« فهرست دروس
درس امامت - کتاب المراجعات - استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/08/07

بسم الله الرحمن الرحیم

مراجعه 70 ، بررسی مساله وصایت امیرالمؤمنین (ع)

موضوع: مراجعه 70 ، بررسی مساله وصایت امیرالمؤمنین (ع)

مراجعه 70: بررسی مساله وصایت امیرالمومنین (ع)

آیه نجوا و دلالت آن بر افضلیت، امامت و وصایت

امام شرف الدین فرمودند: برای امیرالمومنین (ع) در روایات صفات و خصوصیاتی بیان شده که نشان از وصایت ایشان از پیامبر خدا (ص) دارند. یکی از این ویژگی ها، ویژگی نجوا مربوط به آیه نجوا است. «فيه من أحكام اللّه و شرائعه عزّ و جلّ، و عهد إلى الأمة بأنه وليها من بعده و أنه أخوه و أبو ولده و أنّه وزيره و نجيه».[1] ایشان در پاورقی مربوط به «نجیبه» می فرمایند:

«أجمعت الأمة على أن في كتاب اللّه آية ما عمل بها سوى علي، و لا يعمل بها أحد من بعده إلى يوم القيامة؛ ألا و هي آية النجوى في سورة المجادلة، تصافق على هذا أولياؤه و أعداؤه، و أخرجوا في هذا نصوصا صححوها على شرط الشيخين، يعرفها برّ الأمة و فاجرها، و حسبك منها ما أخرجه الحاكم في صفحة 482 من الجزء الثاني من المستدرك و الذهبي في تلك الصفحة من تلخيصه؛ و عليك بتفسير الآية من تفاسير الثعلبي و الطبري، و السيوطي، و الزمخشري، و الرازي. و غيرهم، و ستسمع في المراجعة 74 حديثي أم سلمة و عبد اللّه بن عمر في مناجاة النبي و علي عند وفاته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و تقف ثمة على تناجيهما يوم الطائف و قول رسول اللّه يومئذ: «ما أنا انتجيته، و لكن اللّه انتجاه»، و على تناجيهما في بعض أيام عائشة، فتأمل».[2]

امام شرف الدین می فرماید: امت اجماع دارند که آیه ای در قرآن است که تنها امیرالمومنین (ع) به آن عمل کرد و کس دیگری عمل نکرده است و در آینده هم کسی به آن عمل نمی کند، زیرا آیه نسخ شده است، و آن آیه نجوی در سوره مجادله است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»[3] : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، هر گاه با پيامبر[خدا] گفتگوى محرمانه مى‌كنيد، پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌اى تقديم بداريد. اين‌[كار] براى شما بهتر و پاكيزه‌تر است؛ و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است.

امام شرف الدین می فرماید در این باره روایتی نقل شده که طبق طریق شیخین معتبر است و همه آن را می دانند. در این باره به این تفاسیر رجوع شود:

1. تفسیر طبری «جامع البیان فی تاویل آیه القرآن»، (ج 28، ص 25- 28)

2. الدر المنثور، سیوطی (ج8، ص 79-81)

3. تفسیر ابن کثر، ج6 ذیل آیه 12 مجادله

4. تفسیر الکشاف، ج4، ص 494

5. تفسیر بیضاوی، ج4، ص 256

6. تفسیر قرطبی، ج 17، ص256

7. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی (ایشان از اول تا آخر قرآن، آیات مربوط به اهل بیت (ع) و خصوصا امیرالمومنین (ع) را در کتاب خود آورده است). ج2، ص230- 243

8. تفسیر مفاتیح الغیب، فخر الدین رازی، ج29، ص271

9. تفسیر روح المعانی، آلوسی، ج28، ص 44

10. تفسیر مجمع البیان، ج9-10 ص 254

11. تفسیر نور الثقلین، ج5، ص 264

12. تفسیر صافی، ج7، ص 137- 139

13. تفسیر المیزان، ج19 ص 191

درباره این آیه که امیرالمومنین (ع) تنها به آن عمل کرده است، در روایات مطلب این گونه آمده که ثروتمندانی در میان صحابه بودند که برای خودنمایی و نمایش تجمل و جایگاه خود، دائم با پیامبر (ص) نجوا می کردند، و این گونه هم وقت پیامبر (ص) را می گرفتند و هم باعث دلخوری مردم می شدند. لذا این آیه نازل شد و دستور داد که برای نجوا با پیامبر (ص) باید ابتدا صدقه دهید. اینان دیگر رغبت نکردند، اما امیرالمومنین (ع) یک دینار قرض کرد و ده درهم کردند و صدقه می داد و با پیامبر خدا (ص) نجوا می کرد. بعد از زمان کمی آیه نسخ شد. و آیه بعد نازل شد که می فرماید: «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون»[4] : آيا ترسيديد كه پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌هايى تقديم داريد؟ و چون نكرديد و خدا[هم‌] بر شما بخشود، پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و از خدا و پيامبر او فرمان بريد، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است.

امام شرف الدین این مطلب را آورده و بعد بیان کرده که علی (ع) وصی رسول الله (ص) است و دیگر توضیح نداده که این مساله چگونه دلالت بر وصایت می کند.

 

اشکال ابومریم اعظمی

ابومریم در روایات مربوط به این آیه خدشه می کند و اختصاص این عمل را به امیرالمومنین (ع) دارای تردید می داند و می گوید: بر فرض صحت این روایات، دلالتی بر فضیلت ندارد و اگر دال بر فضیلت باشد، دلالتی بر وصایت ندارد. وی در توضیح گفته است اگر آیه دلالت بر فضیلت داشته باشد یک تالی فاسد دارد و آن این است که بگوییم هر گاه حکمی منسوخ شود، کسانی که در زمان حکم بوده اند و به آن عمل کرده اند، نسبت به کسانی که به این آیه عمل نکرده اند هر چند بعدا می آیند برترند. مثلا حکم نماز ابتدا به سمت بین المقدس بود و بعد حکم آن نسخ شد و به سمت کعبه گردید. اکنون آیا می توان گفت کسانی که سوی بیت المقدس نماز خوانده اند، افضل از کسانی هستند که بعدا آمده و به سوی کعبه نماز می خوانند، در حالی که صلاه به سمت کعبه افضل است؟ آری، این افضیلت ممکن است به شرط اینکه بگوییم عمل به آن آیه منسوخ دلالت بر تقدم اسلام دارد.

نقد و بررسی

سخن اعظمی دارای مغالطه ای است، زیرا وی خیال کرده افضیلت امیرالمومنین (ع) در عمل به آیه مربوط به نسخ آیه بوده است، در حالی که ملاک افضلیت آن حضرت، عمل به این آیه با دادن صدقه است در حالی که دیگران چنین کاری نکردند.

این ویژگی را همه اذعان دارند. در روایتی از عبدالله بن عمر نقل شده که گفته است: علی بن ابیطالب سه فضیلت داشت که اگر یکی را می داشتم، برایم از شتران سرخ مو باارزش تر بود: یکی ازدواج با فاطمه زهرا (س) و دیگر دادن پرچم به دست علی (ع) در جنگ خیبر و سوم عمل به آیه نجوا.

فضل بن روزبهان اشعری نیز گفته است «هذا من روایات اهل السنه ...». در این که امیرالمومنین (ع) به آیه نحوا عمل کرد و جز آن حضرت کسی به آن عمل نکرده است، سخنی نیست. و این ویژگی نشان دهنده فضیت علی (ع) است و زبان قاصر از این است که شان آن را بیان کند.

 

رابطه فضیلت نجوا با امامت

سوال: رابطه این جریان با امامت چیست؟ پاسخ این است که یکی از ویژگی های متولی و حاکم مردم این است که بخیل نباشد و اهل جود و بخشش باشد. امام علی (ع) در خطبه 131 می فرمایند:

« أَيَّتُهَا النُّفُوسُ الْمُخْتَلِفَةُ وَ الْقُلُوبُ الْمُتَشَتِّتَةُ الشَّاهِدَةُ أَبْدَانُهُمْ وَ الْغَائِبَةُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ أَظْأَرُكُمْ عَلَى الْحَقِّ وَ أَنْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَ الْمِعْزَى مِنْ وَعْوَعَةِ الْأَسَدِ هَيْهَاتَ أَنْ أُطْلِعَ بِكُمْ سِرَارَ الْعَدْلِ أَوْ أُقِيمَ اعْوِجَاجَ الْحَقِّ اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْ‌ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ يَسْبِقْنِي إِلَّا رَسُولُ اللَّهِ ص بِالصَّلَاةِ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ [الْوَالِي‌] عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْكَامِ وَ إِمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ الْبَخِيلُ فَتَكُونَ فِي أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لَا الْجَاهِلُ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ وَ لَا الْجَافِي فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفَائِهِ وَ لَا الْحَائِفُ لِلدُّوَلِ فَيَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لَا الْمُرْتَشِي فِي الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ يَقِفَ بِهَا دُونَ الْمَقَاطِعِ وَ لَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَيُهْلِكَ الْأُمَّة»[5]

اى مردم پراكنده و پريشاندل كه بدنهايتان حاضر و خردهايتان غايب‌ است، من با مهربانى شما را به سوى حقّ مى‌كشانم، و شما مانند بز كه از آواز شير مى‌رمد از من مى‌گريزيد، چه بسيار دور است كه بتوانم به كمك شما پرده از چهره بنهفته عدالت بردارم، و يا كژيهايى را كه در حقّ پديد آمده راست گردانم.

بار خدايا تو مى‌دانى آنچه را انجام داده‌ام، براى دست يافتن به قدرت و خلافت، و خواستن مال و ثروت پست اين دنيا نبوده، بلكه براى اين بوده كه نشانه‌هاى دين تو را به جاى خود باز گردانيم، و صلاح و آرامش را در شهرهايت برقرار سازيم، تا بندگان ستمديده تو ايمنى يابند، و احكام دين تو كه متروك مانده اجرا گردد.

بار خدايا! من نخستين كسم كه به تو رجوع كردم و فرمان تو را شنيدم و پذيرفتم، هيچ كس جز پيامبر كه درود بر او و خاندانش باد، در نماز بر من پيشى نگرفت.

شما مى‌دانيد سزاوار نيست كسى كه بر نواميس و جان مردم و غنايم و احكام دين سرپرستى و پيشوايى مسلمانان را دارد بخيل باشد، تا در جمع‌آورى اموال آنان حرص و طمع ورزد، و نبايد نادان باشد تا با جهل خويش آنان را به گمراهى بكشاند، و نه ستمگر باشد تا پيوندهاى آنان را از هم بگسلد و به نيازهاى آنها پاسخ نگويد، و نه جفا كار تا در اموال و ثروت آنان حيف و ميل كند و گروهى را بر گروه ديگر مقدّم دارد، و در حكم و قضاوت رشوه‌گير نباشد، تا اين كه حقوق مردم را از ميان ببرد، و در رسانيدن حقّ به صاحبانش كوتاهى كند، و نيز نبايد سنّت پيامبر خدا (ص) را مهمل گذارد، تا بدين سبب امّت دچار تباهى و نابودى شود.

ابن ابی الحدید در شرح این خطبه می گوید: چرا امیرالمومنین (ع) در صدر خطبه اصحاب را سرزنش می کند و در انتها خصوصیات حاکم را بیان می کند و در وسط به بیان برخی ویژگی های خود می پردازد؟ علت آن این است که وقتی ایشان اولین سابقین هستند، طبق آیه قرآن اقرب مقربین هم هستند و چون چنین هستند، شش مانعی که در ادامه بیان می کنند ندارند و لذا شایسته به مقام امامت اند. این شروط امامت جز در علی (ع) نبود و لذا امامت هم از آن ایشان بود.[6]

ادامه بحث در جلسه آینده بیان می شود


[1] المراجعات، امام شرف الدین، ص450-452.
[2] المراجعات، امام شرف الدین، ص452.
[5] نهج البلاغه، سید رضی، خطبه 131.
[6] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج8، ص263.
logo