« فهرست دروس

درس تفسیراستاد رستمی

91/09/25

بسم الله الرحمن الرحیم

 علامه بعد از ده آیه اول بحث روایی مطرح میکنند. سه قبیله ی یهود در اطراف مدینه بودند. بنی نظیر، بنی قریظه بنی قینقاع . آیات سوره ی حشر در مورد بنی نظیر است که پیامبر برای قرض گرفتن دیه ای نزد آنها رفتند. رئیس قبیله ی آنها کعب بن اشرف بود. ابتدائا از پیغمبر استقبال میکنند اما بعد به ذهن کعب میرسد که پیامبر را ترور کنند . در آن هنگام جبرئیل بر پیامبر نازل شد و به پیامبر خبر داد که آنها چه قصدی دارند. پیامبر هم بدون اینکه به آنها خبر بدهد برگشت به مدینه و کسی را فرستاد تا به آنها بگوید : «ان الله عز وجل قد اخبرنی بما هممتم به من الغدر» [1] خداوند متعال از نیرنگ و فریب شما من را آگاه کرد. فإما ان تخرجوا من بلدنا و إما ان تأذنوا بحرب. یا از سرزمین ما بیرون بروید یا آماده ی جنگ بشوید. بعد ماجرای قطع درختان و... پیش آمد.البته پیامبر از پیغام جبرئیل تنها برای نجات جان خودش استفاده کرد و برای جنگ با آنان از مدارک و شواهد دیگری استفاده کرد و تنها به پیغام جبرئیل اکتفا نکرد. عبدالله بن ابی که رئیس منافقان مدینه بود اینجا برای بنی نظیر پیغام میفرستد که از قلعه های خود بیرون نروید که من به شما کمک خواهم کرد. عبدالله بن ابی کسی بود که پیش از آمدن پیامبر به مدینه برطبق قرارداد اوس و خزرج قرار بود حاکم مدینه شود اما پس از هجرت پیامبر خود بخود منتفی شد برای همین وی پیامبر را رقیب سیاسی خود میدانست و از هر فرصتی برای ضربه زدن به پیامبر استفاده می کرد. وی در ادامه به بنی نظیر وعده داد که اگر اعلان جنگ کنید من هم به یاری شما خواهم آمد. همین باعث شد که بنی نظیر دو هفته مقاومت کنند که این به ضرر آنها تمام شد. این مطلب روایتی است که در تفسیر قمی آمده است. در ابتدا بنی نظیر گفتند که قلعه ها را ترک نخواهند کرد و آماده ی جنگ شده اند. پیامبر هم در این هنگام تکبیر گفته و به علی بن ابیطالب فرمودندبرای جنگ به سمت بنی نظیر برو و ادامه داستان که گفته شد. بنی نظیر به چند گروه تقسیم شدند. عده ای به ازرعات در شام رفتند. عده ای به خیبر خود را ملحق کردند. در باره ی اینکه بنی نظیر چه چیزهایی همراه خود بردند چند روایت است یکی اینکه پیامبر به ایشان گفت هر نفر بار یک شتر را با خودش می تواند ببرد. آنان قبول نکردند و چند روز ماندند بعدتصمیم گرفتند که هرکدامشان با یک شتر بروند. اما پیامبر فرمود این مال آن زمان بود اکنون هیچ چیزی نمیشود با خودتان ببرید مگر اینکه کشته می شوید. قول دیگر اینکه پیامبر فرمودند هر سه نفر یک بار شتر میتوانید ببرید. قول دیگر اینکه تفصیل قائل شویم که یعنی برای عده ای که زودتر رفتند هرکس یک بار شتر و برای عده ای که لجوج تر بودند هر سه نفر یک بار شتر و برای عده ای هیچ چیز. بررسی اینکه کدام صحیح است نیاز به بررسی سندی و محتوایی دارد. جریان بنی نظیر برخی گفته اند شش ماه بعد از جنگ احد و برخی گفته اند شش ماه بعد از جنگ بدر بوده است. که بعد از جنگ احد درست تر به نظر میرسد زیرا در جنگ احد مسلمین شکست خورده و صدمات زیادی دیدند و این بنی نظیر را به طمع انداخت تا از ضعف مسلمانان استفاده کنند. ذیل این آیه «فأتهم الله من حیث لم یحتسبوا» خدا از سمتی آمد که فکر نمیکردند کسی از حضرت امیر سوال کرد چطور خدا از سمتی می آید که فکر نمی کنیم؟ حضرت فرمودند: یعنی عذاب را به گونه ای بر ایشان فرود آورد که فکر نمی کردند به این سرعت بساطشان برچیده شود.
 «ألم تر الی الذین نافقوا یقولون لإخوانهم الذین کفروا من اهل الکتاب» این آیات به عبدالله بن ابی و منافقان مدینه اشاره دارد. این نشان می دهد که اهل کتاب هم کافر هستند البته احکام کافران متفاوت است. علامه مطرح میکند فرق بین إخوه و إخوان (به معنای برادران) چیست ؟که بیان میشود إخوه، بیشتر در برادری منسوب به یک پدر مطرح میشود و إخوان، بیشتر در برادری در ایمان و عقیده استعمال می شود. «ألم تر» استفهام تعجبی است و مراد از «الذین نافقوا» عبدالله بن ابی و یارانش و مراد از « لإخوانهم الذین کفروا من اهل الکتاب» هم بنی نظیر است. منافقان به برادران خود یعنی بنی نظیر میگفتند «لإن أخرجتم لنخرجن معکم ولا نطیع فیکم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرنکم» اگر شما برای جنگ خارج شوید ما هم با شما قیام میکنیم و ما دستور هیچ کس را در مورد شما اطاعت نخواهیم کرد. اینجا «لنخرجن» به قرینه « لنصرنکم» و آیات قبل به معنای خارج شدن از دیار است. به این معنا که اگر شما از سرزمینتان خارج شدید ما هم با شما خارج میشویم. عملی که حتی یک نفرشان انجام ندادند. اینکه در آیه به جای قالوا گفته یقولون به این خاطر است که منافقین مستمر و مصمم به بنی نظیر وعده یاری میدادند.«والله یشهد لکاذبون» خداوند شهادت می دهد که دروغگو بودند.« لئن اخرجوا لا یخرجون معهم و لئن قوتلوا لاینصرونهم و لئن نصروهم لیولن الأدبار ثم لا ینصرون» در اینجا خداوند می فرماید اگر بنی نظیر خارج شوند منافقین خارج نخواهند شد و اگر بجنگند هم به یاری آنها نخواهند شتافت. حتی اگر عده ای هم تصمیم بگیرند که به آنها کمک کنند در میان کار آنها را رها خواهند کرد و حاضر نیستند از جان خود مایه بگذارند. بعد خداوند نکته ای را اشاره می کند که منافقین و بنی نظیر از شما مسلمین بیشتر می ترسند تا از الله. چرا که به خداوند و غیب ایمان ندارند. برای همین مسلمین باید قدرت خود را بیشتر نشان دهند چرا که قدرت مسلمین است که کفار را به وحشت می اندازد. به گونه ای به آیه « واعدوا لهم ما استطعتم من قوه» [2] اشاره دارد. در ادامه میفرماید«ذلک بأنهم قوم لایفقهون» تنها کسانی به قدرت خداوند ایمان دارند که فقیه هستند. یعنی افرادی که قائل به خداوند نیستند از قدرت او هم نمیترسند. « لایقالونکم جمیعا الا فی قری محصنه او من وراء جدر» اینها با شما نمی جنگند الا از قریه هایی که دژ دارد یا از پشت دیوار. به این معناکه دچار ضعف و ترس هستند و اینگونه نیست که رودررو و شجاعانه بجنگند چرا که کفار مکه افراد شجاعی بودند اما قرآن بیان میکند که این افراد اینطور نبوده اند. البته اینها در این جنگ سست هستند و همیشه اینگونه نبوده اند.« تحسبهم جمیعا» مسلمانان گمان میکردند که یهودیان و منافقان همه با هم متحد هستند در حالیکه قلبهای اینها از هم جداست و یکدل نیستند. «ذلک بأنهم قوم لایعقلون» این ثمره ی بی عقلی انها بوده که خود را به بدبختی انداختند. خداوند برای بنی نظیر مثالی می آورد «کمثل الذین من قبلهم قریبا ذاقوا و بال امرهم» قوم بنی نظیر مانند مشرکین مکه هستند که به دست خودشان شرایط را سخت و دشوار کردند و ثمره ی آن را هم که شکست و ... بود، دیدند اما این کفاره ی آنها نیست بلکه عذابشان در روز قیامت باقی است. بنی نظیر هم اگرچه در به در شدند اما این از عذاب آنها در روز قیامت کم نمی کند. بعد مثال دیگری میزند. مثل بنی نظیر مثل شیطان است . که به انسان گفت کافر شو. وقتی کافر شد گفت: من از تو بیزارم. من از خداوند رب العالمین می ترسم. علامه سه جور اینرا تفسیر می کند. اول اینکه شیطان مراد ابلیس است و انسان ،برصیصا ی عابد است که بعد از عمری عبادت ،توسط ابلیس فریب خورد و شیطان گفت من از تو بیزارم. دوم مراد از انسان ابو جهل است که در جنگ بدر شیطان به کفار وعده داد که شما امروز پیروز خواهید شد ، اما بعد از شکست کفار گفت:« انی بریء منک انی اخاف الله رب العالمین» سوم اینکه مراد هر انسانی است که در طول تاریخ توسط شیطان فریب خواهد خورد.


[1] بحار الانوار، ج 20، ص 169.
[2] سوره انفال، آیه 60.
logo