1404/07/09
بسم الله الرحمن الرحیم
مراجعه 69 ، نقدی بر احادیث وصایت
موضوع: مراجعه 69 ، نقدی بر احادیث وصایت
مراجعه 69: نقدی بر احادیث وصایت
شیخ سلیم بعد از احادیثی که امام شرف الدین درباره وصایت در نامه 68 بیان کرده بود، در مراجعه 69 در اشکالی به ایشان می گوید: احادیثی که شما آورده اید نزد اهل سنت قابل قبول نیست، زیرا در صحاح ما مساله وصایت رسول اکرم (ص) نفی شده است. نمونه آن روایت نقل شده از صحیح مسلم و صحیح بخاری است که در آن وقتی به عایشه گفته شد: عده ای درباره وصایت علی (ع) سخن می گوید، گفت: چنین چیزی نبوده است و پیامبر (ص) لحظات آخر عمر را در کنار من بود و وصیتی نکرد.
امام شرف الدین می فرماید: اولا این حدیث بدون اینکه شیخین خواسته باشند، وصایت امیرالمومنین (ع) را بیان می کند، زیرا نشان می دهد که عده ای سخن از وصایت امیرالمومنین (ع) می زدند و آنان افرادی جز صحابه و تابعین نبوده اند. ثانیا استدلال عایشه در این روایت همان طور که امام سندی هم گفته است از سر دستپاچگی بوده و نادرست است، زیرا وصیت می توانسته قبل از حالت احتضار پیامبر (ص) بیان شده باشد، خصوصا اینکه ایشان قبلا خبر از مرگ خویش داده بودند.
اشکال ابومریم اعظمی
ابومریم نسبت به قسمت اول سخن امام شرف الدین چیزی نگفته است، اما نسبت به نکته دوم مرحوم شرف الدین و امام سندی گفته است: این اشکال وارد نیست، زیرا نظر عایشه، وصیت در حال احتضار بوده است نه مطلق وصیت. این وصیت به صورت خاص نزد عایشه مطرح شده و توسط وی رد شده است، اما شما آن را مطلق گرفته اید.
بعد ابومریم در ادامه می گوید: شما (امام شرف الدین) که سخن سندی را متین دانسته اید، باید به همه آن متلزم باشید. امام سندی مانند بقیه اهل سنت، معتقد به این است که پیامبر اکرم (ص) در حال ارتحال نزد عایشه بوده و آنجا جان داده است اما شما شیعیان می گویید آن حضرت در لحظات آخر نزد علی (ع) بوده است. دیگر اینکه سندی روایت عبدالله بن ابی عوفی را قبول دارد که می گوید وقتی از وی سوال شد: آیا پیامبر (ص) وصیت کرده است یا نه؟ پاسخ داد: خیر. سوال شد، چگونه ممکن است آن حضرت که دیگران را سفارش به وصیت می کردند، خود وصیت نکرده باشند؟ ابی العوفی گفت: ایشان به کتاب خدا وصیت کردند.[1]
نقد و بررسی
در پاسخ به این اشکال چند نکته بیان می شود:
1. اینکه ابومریم نسبت به نکته اول امام شرف الدین سکوت کرده است، به معنای قبول کردن آن است، زیرا شیوه وی این گونه است که هر اشکالی هر چند کوچک در کلام امام شرف الدین ببیند را بیان می کند. بنابراین اینکه در اینجا اشکالی نکرده به معنای آن است که اشکالی ندیده و سخن امام شرف الدین را پذیرفته است.
اگر قسمت اول کلام امام شرف الدین نسبت به روایت صحیحین را بپذیریم به این معنا است که قسمت اول روایت به دلالت التزامی دلالت بر وصایت پیامبر اکرم (ص) دارد و قسمت انتهای حدیث به دلالت مطابقی وصایت را رد می کند، در این صورت، این حدیث از نظر معنا متعارض خواهد بود و رد می شود. با رد شدن این حدیث، روایاتی که امام شرف الدین در مراجعه 68 بر وصایت امیرالمومنین (ع) اقامه کردند بدون معارض می ماند.
2. نکته دیگر اینکه اگر بگوییم مراد از روایت، وصایت خاص و مربوط به حال احتضار است، در این صورت تعارضی در روایت بوجود نمی آید، اما اشکال می شود که اولا به چه دلیل این تقیید را در روایت بیان می کنید؟ صدر روایت اطلاق دارد، و حمل آن بر مقید نیازمند دلیل و قرینه است. بله اگر کلامی از پیامبر (ص) و امام معصوم صادر شود، از جواب امام پی به سوال پرسیده شده به تقیید آن می بریم، چون آنان معصوم اند و در کلام معصوم خطا راه ندارد. اما افراد غیر معصوم که احتمال خطا دارند، کلامشان نیازمند قرینه است. در روایات اهل سنت هم داریم که عایشه نسبت به امیرالمومنین (ع) بغض داشت، و لذا کتمان این مساله از سوی وی محتمل است.
ثانیا بر فرض که قبول کنیم، وصیت مربوط به حال احتضار است، در این صورت می گوییم دیگر این حدیث معارض با روایت دیگری که امام شرف الدین بیان کرده است نخواهد بود، زیرا آنان وصایت را به صورت مطلق بیان کرده اند.
3. ابومریم اعظمی می گوید شما که سخن امام سندی را در غایت متانت می دانید، باید به همه کلام وی ملتزم باشید و دو مطلب دیگر وی را نیز بپذیرید.:یکی این که امام سندی می گوید: پیامبر در حال الاحتضار نزد عایشه بود، بنابراین شما هم باید این را بپذیرید، ثانیا روایت عبدالله ابن ابی العوفی را پذیرفته است که وقتی از او سوال کردند: آیا پیامبر (ص) وصیت کرد یا نه؟ گفت: نه. گفتند: چگونه ایشان دیگران را سفارش به وصیت کرده است اما خودش چنین نکرده است؟ گفت: پیامبر (ص) به کتاب الله وصیت کرده است.
در نقد وی می گوییم: ما اگر بخواهیم به قرآن استناد کنیم سخن شما درست است که نمی شود یک آیه آن را قبول و یک آیه را قبول نکرد، زیرا قرآن تبعیض بردار نیست، اما این سخن در مورد کسی که معصوم نیست بلکه مجتهد و صاحب نظر است و چند نظر دارد، صحیح نیست زیرا ممکن است وی در یک مطلب درست و در مطلب دیگر اشتباه کرده باشد. بنا نیست که هر چه دیگران گفته اند را انسان بپذیرد.
امام شرف الدین بعدا در نقد سخن ابن ابی عوفی گفته است وی کلام پیامبر (ص) را ناقص نقل کرده است، زیرا پیامبر (ص) به کتاب و اهل بیت (ع) وصیت کرده اند.
مراجعه 70: دلیل نقلی و دلیل عقلی بر وصایت
در این مراجعه امام شرف الدین به اشکال شیخ سلیم بشری پاسخ می دهند.
ایشان یک بحث عقلی و یک بحث نقلی را در این جا آورده اند. در بحث نقلی حدود 40 تا از خصایص امیرالمومنین (ع) را از زبان پیامبر (ص) که در منابع اهل ستت نقل نشده را می آورد که بیان گر مقام وصیت است. امام شرف الدین بعد از نقل این چهل حدیث می فرماید: «إلى كثير من هذه الخصائص التي لا يليق لها إلّا الوصي، و المخصوص منهم بمقام النبي، فكيف و أنّي و متى يتسنّى لعاقل أن يجحد بعدها وصيته؟! أو يكابر بها لو لا الغرض؛ و هل الوصية إلّا العهد ببعض هذه الشئون؟!»[2] . پس چگونه و کی و کجا امکان دارد که عاقلی بعد از این مجموعه روایات که وصیت را در علی بن ابی طالب (ع) اثبات می کند بخواهد آن را انکار کند! آیا حقیقت وصیت چیزی غیر از این هایی است که در این روایات بیان شده است؟!
امام شرف الدین دلیل عقلی آن را اینگونه بیان می کند: پیامبر اکرم (ص) تاکید داشتند که مسلمانان وصیت کنند تا ایتام بی سرپرست باقی نمانند و تکلیف اموال مردم معلوم شود. آیا ما ترک پیامبر (ص)، چیزی جز اسلام و شریعت اسلام بوده است؟ آیا ایتام پیامبر (ص) همین امت اسلامی نیستند؟ پس چگونه ایشان این ایتام را بدون وصایت یک نفر امین و موثق بی سپرست رها می کند؟! آیا درست است که بگوییم ایشان ماترک خود را به امان خود رها کرده باشند؟!
ادامه بحث در جلسه آینده بیان می شود