« فهرست دروس

درس تفسیراستاد رستمی

91/07/08

بسم الله الرحمن الرحیم

  بسم الله یعنی به نام الله . چرا به نام الله کارها شروع میشود؟ چرا نمیگوییم «بالله الرحمن الرحیم» اسم اینجا چکاره است؟اگر نباشد چه می شود؟ اولا باء در بسم الله باء استعانت است. یعنی کمک میگیرم. چرا به استعانت اسم الله نه خود الله؟ ما به واسطه ی اسم میتوانیم با الله مرتبط بشویم. مستقیما با ذات خداوند اصلا نمی توانیم مرتبط شویم.زیرا او نامحدود استو اگر نامحدود با انسانی که محدود است مرتبط بشود به نابودی انسان منجر میشود. این سوال را میتوان اینگونه مطرح کرد: چرا خداوند متعال وقتی میخواهد جان انسانی را بگیرد به واسطه ی ملکی به نام عزراییل میگیرد ؟خب خود خدا بگیرد. یا وقتی میخواهد رزق بدهد اسرافیل را مامور میکند. میخواهد وحی کند جبرییل واسطه است.خدا که خودش در همه جا حضور دارد چرا خودش این کارها را انجام نمی دهد؟چرا ارتباط مستقیم خالق با مخلوق محال است؟ با این مثال شاید بهتر جا بیافتد: همین برقی که استفاده میکنید هیچ وقت برق با ولتاژ قوی را به مهتابی خانه وصل نمیکنند. چون مهتابی این ظرفیت را ندارد و میسوزد بنابراین این وسط ترانس میگذارند، ترانس خودش هیچ برقی یا انرژی ندارد اما وقتی این بین قرار میگیرد برق قوی را میگرد و آن را به برق ضعیف تبدیل میکند و تحویل میدهد و گاهی یک ترانس کم است، باید تعداد زیادی ترانس باشد تا این برق روشنایی بدهد. حالا چیزی شبیه به این ،زیرا برق ولتاژقوی هم نامحدود نیست. این برق را میلیاردها برابر کنید تازه معلوم میشود محدود چیست. نامحدود انرژی، نامحدود قدرت میخواهد با انسانی مرتبط بشود که سراسر محدودیت است، به نابودی انسان منجر میشود.شما ممکن است بگویید خدا خودش را کوچک کند. همانطور که من محدود، خودم را محدودتر میکنم. اشکالش این است که خدا باید خودش را محدود کند و این محال ذاتی است. این مثل این است که بگوییم دو ضرب در دو بشود پنج. آیا شدنی است؟این محال ذاتی است. حالا آیا خدا میتواند محال ذاتی انجام بدهد؟ایا خدا میتواند سنگی خلق کند که خودش نتواند بردارد؟خدا میتواند دنیا را درون تخم مرغی جادهد؟ اینگونه سوالات همیشه بوده . در تفسیر نورالثقلین ذیل آیه «ان الله علی کل شی قدیر»میگوید هشام بن حکم را کسی به نام ابوشاکر دیسانی که فرد ملحدی بود در زمان امام صادق(ع) گفت:ایا خدای تو خیلی قدرت دارد؟ هشام گفت: بله. او گفت: خدای تو میتواند زمین را درون تخم مرغ جا بدهد بدون اینکه زمین را کوچک کند؟ هشام گفت: نمیدانم. ولی جوابش را برایت می آورم. بعد هشام از کوفه به مدینه میرود و از امام صادق میپرسد. امام دو جور به او جواب می دهد. یکی اینکه الان خدا این کار را کرده، این عالم را نگاه کن خدا آن را در چشم تو جا داده .این جواب اقناعی است و برهانی نیست. زیرا خدا حقیقت عالم را در چشم من جانداده بلکه تصویر آن را در چشم من جا داده است. ولی در همان نورالثقلین امده همین سوال را از امیرالمومنین پرسیدند. ایشان فرمودند: ذلک الذی تقول لایکون این چیز که تو سوال میکنی نشدنی است . نه اینکه خدا نمیتواند؛ خود این کار نشدنی است.ذات این کار محال است. وقتی ذات کار محال است معنا ندارد بگوییم که خدا می تواند این کار را بکند یا نه. کاری که نمی شود ،متعلق قدرت قرار نمی گیرد. پس این شد بی نهایت قدرت معنا ندارد که با انسان محدود ارتباط برقرار کند. مگر اینکه این محدود، ظرفیتش را بالا بیاورد؛ مثل اینکه این مهتابی را اینقدر ظرفیتش را بالا بیاوریم که یک نورافکن قوی بشود که بتوان به برق کارخانه وصل کرد.در مثال مادی ما این معنا دارد که بالاخره یک جا ترانس نیاز نیست. اما در عالم معنویات میگویند موسی (ع) یا پیغمبر اسلام به یک مرحله ای رسیده بودند که این ارتباط مستقیم نامحدود را می توانستند دریافت کنند ( این از ایرادات مهم فلسفه است) که خدا با اولین مخلوقی که میخواهد ارتباط برقرار کند نامحدود است یا محدود؟ حتی اگر این افراد خیلی قوی باشند اما بالاخره ظرفیتشان محدود است. رابط بین حادث و قدیم چیست؟این سوال را هیچ فیلسوفی نتوانسته تا الان جواب بدهد. شما الان میگویید رابط برای وحی جبرییل است. خود جبرییل وحی را چگونه دریافت میکند؟ او هم اگرچه نسبت به ما خیلی ظرفیت بیشتری دارد اما بالاخره محدود است. قرآن در سوره ی تکویر جبرییل را اینگونه معرفی میکند: «انه لقول رسول کریم*مطاع ثم امین* ذی قوه عند ذی العرش مکین» او خیلی قدرت دارد اما بالاخره محدود است. این سوال از معضلاتی است که همچنان بی جواب مانده است.
 اینجا بحث این است که اگر به جای بسم الله گفته میشد «بالله الرحمن الرحیم» شما با قسم اشتباه میگرفتید.«بسم» که گفته میشود دیگر معنای سوگند برداشت نمیشود. جواب دوم اینکه ارتباط با ذات الهی مستقیما معنا ندارد، از طریق واسطه ی اسم او باید با او مرتبط شد. اسامی او را باید کشف کرد. در پاسخ به این سوال که آیا انسان که اشرف مخلوقات است به وسیله جبرییل باید با خدا ارتباط داشته باشد؟و یا اینکه پیغمبر که مقام پایین تری از جبرییل دارد باید به وسیله ی او به خدا متصل شود؟ باید گفت: انسان بالقوه اشرف مخلوقات است نه بالفعل. اگر انسان بالقوه اشرف مخلوقات شود به مقامی میرسد که دیگر نیاز به واسطه ندارد. بعد دیگر اگر واسطه ای بیاید نه از باب واسطه که از باب تشریفی است. وقتی برای ما با ادله ی عقلی و نقلی اثبات شد که پیغمبر قوه ی بالقوه ی خود را بالفعل کرده وانسان کاملی شده به مقامی میرسد که جبرییل هم میگوید: «لو دنوت انمله لاحترقت» [1] اگر سر انگشتی بالاتر بیایم میسوزم. پیغمبر به مقامی میرسد که قرآن به آن میگوید: «قاب قوسین او ادنی» [2] حالا اگرچنین انسانی جبرییل بر او نازل میشود، میاید تا غلام حلقه به گوش او باشد نه واسطه. اگر شما اثبات کنی که این رییس جمهور میتواند با اون رییس جمهور تلفنی صحبت کند اگر سفیر هم بفرستد این تشریفاتی است. امام در چهل حدیث خود تعبیر میکنند که جبرییل را هم، پیغمبر نازل میکرد.
  الله در فارسی ترجمه میشود به خداوند. خداوند در زبان فارسی به معنی صاحب و مالک است. اما الله معنایی فراتر از مالک بودن دارد. یک قسمت از معنی الله مالک بودن است. در مورد الله گفته اند مستجمع بجمیع صفات . ما در فارسی واژه ای نداریم که الله را معنا کند. اگر بخواهیم الله را ترجمه کنیم باید یک خط ترجمه کنیم. خدا از واژه ی «خودآی» تشکیل شده ، یعنی خودش آمده،خودش خودش را ایجاد کرده، کسی او را ایجاد نکرده . این واژه را میتوان به جای واجب الوجود معنا کرد نه الله. اگر به جای الله بگذاریم پروردگار که آن هم معادل رب است. اما الله در عربی از ریشه اَلِهَ یَالَهُ است که چهار معنا برایش ذکر شده. روایتی از حضرت امیر در توحید صدوق هست که در مورد معنای الله میپرسند، ایشان هر چهار معنا را می آورد:«الله هوالمعبود الذی یاله الیه؛المستور عن الابصار؛و یالهون فیه»؛ در فارسی باید کلمه ای یافت که این جمله را برساند. به نام آن معبود مستوری که همه در او متحیرند و به او پناه میبرند. این میشود الله. کلمه ی الله از قبل در میان عرب بوده اما برای هیچ بتی استفاده نشده. رحمن هم همینطور است برای هیچ بتی بکار نرفته است. چه اینکه بت پرستان الله را به عنوان «خالق کل شی» قبول دارند اما او را دور از دسترس میپندارند و بت ها را به عنوان وسیله می پرستند. در این باب وهابیت این ایراد را به شیعه میگیرد که شما چرا خدا را بی واسطه نمیپرستید؟
 در پاسخ باید گفت اهل بیت واسطه ی فیضی هستند که با اذن خدا کاری انجام میدهند و مورد پرستش هم قرار نمیگیرند.دوما اینها افرادی هستند که خود خداوند آنها را معرفی کرده« إن الله اصطفی آدم و نوح و آل ابراهیم [3] »
 بخشنده یا بخشایشگر هم به نظر ترجمه ی قشنگی به نظر نمی رسد چون ترجمه ی کلمه ی جواد است. اگر «بسم الله جواد» بود ترجمه ی بخشنده درست بود. جواد هم برای خدا استفاده می شود اما رحمن برای هیچ کس غیر از خدا حتی پیغمبر استعمال نمیشود. زیرا هیچ کس غیر از خدا نمی تواند رحمتی گسترده نسبت به همه ی مخلوقات داشته باشد.تمام انسانهای مسلمان و غیر آن تمام موجودات و ...به وسیله ی رحمت بدون انتهای او روزی میخورند. رحمان بخشش عام است و رحیم بخشش خاص. که رحیم برای پیغمبرهم اطلاق میگردد. کلمه ی مهربان که برای رحیم استفاده می شود بیشتر ترجمه ی رئوف است. گرچه خدا رئوف هم هست اما رحیم چیز دیگری است. خدا یک رحمت ویژه دارد که مال همه ی مخلوقات نیست و فقط به مومنین داده می شود. روایت امام صادق است که میفرماید: «الرحمن بالخلق عامة و الرحیم بالمومنین خاصة» [4]
 
 
 


[1] در بحار الانوار ،ج26، ص335 به گونه ای دیگر این روایت بیان شده: «فإن تجاوزته احترقت أجنحتی بتعدی حدودربی جل جلاله»
[2] سوره نجم، آیه 9.
[3] سوره آل عمران،آیه33.
[4] منبع یافت نشد.
logo