« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد استاد حسینعلی سعدی

1404/07/20

بسم الله الرحمن الرحیم

تحلیل جریان برائت شرعیه در دوران بین المحذورین، بیان اشکالات محقق نائینی ره و محقق اصفهانی ره/أصالة التخيير /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة التخيير /تحلیل جریان برائت شرعیه در دوران بین المحذورین، بیان اشکالات محقق نائینی ره و محقق اصفهانی ره

 

بحث در خصوص اصول شرعی جاری در دوران الامر بین‌المحذورین بود. کلمات اعلام را مطرح کردیم. مرحوم شیخ راسا قائل به توقف بود؛ یعنی نه حکم واقعی در این‌جا می‌توانیم داشته باشیم و نه حکم ظاهری.

مرحوم آخوند فرمودند که ما تخییر تکوینی و عقلی داریم، مع الحکم بالاباحه شرعاً. این مطلب را تفصیلاً بیان کردیم؛ هم وجه فرمایش ایشان را و هم ملاحظاتی که نسبت به فرمایش مرحوم آخوند وجود داشت، گرچه امروز دوباره «کرّ علی ما فرّ» هم خواهیم داشت.

احتمال تخییر شرعی

رأی بعدی که گفتیم احتمال دارد مطرح شود، تخییر شرعی بود. در جلسه گذشته بحث تخییر شرعی را هم مطرح کردیم. قیاسه بالخبرین المتعارضین بود. دلیلشان این بود که همان‌طور که در خبرین متعارضین قائل می‌شویم به اینکه تخییر شرعی هست، در ما نحن فیه هم مدعا را مناطاً توسعه می‌دهیم و می‌گوییم دوران بین الوجوب و الحرمه، بین‌المحذورین، این‌جا هم قائل به تخییر می‌شویم.

اشکال فنی‌ای که جناب آخوند مطرح کردند این بود که این قیاس، قیاس مع‌الفارق است؛ چه طریقیت را و چه سببیت را در حجیت طرق مطرح کنید ، قیاس ما نحن فیه به قیاس خبرین متعارضین، مع‌الفارق است.

طرح رأی برائت نقلیه

امروز وجه دیگری مانده که آن را تفصیلاً عرض کنیم. ان‌شاءالله باید برگردیم در رأی مختار و ببینیم که بین این اقوال متشدد و ادله متکثره چه باید بکنیم.

جمعی از معاصرین، از جمله مرحوم امام(ره) و مرحوم آیت‌الله خویی رحمه‌الله علیهما، قائل‌اند به اینکه می‌توانیم در ما نحن فیه، قائل به برائت نقلیه شویم.

دوستان توجه کنند: ما حکم العقل را در همان جلسه اول بحث کردیم که آیا عقل می‌تواند در جایی که ما تخییر تکوینی داریم حرفی بزند یا نه؛ آن بحث گذشت. در رای مختار شاید به آن بپردازیم، امروز با آن کاری نداریم.

امروز مدّعای این علمین بزرگوار این است که ما می‌توانیم برائت شرعیه را این‌جا جاری کنیم. ادلّه برائت شمول دارد نسبت به ما نحن فیه، پس حکم ظاهری برائت می‌دهیم؛ این برائت نقلیه است. برائت نقلیه در ما نحن فیه می‌شود یک حکم ظاهری شرعی و اشکالی هم ندارد.

البته اگر این را ما مطرح کردیم، إن‌شاءالله آخر جلسه فرصت بشود، باید از این دو بزرگوار و قائلین به این قول بپرسیم: شما چرا اباحه آخوند را نپذیرفتید؟ اگر التزام به جامع، التزام به واقع مانع می‌شد که شما اباحه شرعیه ظاهریه را جاری کنید، حالا آیا آن برای شما مانع نیست که شما برائت شرعی را قائل بشوید؟

شما در آن‌جا می‌گفتید که ما باید التزام پیدا بکنیم به واقع. نقد حرف آخوند این‌طوری بود که هم مرحوم امام(ره) و هم مرحوم آقای خویی می‌گفتند. و اشکال این‌جاست که شما یک الزامی را علم دارید که صدر من الشارع؛ چطور می‌توانید جعل اباحه ظاهریه کنید؟

احتمال دارد بگوییم الکلام الکلام. شما علم دارید به یک الزامی، حالا چه وجوبی و چه تحریمی؛ چطور می‌خواهید برائت جاری بکنید؟ برائت رفع ما لا یعلمون است، این‌جا علم به الزام داریم.

اشکال این است که آن‌جا گفتیم بگذارید به‌جایش تحلیل بکنیم؛ اشکال همان اشکال است. آیا فرقی می‌کند؟ احتمال دارد بگوییم فرق می‌کند. باید این را پاسخ بدهید؟

استدلال این است؛ خوب دقت کنید. آقایان فرمودند که ما ادلّه برائت شرعیه را نسبت به ما نحن فیه شامل می‌دانیم. ادلّه برائت شرعیه چیست؟ اهمّ ادلّه حدیث رفع بود: «رفع ما لا یعلمون».

شما چطور در حرمت توتون در شبهه بدویه می‌گفتید ما نمی‌دانیم حرمت توتون یقه ما را گرفته یا نه؛ رفع ما لا یعلمون. ولو واقعش تحریم باشد، ولی یک جعل برائت حکم ظاهریه می‌کنیم. «رفع ما لا یعلمون».

حالا آیا برائت و اصالة الإباحه یک چیز هستند یا نه؟ مرحوم امام(ره) یک چیز می‌گفت، ولی قول مخالف هم داریم.

رفع ما لا یعلمون؛ یعنی رفع شده ما لا یعلمون، یعنی رفع الالزام التحریمی که ناظر به توتون بود. آن‌جا هیچ مشکلی نداشتیم. شما نه علم به نوع حرمت داشتید، نه علم به جنس الزام داشتیم؛ اصلاً علم نداشتید، یعنی غایت محقق نبود، رفع ما لا یعلمون هم صدق می‌کرد.

آقایان در ما نحن فیه هم، هم مرحوم آقای خویی و هم مرحوم امام(ره)، ادعایشان این است که ـ می‌گویند: رفع ما لا یعلمون شامل ما نحن فیه هم می‌شود. ما می‌رویم سراغ احتمال الحرمة، چون این یا حرام است یا واجب است. در خصوص حرمت می‌گوییم: رفع ما لا یعلمون. می‌رویم سراغ وجوبش؛ می‌گوییم: رفع ما لا یعلمون. واقعاً وجوبش ما لا یعلم است، حرمتش هم ما لا یعلم است. رفع ما لا یعلمون؛ دو تا برائت شرعیه این‌جا جاری می‌کنیم: هم نسبت به وجوب برائت و هم نسبت به حرمت برائت جاری میکنیم.

شما که یک علم این‌جا دارید، و آن علم به جنس الالزام است، این را چه کار می‌کنید؟ رفع ما لا یعلمون، لِقائلٍ أن یقول که غایت محقق است، علم هست. شما با اجرای دو برائت می‌خواهید چه کار کنید؟ الالزام جامعی که معلوم است را مرتفع کنید، بگویید دو تا برائت جاری کردیم.

امام(ره) جوابش راحت است؛ خیلی شفاف و واضح. و ای‌بسا همین حرف را ما برای آقای آخوند هم بگوییم. ایشان می‌فرماید: ببینید دوستان، ما یک مجعول شرعی داریم و یک بحث انتزاعی. که لاً شیءٌ علی أرض الواقع، شما «أحدهما» که نمی‌تواند متعلّق حکم قرار بگیرد. «أحدهما» چیست؟ «أحدهما» را ذهن انتزاع می‌کند. این جامع انتزاعی است.

شارع چه کار می‌کند؟ آیا به نظر شما شارع جایی داریم که جنس الالزام را وضع کرده باشد که شما بگویید ما علم به جنس الزام داریم، نه. الزام یا الزام وجوبی است یا الزام تحریمی، و جامع چیزی نیست؛ صرف انتزاع من و شماست.

در خصوص حکم الزامی وجوبی، به شما می‌گوییم آیا رفع ما لا یعلم صدق می‌کند یا نه؟ در خصوص حکم الزامی تحریمی، سؤال ما این است که آیا رفع صدق می‌کند یا نمی‌کند؟ پس شما نگویید یک مانع توهّمی این‌جا وجود دارد؛ ما با مانع انتزاعی توهّمی کاری نداریم. ادلّه رفع شاملة للمقام است.

این اجمالاً فعلاً جایی اشکال اینجا نیست. اجمالاً توجه داشته باشید تا ما ادلّه نافین را مطرح بکنیم و آن‌ها را تحلیل بکنیم؛ چون سه دلیل محکم این‌جا وجود دارد برای کسانی که مقابل این قول‌اند، یعنی برائت نقلیه را جاری در مقام نمی‌دانند. ببینیم ادلّه‌شان چیست، بعد باید امثال مرحوم امام(ره) و مرحوم آیت‌الله خویی به این ادلّه پاسخ بدهند.

 

بعد، إن‌شاءالله الرحمن، این ادلّه را که ما تقریر کردیم، به جمع‌بندی می‌رسانیم.

دو تا دلیل مرحوم نائینی رحمه‌الله‌علیه آورده در «فوائد الأصول».جلد ۳، صفحه ۴۴۶. دو تا اشکال کرده است.

آیا برائت شرعیه، «رفع ما لا یعلمون»، در دوران الأمر بین‌المحذورین ـ که نمی‌دانیم دفنش واجب است یا حرام ـ جریان دارد یا ندارد؟

مرحوم نائینی دو اشکال کرده است. این دو اشکال را هم آقای خویی، هم امام(ره) و هم منتقی مطرح کرده‌اند. اشکالشان به مرحوم نائینی اشکال واحدی است؛ یعنی بیان مرحوم نائینی را نمی‌پذیرند.

اول، بیان مرحوم نائینی را بگوییم.

مرحوم نائینی دو تا اشکال دارد.

 

اشکال اول

اشکال اول این است که می‌گوید: شما یک حکم ظاهری به نام برائت شرعیه را این‌جا می‌خواهید به استناد حدیث رفع جعل بکنید. سؤال ما از شما این است: آیا جعل حکم ظاهری باید اثر داشته باشد یا لغو هم می‌تواند باشد؟ این را تعیین تکلیف کنید. حکم، چه واقعی و چه ظاهری، باید اثر داشته باشد.

مرحوم کمپانی فرمود که حکم واقعی به داعی جعل داعی است. شما داعی ندارید؟ در حکم واقعی «أقم الصلاة»، صبح چه کسی داعی دارد نماز بخواند؟ من شارع جعل داعی می‌کنم، می‌گویم «أقم». پس به داعی جعل داعی، این ماهیت حکم است.

منتقی یک اشکالی به بیان مرحوم کمپانی دارد. اشکال ایشان وارد است؛ می‌گوید: جعل الداعی نمی‌تواند ماهیت حکم باشد، باید بگوییم جعل داعی اقتضائاً و شأناً. (حالا یک وقت در ماهیت حکم شد، یادآوری کنید بگوییم.)

در حکم ظاهری هم همین است. شما نمی‌دانید این عبایتان طهارت دارد یا ندارد، الان می‌خواهید با آن نماز بخوانید. من جعل اصالة الطهارة می‌کنم، یک حکم طهارت ظاهریه برایت جعل می‌کنم. این اثر دارد؛ اثرش این است که می‌توانید وارد صلاة بشوید.

مرحوم نائینی می‌گوید: من این‌جا به شما یک اشکالی دارم، و اشکال این است که شما می‌خواهید برائت شرعیه را به عنوان یک حکم ظاهری در دوران الأمر بین‌المحذورین جعل بکنید. این لغو و بلااثر است.

و اگر لغو بود و بلااثر بود، شما دیگر نمی‌توانید جعل احکام ظاهریه کنید.

منتقی پاسخی به این اشکال مرحوم نائینی داده است. اشکال این است که می‌گوید: الکلام الکلام. این مسئله لغویت در همه‌جا مطرح است. شما چرا در برائت به رخ ما می‌کشید؟

در همه‌جا محذور لغویت وجود دارد؛ لغویت عام است، در جمیع موارد برائت این لغویت وجود دارد.

شما در برائت بین‌المحذورین دارید به رخ ما می‌کشید و می‌گویید لغو است. من از شما سؤال می‌کنم: لغو یعنی چه؟ یعنی جایی که داعی باشد، ایجاد داعی لغو می‌شود؟ یا عدم امکان انقداح و انبعاث اراده باشد، انبعاث نباشد؟

مثل این‌که ما به این دیوار بگوییم حرکت کن؛ حرکت کن، لغو است، چرا؟ چون انبعاث ندارد. یا جایی که اراده هست؛ وقتی اراده هست، در افعال اضطراری، شما نفس می‌کشید، دیگر امر ندارد. یا انزجار هست، دیگر زجر ندارد. این‌ها مثال‌های مفصلی است که آمده است.

 

ایشان می‌گوید: ما در همه موارد برائت این حرف را می‌زنیم. ما از شما سؤال می‌کنیم: اگر در توتون گفتید «رفع ما لا یعلمون» صدق می‌کند، من از شما می‌پرسم: عقل قبل از شرع می‌گوید «العقاب بلا بیان قبیح»، یعنی برائت عقلیه شما را آزاد کرده بود. پس چطور می‌گویید «رفع ما لا یعلمون» آن‌جا را شامل می‌شود؟

 

اگر لغویت مانع جعل حکم ظاهری باشد، در همه‌جا شده است. عام باید باشد. پس اشکال در دوران بین‌المحذورین ، اشکالِ ما نیست. شما همین برائتی را که در جاهای دیگر قائل هستید، این‌جا هم باید پاسخ بدهید. این فرمایش منتقی است.

 

منتها به نظر می‌رسد این حرف، حرف واردی نباشد و درست نباشد؛ به خاطر این‌که فرق هست بین امثال توتون و ما نحن فیه. فرقش این است که در آن‌جاها، گرچه عقل می‌گوید شما در توتون برائت دارید، اما شما شنیده‌اید: «الواجبات السمعیة الطاف در حق واجبات العقلیة». این لغو نیست.

 

درست است عقل می‌گفت در توتون برائت دارید، ولی وقتی منِ شارع می‌گویم «رفع ما لا یعلمون»، این از واجبات سمعیه است؛ «الطاف فی الواجبات العقلیة». این‌ها لطف نسبت به واجب عقلی است.

 

شما باز هم دل‌شوره داشتید، نگران بودید؛ آقا من چه بکنم؟ درست است. عقل میگوید: قبح عقاب بلا بیان شما باز میترسید این رفع ما لایعلمون پس آن‌جاها لغو نیست، ولی در ما نحن فیه واقعاً لغو است. شما نسبت به دفن و عدم دفنی که مثال زدیم، برائت می‌خواهد چه کار بکند برایتان؟ چه دستاوردی برائت برای شما دارد؟ پس به نظر می‌رسد این اشکالی که بنده دارم عرض می‌کنم، به نظر می‌رسد این اشکال به منتقی وارد باشد. دقت می‌کنید؟

این‌که بگوید هر چه آن‌جا پاسخ دادید، این‌جا هم پاسخ بدهید، ما این حرف را نمی‌توانیم از منتقی بپذیریم.

پس اشکال اول مرحوم نائینی این بود که شما برائت شرعیه را به عنوان حکم ظاهری می‌خواهید جعل کنید؛ لغویتش را چه پاسخی برایش دارید؟

پرسش: ..

پاسخ: نه با جنس الزام کاری داریم، ما می‌گوییم حکم ظاهری اصلا حکم باید یک اثر و ثمری داشته باشد. برائت شرعی که می‌گویید ما این‌جا جاری می‌دانیم، ثمرش چیست؟ در توتون برائت شرعی ثمره داشت؛ این‌جا ثمرش چیست؟

یا شما فاعلید یا تارک؛ برائت شرعی چه ثمری دارد؟ جعل برائت شرعی لغو است. این اشکال اول.

اشکال دوم

حالا اجازه بدهید اشکال دوم را بگوییم.

پرسش: ...

پاسخ: لطف را اجمالی معنی کردیم، یک کتابی داریم، که طلبه ها کمتر مراجعه می کنند، چاپ شده بنام قلائد الفرائد از شاگردان مرحوم شیخ است مرحوم غلامرضای رضوانی قمی عنوان کتاب هم مشخص است قلائد الفرائد حسن این کتاب این است که قلائدی که انداخته گردن رسائل میگوید: من بعد از مجلس درس شریف از استاد پرسیدم منطورتان چیست به نظرم هشت وجه از شیخ پرسیدم این که شما فرمودید واجبات سمعیه الطاف هستند در واجبات عقلیه، این یعنی چه این الطافی که گفتیم شما مراجعه کنید یعنی چه ؟

اشکال دوم مرحوم نائینی این است که مرحوم نائینی می‌گوید: شما که می‌خواهید برائت جاری کنید، مدرک اصالة البراءة چیست؟ می‌گویید حدیث رفع است. می‌گویم خیلی خب.

شما می‌دانید «رفع ما لا یعلمون» الرفع فرع امکان وضع است. در «فوائد» و عرض کردم در «أجود» هم همین است.

شما جایی می‌توانید بگویید من رفع می‌کنم که بتوانید وضع بکنید. این امر کاملاً مقبول است و بلا اشکال کبروی است؛ ما نمی‌توانیم نقدش کنیم.

به خاطر همین است که شارع نمی‌تواند حجیت را از قطع سلب کند. این همان است که شما در قطع خواندید؛ چون نمی‌تواند حجیت را به قطع بدهد، سلبش هم نمی‌تواند بکند.

لیس بید الجاعل اثباتا و نفیا که مرحوم آخوند در قطع فرموده بود

شما اگر چیزی را بتوانید وضع کنید، رفعش هم می‌توانید بکنید. این مسلم است. در توتون، می‌توانستید جعل حرمت بکنید، پس وضعش ممکن بود؛ حالا می‌گوییم رفعش هم ممکن است و می‌گوییم «رفع ما لا یعلمون» شاملش می‌شود.

اما فی مورد دوران الأمر بین‌المحذورین، لا یمکن وضع الوجوب و الحرمة کِلایهُما. ما در دوران بین‌المحذورین نمی‌توانیم هم وجوب را وضع کنیم و هم حرمت را وضع کنیم؛ لا علی سبیل التعیین و لا علی سبیل التخییر. نه تعییناً و نه تخییراً نمیتوانیم وضع کنیم، تعیین و تخییر در استحاله فرقی نمی‌کند.

ما نمیتوانیم وجوب و حرمت را وضع بکنیم، جعل کنیم. وقتی وضع وجوب و وضع حرمت غیر ممکن شد، و عبارت مرحوم نائینی این است: «ومع عدم إمكان الوضع»،شما حرمت را و وجوب را نمیتوانید بگذارید روی دوران الامر بین المحذورین، وقتی نمی‌توانید این دو را وضع کنید، «لا يعقل تعلق الرفع».

چطور می‌توانید بگویید من رفعش می‌کنم؟ آقایانی که می‌گویند ادله رفع شامل می‌شود و می‌گویند رفع وجوب و حرمت، با عدم امکان وضع، ومع عدم إمكان الوضع لا يعقل تعلق الرفع ، فأدلة البراءة الشرعية لا تعم المقام أيضا [1]

فرمایش مرحوم نائینی تمام شد

اجمال فرمایش مرحوم نائینی این شد که رفع فرع امکان وضع است، و لذا اینجا لا یمکن الاحتیاط است، در این‌جا چون وضع ممکن نیست، رفع هم ممکن نیست.

اشکال سوم: اشکال مرحوم محقق کمپانی

اشکال سوم را مرحوم محقق کمپانی رحمه‌الله‌علیه در «نهایة الدرایة»[2] مطرح کرده است.

این هم اشکال فنی است، شما باید بتوانید برای این اشکال هم پاسخی داشته باشید.

ایشان می‌فرمایند: ما دو جور عذر داریم. عبد وقتی می‌خواهد عدم امتثالش را عذر بیاورد پیش خدا، دو تا عذر می‌تواند داشته باشد.

دقت کنید به لحاظ فنی عدم تنجیز حکم را میخواهیم تحلیل کنیم.

به لحاظ فنی می‌خواهیم عدم تنجیز حکم را تحلیل کنیم؛ این‌که چرا یک حکمی، تنجیزش با مشکل مواجه می‌شود.

یک: جهل، مولا به عبد می‌گوید ـ که داریم بحث می‌کنیم دیگر ـ مولا به عبد می‌گوید: چرا امتثال نکردی؟ عبد می‌گوید: چون جاهل بودم. فرض کنید که جهلش پذیرفته شد.پس در مقام عدم امتثال، یک عذریتی درست می‌شود.

دو: عدم القدرة الامتثال، یک حرف خیلی مهمی ایشان می‌زند. می‌گوید: یک‌وقتی هم مولا احتجاج می‌کند و یقه عبد را می‌گیرد: چرا دستور من را امتثال نکردی ؟ می‌گوید: قدرت نداشتم، چه بکنم؟ و عقلا و عقل، عبد را این‌جا برایش یک عذریتی قائل است، یعنی عدم‌القدرة. عدم امتثال هم یک برائتی از عقاب، یک عذریتی از عقاب درست می‌کند. این را قبول دارید؟ این فرمایش مرحوم محقق کمپانی رحمه‌الله است.

نکته دوم این است، می‌گوید: ما ادله برائت را برایتان تحلیل کنیم. آقایان، هر دلیلی یک استظهاری می‌خواهد؛ همین‌طوری که نمی‌شود هر چیزی به دلتان و به ذهنتان آمد تحمیل کنید به عبارت. عبارت استظهار می‌خواهد.

حضرت فرموده است: «رفع». حالا فرض کنید ما این‌جا عقاب منظورمان باشد. «رفع»؛ من شارع عقاب را مرفوع کردم.

رفعِ «ما لا یعلمون».

تعلیق رفع بر «ما لا یعلم» یُشعر علیته؛ چرا عقاب را شما رفع کردید؟ رفع «ما لا یعلمون».

شما ادله رفع را می‌خواهید در دوران الامر بین المحذورین بیاورید، شامل نمی‌شود.

در دوران بین المحذورین می‌گوییم: آقای عبد واقعاً الزام را نمی‌دانی؟ می‌گوید: می‌دانم. چرا الزام؟ می‌گوید: خب، من نمی‌توانم، مقدورم نیست. این‌جا «لا یمکن الاحتیاط»، من چه بکنم؟ این‌که گفتیم، از اول هم گفتیم جای تخییر عقلی است. دقت کنید.

اصلاً من یک مثال دیگر برایتان بزنم که این حرف مرحوم کمپانی خوب جا بیفتد.

شارع آمد، نبی مکرم آمد صلوات‌الله‌علیه، خطاب به شما یک دستوری را داد، گفت: «صُم». شما استطاعت ندارید، قدرت بر اتیان ندارید. آیا عذریتی برایتان هست یا نه؟ این‌که ما قدرت بر امتثال نداریم، خودش عذر است. «ما لا یعلمون» یعنی از حیث جهل، ما رفع عقاب کردیم.

در دوران الامر بین المحذورین، از حیث عدم امکان بر امتثال، عدم قدرت بر امتثال، شما دارید می‌گویید عقاب مرتفع است.

فردا شارع می‌آید می‌گوید که: دو نفرید شما، نسبت به این‌جا، به این شبهه دوران الامر بین المحذورین گیر کردید. آقا، دفن! شما دفن نمی‌کنید. یک جنازه دیگر است، شارع هیچ‌کدام‌تان را نمی‌تواند عقاب کند.

یقه شما را می‌گیرد: چرا دفن کردی؟ می‌گوید: خب، من چه کار می‌بایست می‌کردم؟ یقه آن آقا را می‌گیرد: چرا دفن نکردی؟ می‌گوید: من چه کار می‌توانستم بکنم؟ عدم قدرت بر امتثال. الزام معلوم است. الزام معلوم را ما قدرت امتثال، یعنی موافقت قطعیه را نمی‌توانیم انجام بدهیم.

پس فرمایش مرحوم کمپانی هم فرمایش فنی است.

شما در دوران الامر بین المحذورین، ولو ادعا بکنید «ما یعلم» است، جنسش را می‌دانید، قدرت بر امتثال ندارید و آن‌چه رفع عقاب کرده از شما، عدم تمکن از عدم قدرت بر امتثال است.

نتیجه:

اگر جایی عقاب رفع شد از حیث این‌که قدرت بر امتثالش را ما نداریم، شما دیگر نمی‌توانید ادعا کنید ادله رفع شامل اوست. ادله رفع از حیث «لا یعلم» شمول دارد، نه از حیث غیر مقدور بودن.

این هم فرمایش مرحوم محقق اصفهانی رحمه‌الله‌علیه. عرض کردم در نهایة الدرایة.

ما سه اشکال را فی‌الواقع مطرح کردیم. البته یک بحث مختصری ماند. آن بحث مختصر را به عنوان سؤال مطرح کردیم.

سه اشکال این است:

آقایانی که قائل به جریان برائت نقلیه در ما نحن فیه، یعنی در دوران امر بین المحذورین هستند، این سه اشکال را باید پاسخ بدهند:

1.لغویت.

2.این‌که استحاله دارد چیزی که وضعش به ید شارع نیست، رفعش به ید شارع باشد. (این دو اشکال مرحوم نائینی)

3.اشکال مرحوم محقق اصفهانی، به این‌که ظهور ادله برائت نقلیه ـ ببینید ظهور «رفع» اسناد داده شده به «ما لا یعلم» ـ ظهور ادله شامل جایی می‌شود که شما عذریّت‌تان از ناحیه «لا یعلم» باشد.

این را در مقام عذر بخواهید بگویید. در ما نحن فیه، از حیث عدم امکان امتثال است. و لذا ادله رفع شمول نسبت به ما نحن فیه در دوران الامر بین المحذورین ندارد. شما نمی‌توانید بگویید برائت جاری می‌شود. این سه اشکال را عرض کردیم.

احتمال دارد به آن جواب‌های ظاهری کسی برگرداند و بگوید: آن‌جا هر چه پاسخ دادید، ما این‌جا پاسخ می‌دهیم. ان‌شاءالله جمع برای جلسه بعد.

 


logo