« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد رضا رمضانی گیلانی

1403/06/30

بسم الله الرحمن الرحیم

نوع وجوب جهاد/شرائط وجوب الجهاد /کتاب الجهاد

 

موضوع: کتاب الجهاد/شرائط وجوب الجهاد /نوع وجوب جهاد

 

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما بعد از بیان چهرۀ جهاد در اسلام و فضیلت جهاد و اهداف جهاد و مباحث لغوی و اصطلاحی و تعاریف بزرگان مثل شیخ طوسی و شیخ مفید و ... به اقسام جهاد از دفاعی و ابتدائی رسید و آنها را مطرح کردیم. برخی انواع دیگری را مطرح کردند مثل جهاد ذبّی و جهاد با استکبار. برخی گفته اند جهاد با استکبار در ذیل جهاد ابتدائی قرار نمی گیرد چون در جهاد ابتدائی مسلمانان وارد کشور دیگری می شوند و آنها را به اسلام دعوت می کنند که در جهاد با استکبار این گونه نیست. البته ما بعدا دربارۀ دعوت مباحثی را مطرح خواهیم کرد و خواهیم گفت که برای دعوت لازم نیست که حتما وارد منطقۀ دیگری شوید بلکه می توانید مثلا با استفاده از فضای مجازی این هدف را محقق کنید. امروزه ابزارهای گوناگون و روش های مختلفی برای جهاد و مقدمات جهاد به وجود آمده است لذا بازنگری و باز تعریف در حوزه های مختلف فقهی از جمله جهاد، ضرورت دارد.

ادلۀ جهاد ابتدائی و جهاد دفاعی را بیان کردیم و جهاد ذبی را حدود سه سال گذشته مطرح کردیم و ملاحظات خود را در آن زمینه بیان نمودیم.

نوع وجوب جهاد

یکی از مباحث در جهاد، نوع وجوب جهاد است. آیا جهاد، واجب عینی است یا کفائی؟ خروجی این بحث بسیار مهم است. اگر جهاد، واجب عینی باشد، «یتعلق بکلّ مکلف و لا یسقط بفعل الغیر» تک تک مکلفین باید آن را اتیان کنند و با فعل غیر ساقط نمی شود مثل نماز و روزه. اگر واجب کفائی باشد، «المطلوب فیه وجود الفعل من أی مکلف کان» مطلوب در آن تحقق فعل است، «فیسقط بفعل بعض المکلفین عن الباقی» و با انجام برخی، از بقیه ساقط می شود.

اقسام واجب

در اقسام واجب، برخی اقسام در مقابل برخی دیگر قرار دارند مثل واجب تخییری و تعیینی و مثل واجب مشروط و مطلق که در اصول خوانده اید.

بحث دیگری در علم اصول مطرح است که اگر با اطلاق صیغۀ امر مواجه شویم مثل «أقم الصلوة» و «و اؤمر بالمعروف و انه عن المنکر» و یا با اخبار دال بر انشاء مواجه شویم مثل «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم»، چه برداشتی از آن داریم؟ آیا دال بر واجب تعیینی است یا تخییری؟ آیا واجب نفسی است یا غیری؟ آیا کفائی است یا عینی؟ این بحث در اصول به صورت مفصل مطرح شده است. بنابراین یکی از مباحث مهم، تشخیص ظهور هرکدام از این واجبات است. گاهی دلیل خاص بر عینی بودن واجب داریم و گاهی دلیل خاص بر کفائی بودن آن داریم یا غیر آن از سائر موارد که به همان دلیل اخذ می کنیم. اما اگر دلیل خاص نداشته باشیم، اطلاق صیغۀ امر اقتضا می کند که آنچه قید ندارد را اخذ کنیم مثلا در صلوات یومیه، امر به نماز یومیه داریم بدون بیان عِدل لذا واجب تعیینی است. هر قسمی از اقسام واجب که نیاز به قید زائد داشته باشد، با اطلاق نفی می شود. در مورد واجب عینی و کفائی قطعا اطلاق صیغه اقتضای عینیت وجوب را دارد مگر اینکه قرینه بر کفائی بودن واجب داشته باشیم. مرحوم آخوند ره مفصل این بحث را مطرح می کند «قضيّة إطلاق الصيغة كون الوجوب نفسيّا تعيينيّا عينيّا، لكون كلّ واحد ممّا يقابلها يكون فيه تقيّد الوجوب و تضيّق دائرته. فإذا كان في مقام البيان و لم ينصب قرينة عليه، فالحكمة تقتضي كونه مطلقا»[1] .

نظر علمای اسلام در نوع وجوب جهاد

اما در ما نحن فیه، بدون تردید از آیات و روایات وجوب جهاد برداشت می شود که این ادله مشتمل بر تعابیر مختلف مثل «جاهدوا» و «قاتلوا» هستند از جمله ﴿ وَ قاتِلُوا في‌ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُم‌﴾[2] و ﴿وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُم﴾[3] و ﴿وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَة﴾[4] و ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾[5] و ﴿وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‌ سَبيلِ اللَّه﴾[6] و ﴿أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‌ نَصْرِهِمْ لَقَدير﴾[7] . زمانی که به مجموع آیات جهاد نظر کنیم، وجوب جهاد روشن می شود لکن این وجوب، عینی است یا کفائی؟ علمای اهل سنت در این زمینه مفصل بحث کرده اند و ما به مباحث جزئی در این زمینه وارد نمی شویم. مثلا ابن رشد در کتاب «بدایة المجتهد» دربارۀ حکم شرعی جهاد گفته است: «علماء اجماع بر وجوب کفائی جهاد دارند و تنها عبد الله بن حسن گفته است که جهاد، داوطلبانه است». در کتاب «تنویر الامصار» و شرح آن «الدرّ المختار» آمده است: «در شرایطی که مسلمانان آغازگر جنگ با کفار باشند و به بلاد کفر حمله کنند، جهاد واجب کفائی است». در کتاب «المنهاج» و شرح آن «مغنی المحتاج» آمده است: «کفار دو حالت دارند: اول اینکه در سرزمین های خود باشند و قصدی علیه سرزمین های مسلمین نداشته باشند که در این فرض، جهاد، واجب کفائی خواهد بود. ...» این نوع تعابیر در کتب اهل سنت به وفور وجود دارد. مرحوم شیخ طوسی ره در کتاب «الخلاف» می فرماید: «یکی از مواردی که در آن اختلافی وجود ندارد، همین مسئلۀ وجوب کفائی جهاد است که فقط ابن مسیّب در این مسئله قائل به وجوب عینی جهاد شده است».

علمای شیعه نیز قائل به وجوب کفائی جهاد اند نه عینی که مفصل تر بیان خواهیم کرد.

ما باید قرائنی بیابیم که از آنها کفائی بودن جهاد برداشت شود. در کتاب «الخلاف»، جلد 5 به این مسئله اشاره شده است. البته برخی از عباراتی که خواهیم خواند را قبلا در بحث جهاد دفاعی و ابتدائی خوانده بودیم. در جلد 5 کتاب خلاف از شیخ طوسی (متوفای قرن پنجم، سال 460)، صفحۀ 517 آمده است: «الجهاد فرض علی الکفایة لا علی الاعیان و به قال جمیع الفقهاء». کتاب خلاف به حوزه های اختلافی بین شیعه و اهل سنت می پردازد که در این مورد می فرماید همه بر این مطلب اتفاق دارند. «و قال ابن المسیب: هو فرض علی الاعیان. أما دلیلنا إجماع الفرقة و أیضا الاصل برائة الذمة» دلیل ما اجماع همۀ مسلمانان است. سپس می فرماید دلیل خاصی بر وجوب بر تک تک افراد نداریم لذا از اصل عملی برائت استفاده می کنیم. «و أیضا قوله تبارک و تعالی ﴿لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في‌ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى﴾[8] خدای متعال می فرماید مومنان بی تفاوت نسبت به جهاد با مجاهدان یکسان نیستند مگر کسانی که عذر دارند و به دلیل آسیبی نمی توانند در جهاد شرکت کنند مثل جانبازان و کسانی که عضوی را از دست داده اند. اینطور نیست که مجاهدان فضیلت بیشتری نسبت به افراد معذور داشته باشند. افراد معذور نیز تمایل به شرکت در جهاد داشتند اما به دلیل عذر، قادر نیستند. توجه کنید که مراد از «قاعدین» کسانی نیست که جهاد را قبول ندارند بلکه جهاد را قبول دارند و مسلمان هستند و نسبت به بلاد کفر موضع گیری دارند و از منافقین نیستند.

همچنین سابقا بیان کردیم که قید «فی سبیل الله» در آیۀ مذکور بسیار مهم و پرمعنا است. جهاد باید در راه خدا باشد نه در راه کسب قدرت و کشورگشایی و سلطه جویی و استکبار. در بخش پایانی می فرماید: ﴿و کلّا وعد الله الحسنی﴾. مرحوم شیخ می فرماید: «ففاضل بین المجاهدین و القاعدین فدلّ علی أن الجمیع جائز» یعنی هم مجاهدین و هم قاعدین فعل جائزی را انجام داده اند لکن مجاهدان نسبت به قاعدان فضیلت دارند و جهاد افضل است. سپس از روایت پیامبر ص استفاده می کند: «من جهّز غازیا فقد غزی»[9] کسی که مجاهدی را تجهیز کند، به نوعی جنگیده است. کسی که نمی تواند بجنگد اما مجاهدین را تجهیز کند مثل اینکه وسائل را تأمین کند یا هزینه های زندگی خانوادۀ مجاهدین را بپردازد یا اسلحه آماده کند و بسازد، در جهاد شرکت کند.

برخی بزرگان این روایت را در باب فضیلت جهاد آورده اند مثل صاحب وسائل. «فلو کان فرضا علی الاعیان لکان القاعد یستحق العقاب دون الثواب» اگر جهاد، واجب عینی باشد، قاعد باید عقاب شود.

کلام مرحوم صاحب ریاض

مرحوم سید علی طباطبائی ره متوفای 1231، صاحب ریاض در ریاض، جلد 8 می فرماید: «فی بیان من یجب علیه الجهاد. و هو بالمعنی الاول فرض کفائی علی کل من استکمل شروطا سبعة بمعنی وجوبه علی الجمیع إلی أن یقوم به من به الکفایة فیسقط عن الباقی سقوطا مراعی باستمرار قائم به إلی أن یحصل فرض المطلوب شرعا» سقوط وجوب از بقیۀ افراد غیر مجاهد معلق است به استمرار مجاهدان تا زمان انجام شدن واجب. «و قد یتعین بأمر الامام لأحد علی الخصوص و إن قام من فیه الکفایة» البته گاهی امام شخصی را به صورت متعین امر به جهاد می کند که در این صورت، واجب عینی خواهد بود. گاهی واجبات کفائی، واجب عینی می شوند مثل یادگیری بسیاری از علوم از قبیل پزشکی و مهندسی و تخصص بانوان. اگر زنی بتواند در امر زایمان متخصص شود، این وظیفه بر او تعین پیدا می کند. امر در سایر حوزه ها نیز به همین صورت است و گاهی از بین ده نفر داوطلب، یکی اولویت دارد که بر او تعین پیدا می کند.

«و تختلف بحسب الحاجة» این مسئله بر اساس نیاز مسلمین متفاوت می شود. مقدار کفایت بر اساس کثرت و قلت مسلمین و قوّت و ضعف آنها متفاوت می شود. جهاد بر افراد شهر نزدیک به بلاد کفر واجب می شود و اگر تعداد حاضرین در جهاد از آنها کفایت نکند، بر بقیه نیز واجب می شود. «و لا یجب عینا بلا خلاف إلا من ابن مسیّب» وجوب جهاد، عینی نیست و در این مسئله میان علمای اسلام اختلافی وجود ندارد مگر از ابن مسیب.

مرحوم صاحب ریاض در ادامه آیات دال بر وجوب کفائی جهاد را مطرح می کند و آیۀ ﴿لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في‌ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى﴾[10] را ذکر می کند. سپس می فرماید: «و زاد الثانی قوله و انتفاء المسبب عند انتفاء السبب» وقتی سبب از بین رود، مسبب نیز از بین می رود لذا اگر جمعیت قریب به بلاد کفر کافی باشد، نوبت به سایرین نمی رسد. تقریب استدلال نیز بیان شده است که همان بیان مرحوم شیخ طوسی است. «ففاضل بین المجاهدین و القاعدین غیر اولی الضرر» تفاضل بین مجاهدین و قاعدین غیر معذور دلالت می کند بر جواز فعل آنها. «و وعد کلا منهما الحسنی و لو لا أن وجوبه علی الکفایة لما وعد القاعدین عنه الحسنی و المثوبة» اگر واجب عینی بود، نباید خداوند به قاعدین بشارت می داد. «و حجّة المخالف غیر واضحة ... من قوله «من مات و لم یغز و لم یحدّث نفسه بالغزو مات علی شعبة من نفاق»» برخی به روایاتی تمسک کرده اند برای اثبات وجوب عینی مثل ابن مسیب. معنای روایت: کسی که بمیرد در حالی که به جنگ نرفته باشد و نیت جنگ نداشته باشد، بر شعبه ای از نفاق مرده است. صاحب ریاض می فرماید این مطلب دلالت بر مطلوب یعنی وجوب عینی ندارد.

مباحث آینده

چند عبارت از دیگر علما وجود دارد که شما به آنها مراجعه کنید. به عبارت صاحب جواهر در کتاب جواهر، جلد21، صفحۀ 8 تا 10 و به کتاب فقه الصادق مراجعه کنید. در جلسۀ بعد ان شاء الله این دو بیان را مطرح و بحث را جمع بندی می کنیم.

 


[9] به منبعی دست نیافتیم لکن تعابیر مشابه در روایات وجود دارد از جمله: «َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ جَهَّزَ حَاجّاً أَوْ جَهَّزَ غَازِياً أَوْ خَلَفَهُ فِي أَهْلِهِ أَوْ أَفْطَرَ صَائِماً فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَجْرِهِ شَيْ‌ءٌ. (مستدرک الوسائل، ج7، ص354)»مستدرك الوسائل، المحدّث النوري، ج7، ص354.
logo