درس تفسیراستاد رستمی
91/10/02
بسم الله الرحمن الرحیم
«یا ایها الذین ءامنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون» از اینجا اشاره به همه ی انسانها دارد. تا پیش از این داستانی بیان شد که نتیجه ی آن بعد از این می آید.بنی نظیر در اثر پیمان شکنی به عذاب دنیا و آخرت دچار شدند. نتیجه این داستان برای ما این است که در هر زمانی اگر نافرمانی خداوند را کردیم دچار همان عذاب خواهیم شد.منافقین هم در اعمالشان خدا را به حساب نمی آوردند. خدا جزء محاسباتشان نبود. پس خداوند کاری کرد که خود را فراموش کردند و حیران شده و هلاک شدند. اما اگر کسی به خدا و رسول ایمان آورد صلاح عاجل و آجل خود را در نظر می گیرد. پس ای مومنان نگاه کنید که چه چیزی برای خود پیش میفرستید و روزی هست که نزد خدا برمیگردید و آنها را تحویل میگیرید. چه اینکه اعمال شما همه نزد خدا محفوظ است و جزای لازم برای آن داده می شود. در دنیا مجازاتها اعتباری است برای همین تغییر می کند. اما گاهی رابطه عمل و عکس العمل حقیقی است مثل رابطه چاقو در چشم رفتن و کور شدن که قابل تغییر نیست. نمیتوان کورشدن را مشروط کرد. اما در آخرت چگونه است؟ براساس آیات قرآن این رابطه را حقیقی نشان میدهد. که بحث تجسم اعمال پیش می آید. که اعمال صورت حقیقی دارند که در آخرت دیده می شود. این آیه اشاره دارد که مومن باید خود را محاسبه کند و منظور از یاد خدا بودن پیاده کردن اسما الهی در خود است و کمالی بالاتر برای انسان از عبودیت نیست. خدا میمیراند تو نیز میمیرانی. خدا زنده میکند تو هم زنده می کنی.یک معنای عبودیت این است یقین کنیم که هیچ قبض و بسطی در عالم اتفاق نمی افتد مگر با اذن خدا. باید این حقیقت را از عمق جان باور کرد.باید باور کرد که هیچ جهتی نیست که ما از آن جهت از خدا مستقل باشیم. کمال انسان در این است که خود را مملوک خدا بدانیم حتی همین مملوک دانستن را هم از خدا بدانیم. « اتقوا الله» اینجا دوبار تکرار میشود. برای علت این تکرار چهار نظریه هست. بعضی گفته اند اتقوا الله اول به توبه کردن از گناهان گذشته اشاره دارد و اتقاء دوم به توبه درباره گناهان آینده دارد. نظر دوم اتقاء اول انجام واجبات و دومی به ترک محرمات اشاره دارد. نظر سوم می گوید تنها برای تاکید تکرار شده. اما علامه این نظر را میپذیرد که تقوای اول در مورد اصل عمل است که تقوا داشته باشید و عمل را انجام دهید یا از انجامش پرهیز کنید. و تقوای دوم به محاسبه و اصلاح و اخلاص و حفظ عمل امر میکند. «ولاتکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم انفسهم» این چه عذابی است که انسان خود را فراموش می کند . چگونه چنین چیزی ممکن است؟ أنسی به معنای نسیان در برابر ذکر است نه در برابر علم. علم در برابر جهل است. فراموش کردن خویش یعنی انسان از حقیقت وجودی خود غافل میشود. یعنی انسان من وجودی خود را فراموش میکند. سپس انسان همه ی هم و غمش را روی جسمش می گذارد.
انسان در سه مرحله باید احساس فقر و مملوک بودن داشته باشد. یکی در مرحله ی ذات. بدون وجود او ذات ما امکان ایجاد نداشته است. دوم مرحله ی صفات . صفات و خلقیاتی که من به خود می گیرم و سوم افعال ما. نگاه ما باید نگاه تبعیت محض باشد. لذا اطاعت از رسول و امام و مرجع تقلید هم در واقع اطاعت از دستورات خداوند است. این مطیع بودن حاصل نمی شود مگر با توجه باطنی به اینکه ما خدایی داریم که بر همه چیز آگاه است. اگر به این مرحله برسیم دچار اطمینان نفس خواهیم شد و به آرامش می رسیم.