« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد رضازاده

95/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبيه سوم/ تنبيهات/ اصالت البرائة/ اصول عمليه

موضوع: تنبيه سوم/ تنبيهات/ اصالت البرائة/ اصول عمليه

ديروز بيان شد كه كفايه مي فرمايد صيغه نهي مثل امر است، ايشان مي فرمايند: «الظاهر أن النهي بمادته وصيغته في الدلالة على الطلب ، مثل الأمر بمادته وصيغته ، غير أن متعلق الطلب في أحدهما الوجود ، وفي الآخر العدم».[1]

مي فرمايند: نهي، چه ماده آن و چه صيغه آن مثل ماده و صيغه امر است و دلالت بر طلب دارد، با اين تفاوت كه متعلق طلب در يكي از وجود است و در يكي متعلق طلب، عدم است.

محاضرات مي فرمايد: «نعم ان صيغة الأمر مصداق للبعث و التحريك، لا انهما معناها، كما انها مصداق للطلب و التصدي، و كذلك صيغة النهي مصداق للزجر و المنع، و ليس الزجر و المنع معناها...

و خلاصة الكلام كما انه لا أصل لما هو المشهور من تفسير الأمر بطلب الفعل و تفسير النهي بطلب الترك، كذلك لا أصل لما عن جماعة من تفسير الأول بالبعث و التحريك، و الثاني بالزجر و المنع...

فان البعث و الطلب قد يكونان خارجيين و قد يكونان اعتباريين، فصيغة الأمر أو ما شاكلها مصداق للبعث و الطلب الاعتباري لا الخارجي»[2]

مي فرمايند: اينكه بعضي از بزرگان فرموده اند معناي صيغه امر طلب و بعث است و معناي صيغه نهي زجر و نهي است، حرف درستي نمي باشد و پايه ندارد. چون امر و نهي، هر دو از نظر ماده و صيغه مصداق طلب و بعث هستند و نهي هم مصداق زجر و منع مي باشد نه اينكه معناي خودشان طلب يا زجر و منع مي باشد. و اينكه گفته شده معناي امر بعث و تحريك است، صحيح نمي باشد و اينكه گفته شده معناي نهي زجر و منع است هم درست نمي شود.

بعد مي فرمايند: دليل اينكه مي گوئيم طلب و يا زجر و منع مصداق امر و نهي هستند، به اين دليل است: طلب و بعث گاهي اعتباري (كسي كه دستور به انجام كاري مي دهد) است و گاهي خارجي (كسي كه در عمل امر مي كند) است و صيغه امر مصداق بعث و طلب اعتباري است نه خارجي. و همچنين در نهي هم همين گونه است.

جهت دوم: معيار تقسيم نهي به انحلالي و تركيبي در كلام مرحوم آخوند

ايشان به چه معياري گفته اند كه نهي بر مبنای انحلالي، نتيجه آن برائت است و بنابر مبنای تركيبي، نتيجه آن احتياط است، چيست؟

در ملاك، سه چيز ممكن است قرار بگيرد:

اول: ملاك مطلوب است. يعني مطلوب در باب نهي دو قسم است و نهي هم دو قسم مي شود.

دوم: ملاك وجود مفسده است. در وجود مفسده دو گونه داريم و نهي هم دو قسم مي شود.

سوم: ملاك مصلحت در ترك است. در مصلحت دو گونه وجود داريم و نهي هم دو قسم مي شود.

اشكالات:

اگر معيار، مطلوب است: اقسام سه چيز است نه دو چيز. چون مطلوب به نهي؛

قسم اول: يا متعدد است به اين گونه كه هر عدمي از طبيعت منهي عنه، مطلوب مستقل است؛

قسم دوم: يا مطلوب به نهي يكي است و اين مركب از تمام عدم افراد است و هر عدمي از اين افراد جزئي از مركب است. مثل خمر كه اگر مثلا ده ظرف خمر است، همه را مولا خواسته و اين ده عدم به منزله يك مركب است و جزئي از اين مركب مي باشند؛

قسم سوم: يا مطلوب يكي است اما عنوان بسيط. به بيان ديگر مطلوب در باب نهي، عدمي است از مجموع اين اعدام و تروك برداشت شده است. مثلا در جايي كه ده ظرف خمر است و مولا بگويد خمر را ترك كن، مطلوب تك تك نيست و همچنين مطلوب مركب نيست بلكه مطلوب يك عنواني است كه از ده عدم انتزاع شده است. مثل عنوان تارك شرب خمر و اين فرد با خوردن يك بار خمر، عنوان را از بين برده و مخالفت صورت گرفته.

و اگر مراد ايشان، مفسده در فعل است، به اينكه ما دو گونه مفسده داريم و نهي هم دو قسم دارد، باز هم صحيح نمي باشد. چون ما چهار نوع مفسده داريم نه دو قسم.

و اگر مراد ايشان اين است كه مصلحت در ترك است، باز هم صحيح نيست چون پنج قسم داريم نه دو قسم.

 

التقرير العربي

كفايه: «الظاهر أن النهي بمادته وصيغته في الدلالة على الطلب ، مثل الأمر بمادته وصيغته ، غير أن متعلق الطلب في أحدهما الوجود ، وفي الآخر العدم».[3]

محاضرات: «نعم ان صيغة الأمر مصداق للبعث و التحريك، لا انهما معناها، كما انها مصداق للطلب و التصدي، و كذلك صيغة النهي مصداق للزجر و المنع، و ليس الزجر و المنع معناها...

و خلاصة الكلام كما انه لا أصل لما هو المشهور من تفسير الأمر بطلب الفعل و تفسير النهي بطلب الترك، كذلك لا أصل لما عن جماعة من تفسير الأول بالبعث و التحريك، و الثاني بالزجر و المنع...

فان البعث و الطلب قد يكونان خارجيين و قد يكونان اعتباريين، فصيغة الأمر أو ما شاكلها مصداق للبعث و الطلب الاعتباري لا الخارجي»[4] و كذلك النهي.

الثاني: ان معيار تقسيمه النهي علي قسمين ما هو؟ هل هوا لمطلوب او وجود مفسدة في الفعل او المصلحة في الترك؟

فان كان المطلوب، فالاقسام ثلاثة:

اذ المطلوب بالنهي:

اما يكون متعددا بحيث يكون محتمل عدم، مطلوبا مستقلا؛

اما يكون واحدا مركبا من جميع الاعدام بحيث يكون كل عدم جزءاً من هذا المركب؛

و اما واحدا بسيطا و بعبارة اخري عدما بسيطا متحصلا من ذلك الاَعدام و مجموع التروك مثل عنوان: «لاشارب الخمر» او «تارك شرب الخمر» فلا شرب الخمر و لو دفعة واحدة لم يتحقق هذا العنوان.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo