكمين مزيّة على الآخر - إمّا من حيث الاحتمال ». – آنی که دفن را برای شما میرساند یا آدم – فرض کنید دارای حرفش محکمتره. أو المحتمل- یعنی چه؟ یعنی محتمل نسبت به این أقوی هست. درست است که ما دوران بین وجوب و حرمت داریم، ولی اگر وجوب باشد محتملش محکمتره. در نعم امام(ره) توضیح میدهم: ما به قوت محتمل میتوانیم جعل احتیاط کنیم. یک طرفش اگر باشد عرضه، یک طرفش مالَهُ .عرضٌ از مالَ اهم است عرض را حفظ کنید. عرض را دقت میکنید. حالا این صورته که بعدی: الحکم علی الآخر. آقای آخوند: اگر یکی از این احکام مزیت داشته باشد، فلا إشكال في جريان البراءة عن التعيينيّة، ما اینجا هم قائل به جریان برائت عنی التعیینیه میشویم قائل به تخییر میشویم. چه مزیت داشته باشد چه مزیت نداشته باشد، حکمش یکی است. چرا شما گفتید اخذ به ذی المزیة لازم است ؟ اخذ به ذی المزیة در غیر این موارد است که ما سه مورد را از منتقی الاصول گفتیم، و لو قلنا بأصالة التعيين عند الشكّ في التخيير و التعيين؛ مبنا را پذیرفتیم که در دوران بين التعيين والتخير ما قائل به تعیین بشیم. آنجا که میگفت چرا؟ گوش کنید. آقایانی هم حاضر بودند – کمتر حضور داشتند – بیشتر حضور پیدا کنند.
این یک خط از کمپانی است: « لأنّ أصل التكليف مشكوك فيه، فضلًا عن خصوصيّاته. ». شما در انقاذ غریقین – حالا پاسخ فرمایش جنابعالی هم اینجا با این عبارت میدهد – در انقاذ غریقین اصل تکلیف مشخص بود. تنجيز الاحتمال، تنجيز و تکلیف بود. در متعارضین هم همین. دقت کردید؟ حجیت این دو تا خبر را احراز کردید. چون اگر حجیت نداشته باشد که معارضه فرع حجیت است. اگر کسی از مجهولات – نمیدانم ابوهریره – تعارضی نیست. بگذارید. « لأنّ أصل التكليف » در ما نحن فیه اصل تکلیف این جنازه را نمیدانیم. نگویید جنس الالزام را میدانیم. جنس الزام که بحث کردیم: جنس الالزام که یک جامعه انتزاعی، مجعول شرعی نیست. مجعول شرعی آقا به من بفرمایید در این جنازه مجعول شرعی چیست؟.
اصل فرمایش امام(ره) این است: « لأنّ أصل التكليف مشكوك فيه، فضلًا عن خصوصيّاته ». وقتی خانه پای بست ویران شده، شما خصوصیاتید. اصل ذی المزیة در جایی مزیة برای دی المزیة اعتبار است که مزیة ثبات داشته باشد. من مستقر باشم روی این صندلی. شما برای من دو تا مزیت درست بکنید، اصل الاستقرار نباشد، مزیت چه به درد میخورد؟ یک کسی اصلاً اهلیت ولایت ندارد. شما میگویید قیافه خوبی دارد!! آن که گفتند اصبح وجها باید اهلیت امامت داشته باشد، حرف فوقالعاده دقیق است. کمتر جاهایی است که اعلام ثلاث – شاگردان آخوند – متفق القول بشوند. البته اینجا امام(ره) میگوید ما یک تعریضی داریم به مرحوم نائینی. مرحوم نائینی یک عبارتی را به کار برده. این عبارت فما أفاد بعض الأعاظم (رحمه اللّه)- من أنّ وجود المزيّة كعدمها، حتى لو كان المحتمل من أقوى الواجبات الشرعيّة و أهمّها. [5] مرحوم نائینی گفته که ما انکار کردیم مزیت وزنی درست بکند و تخییر را به هم بزند. ما هم انکار کردیم، اما نه دیگر مثل مرحوم نائینی. مرحوم نائینی انکار عجیبی کرده. تو این اندازه قبول نداریم. ایشان چه گفته؟ گفته فوجود المزيّة أيضا كعدمها[6] . حتی لو کان المحتمل من أقوى الواجبات الشرعية و أهمّها[7] اقوائیت محتمل هم به درد نمیخورد. یعنی ما اگر برایمان دوران بين المحذورين شد، بابا اینجا پیغمبره. اگر حفظ بخواهد، این پیغمبر است، حفظ پیغمبر از أهمّ واجبات شرعیه. آن طرف یک چیز خیلی... مثال بزنم: شما بگویید آقاجان یک مثال عرفی بزنم: انقاذ غریق متفرع بر غصب است، که این زمین مؤمن است. شما چه بکنیم؟ ما میگوییم آقا آن محتمل قویتر است عند الشارع. عند الشارع حفظ جان مهمتر است از حفظ مال. لذا در خانهاش را بشکن. دقت انجام بده. -مقدسی احمق را که شریعت تنجیز نمیکند، که مقدسی آتش سوزی لمس نامحرم شده که آتش گرفته. این حرفها عوامانه است،- مرحوم نائینی گفته دیگر من کاری ندارم. ما که گفتیم ذی المزیة رجحان ایجاد نمیکند مطلقا ایجاد نمیکند. هرچه میخواهد باشد.
تفصیل دیدگاه امام(ره) و تفاوت با نائینی
امام(ره) میفرماید که با شما همراه درست نمیکند، اما این مدلی با شما موافق نیستیم. چرا؟ فرمایش امام(ره) دقت کنید میگوید: گاهی اوقات محتمل به قدری قوی است که حتی در شبهۀ بدویه هم تنجیز مییارد. حتی در شبهۀ بدویه. بعد امام(ره) مثالی میزند. مثالشان جالبه. ببینید: احتیاط لازمه. این طرف عرضه، این طرف فرجه. امور فرج خواندیم در فقه، شدیده. حتی اگر در شبهه بدوی باشد، اقتضای احتیاط میکند. دیگر بدتر از شبهه بدویه که نداریم که همهتان میگویید برائت جاری میشود در شبهۀ بدویه. قائل شدید به جریان برائت. اما این مال احتمال و محتملهای معمولی است، اگر شما احتمال هم بدهید به نحو شبهۀ بدویه – که اینجا نمیدانم – فرض کنید زنای با محارم دارد اتفاق میافتد. اینجا جای احتیاط است. نگو احتیاط. اینجا احتمال منجِز نخواهد بود. درست است، احتمال منجز نخواهد بود. ولی گاهی یاوقات اقوایت محتمل اقتضا میکند شما در شبهات بدویهام احتیاط بکنید. آقای نائینی نگو إذا کان المحتمل من أقوى الواجبات الشرعیه. نه، تفصیل بده. برخی از محتملها در شرع اهمیتشان چنان است که در شبهه بدویه اقتضای احتیاط میکند. حالا این مدل محتملها اینجا باعث رجحان بشود، اما از باب قوت محتمل و لزوم تحفظ بر أغراض شارعه، نه اینکه صورت مسئله ما را تغییر داده باشد. خودش مثال میزند امام(ره): نعم، لو كان أقوائيّة المحتمل بحيث يكون لازم الاحتياط عقلًا أو شرعاً حتّى في الشبهة البدويّة حتی آنقدر این مهم است، محتمل آنقدر قوی است. عرض کردم خون است، شما یک قاعدهای دارید در دِما میگویند که شبهۀ دارئه، شبه شد درع میکند. ادْرَءُوا الْحُدُودَ بِالشُّبُهَاتِ[8] حق ندارد آنجا خون است. بعد حضرت میگوید آقا ایشون اگر واجب القتل باشد، من احتیاط کنم اعدامش نکنم چه میشود؟ حضرت فرمود که اگر ده تا مهدورالدم را تو حفظش کنی، بهتر از این است که یک مومن الدم را شما اعدامش بکنی. حالا یک کسی لازم بوده اعدامش نکردیم. خب چی شد؟ اعدامش نکردی. اما یک محبوب الدم را – یک مومن محترم را – تو داری اعدام میکنی. لذا احتیاط در دِما خیلی قوی است. دقت میکنید امام(ره) میفرماید کما آنجا شبهه بدویه هم باشد، احتیاط. نگویید آقا شبهات بدویه احتیاط نیست.
مثال نهایی و جمعبندی
مثال میزند: كما لو دار الأمر بين كون المرأة زوجته التي حلف [على] وطئها – نمیداند این مرأه زوجه است که وجوب دارد. أو أُمّه اینجا دوران الأمر بين المحذورينه. دیگر ما هم در فعل مرخصیم، هم در ترک مرخصیم. آقاجان درست شد که این از ام باشد از اعظم فجایع. است دقت کردید؟ اینجا شما باید ترک بکنید اما نه از باب اینکه ما اصالة التخییر عقلی را نپذیرفتیم، از باب اینکه این محتمل به گونهای است که مواقعه با ام به حدی خطیر است که اگر در شبهه بدویه هم بود، شما حق نداشتید مرتکب بشوید. پس آقای نائینی، این مسئله دیگر است. خلطش نکن تو دعوای بین ما و آخوند. یک دفعه یک چیزی را وارد نکن که ما هم با شما همراه نیستیم.
جمعبندی اجمالی
من یک جمعبندی اجمالی بکنم. وقت ما امروز گذشت. اینی که عقل میگفت تخییر در اطراف – در دوران الأمر بين المحذورين عقل حکم میکرد – ما در صورت مسئله گفتیم. مع فقد المزیة باشد مع فقد الرجحان باشد، آقای آخوند فرمود در صورت رجحان چه بکنیم. ایشان الحاق کرد در مورد دوران را به بقیه مواردی که اگر مرجحی باشد، ما لازم باشد به تعینیت و اخذ به ذی المرجح اخذ بشود، عمل بشود. خب کما رأی مختار هم همین میشود. کما علیه هم اعلام هم از معاصرین میگوید.
وقت نشد بیان مرحوم آقای خویی را بخوانیم. بیان مرحوم امام(ره) خواندیم. حق با این بزرگواران که در دوران الأمر بين المحذورين ما نمیتوانیم عرض بکنیم حکم بکنیم به اخذ – لزوم اخذ به ذی المزیة. وجهش هم همین جملۀ امام(ره) و کمپانی است که لأنّ أصل التكليف مشكوك فيه، فضلًا عن خصوصيّاته .است. و اگر اصل تکلیف مشکوک باشد، مرجح نمیتواند تکلیفی که اصلش – عرض کنم که – مشکوک است، تنجیز این احتمال ثابت نشده در خارج، شما تکلیفی را قرار نداده. دقت میکنید نمیتوانید شما آن را به عنوان مرجح مطرح کنید.