« فهرست دروس

درس تفسیراستاد رستمی

91/09/11

بسم الله الرحمن الرحیم

  بیان مصارف فیء
 منظور از «لله» «فی سبیل الله» است. زیرا خداوند به اموال احتیاج ندارد. «للرسول» هم یعنی مخارجی که پیغمبر اکرم به عنوان رئیس حکومت اسلامی دارد. « لذی القربی» هم مسلما منظور اقوام پیامبر است( البته مطمئنا اقوام فقیر هستند). مراد از یتیم اینجا به سیاق آیه که مسکین و در راه مانده را بیان میکند( یعنی افرادی که به نوعی مشکل دارند) یتیم فقیر است نه صرفا هر یتیمی. اگر گفته شود چنانچه مقصود یتیم فقیر بود ذیل مسکین قرار میگرفت . چرا یتیم و مسکین جدا آورده شده؟ میتوان گفت اینکه یتیم جدا و بر مسکین مقدم شده خداوند خواسته تا عنایت ویژه ای به یتیم مسکین داشته باشد . یعنی یتیم فقیر که از دو ناحیه آسیب دیده بر کسی که تنها فقیر است مقدم است و اولویت دارد. اینجا بیان میشود که اولویت مصرف فیء با یتیم و فقیر و ابن السبیل ذی القربی پیامبر است. خویشاوندان پیامبر در آن زمان اغلب از مهاجرینی بودند که پس از مهاجرت به مدینه در سختی و فقر بسیاری به سر می بردند.
 «کی لا یکون دولة بین الأغنیاء منهم» نمیخواهیم این فیء بین اغنیا شما دست به دست بشود. زیرا در آن زمان مرسوم این بود که رئیس قبیله یک چهارم غنائم را برمی داشت و سه چهارم باقی هم بین سرشاخه ها(یعنی پولدارها) تقسیم میشد و چیزی به مردم عادی داده نمی شد. اما پیامبر برای اولین بار میخواست این قانون را رعایت نکند. این کار پیامبر برای بعضی از سران قبایل گران آمد. برای همین در ادامه خداوند می فرماید: «و ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» از این آیه میتوان یک پیام کلی گرفت که در هر زمانی هرآنچه پیامبر گفت باید انجام داد و هر چه نهی کرد از آن پرهیز شود. بعد خداوند می فرماید: «فاتقوا الله» از خدا بترسید. معلوم میشود که عده ای به مخالفت برخاستند. زیرا خداوند در ادامه تهدید میکند. « ان الله شدید العقاب» خداوند بعد می فرماید : « للفقراء المهاجرین» لام برمیگردد به آیه ی قبل ودر ادامه ی «ماأفا الله...فلله و للرسول...» آنجا کلیات را بیان کرد و اینجا به مصادیق آن می پردازد. انصاف هم همین بود زیرا مهاجرین با هجرت از مکه از همه چیز خود گذشته بودند و واقعا از جهت مالی در مضیقه قرار داشتند. قرآن اصرار دارد که مهاجرین کسانی بودند که از سرزمینشان و اموالشان به خاطر دین اخراج شدند. «یبتغون فضلا من الله و رضوانا» و فضل و رحمت خداوند را جستجو میکنند . به دنبال ریاست نیامده اند. گفته شده للفقرا بدل از ذی القربی است . قول دیگر میگوید للفقرا بدل از یتامی و مساکین و ابن السبیل است. و ذی القربی چه غنی و چه فقیر را شامل میشود. که این نظر بعید مینماید. حاصل کلام اینکه خداوند به پیامبر اختیار داد از این باب که معصوم است و خطا نمیکند. بعد دلایل مصرف را برای پیامبر بیان میفرماید مثل ذی القربی و مساکین و... که پیامبر همه غنائم را به انصار میدهد و تنها به سه نفر از انصار اموالی بخشید. از این باب که پیامبر اختیار داشت تا اموال را در راه خدا بدهد و مصادیق آن با خودش بود. بعد بیان میشود که مهاجرین تنها برای یاری خداوند و رسولش آمده بودند و در قولشان صادق هستند. به دنبال مال و جاه نیامده اند. « والذین تبوءوا الدار و الایمان من قبلهم» آیا این واو حرف عطف است یعنی یکی از موارد مصرف فقرا است و یکی دیگر والذین تبوءوا الدار یعنی انصار منتها با همان شرایط فقیر بودن و ... یا اینکه بگوئیم این واو استیناف است. یعنی مطلب قبل تمام شد و حالا خداوند میخواهد دل انصار را هم به دست آورد.« یحبون من هاجر الیهم و لا یجدون فی صدورهم حاجة مما اوتوا» توده ی انصار از ته قلبشان مهاجرین را دوست داشتند و حتی در قلبشان نسبت به انفاق پیامبر به آنان ، ناراحت نبودند.
 
 
 
 
 

logo