« فهرست دروس

درس کلام استاد ربانی

90/08/03

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع بحث : ثواب و عقاب داخل در محل نزاع

 در جلسه قبل این مطلب بیان شد که عالمان اشعری در باب حسن و قبح قائل به تفصیل شده و برخی از معانی آن را پذیرفته اند . آنان حسن و قبح را به معنای کمال و نقص ،‌ ملائمت و منافرت با طبع و موافق و مخالف با غرض پذبرفته اند . مثلا می گویند علم یا کسب علم، حسن است زیرا کمال است و عقل آن را درک می کند . شجاعت نیز حسن و جبن قبیح است . مشاهده منظره زیبا، حسن و منظره کریه قبیح است . صدای گوش نواز حسن و صدای گوش خراش قبیح است .

 وی می گویند فعل حسن به این معنا که فاعلش مستحق مدح عند العقلا و ثواب اخروی عند الشارع و فعل قبیح به معنای ذم و عقاب، شرعی است و نه عقلی . عقل چنین توانایی ندارد و تنها از عهده شرع بر می آید . این دیدگاه از فخر رازی به این طرف مطرح شده است. وی چنین می گوید «الحسن و القبح قد يراد بهما ملائمة الطبع و منافرته و كون الشي‌ء صفة كمال او نقصان، و هما بهذين المعنيين عقليّان. و قد يراد به كونه موجبا للثواب و العقاب و المدح و الذمّ. و هو بهذا شرعيّ عندنا، خلافا للمعتزلة.»[1]

 قاضی عضد الدین ایجی نیز در این باره گفته است «و لا بد أولا من تحرير محل النزاع فنقول الحسن و القبح يقال لمعان ثلاثة الاول صفة الكمال و النقص يقال العلم حسن و الجهل قبيح و لا نزاع ان مدركه العقل الثانى ملاءمة الغرض و منافرته و قد يعبر عنهما بالمصلحة و المفسدة و ذلك أيضا عقلى و يختلف بالاعتبار فان قتل زيد مصلحة لا عدائه) و موافق لغرضهم (و مفسدة لاوليائه الثالث تعلق المدح و الثواب أو الذم و العقاب) كذلك فما تعلق به المدح في العاجل و الثواب في الآجل يسمى حسنا و ما تعلق به الذم في العاجل و العقاب في الآجل يسمى قبيحا و ما لا يتعلق به شي‌ء منهما فهو خارج عنهما هذا في أفعال العباد و ان اريد به ما يشمل أفعال اللّه تعالى اكتفى بتعلق المدح و الذم و ترك الثواب و العقاب (و هذا) المعنى الثالث (هو محل النزاع فهو عندنا شرعى) »[2]

 فاضل قوشچی در شرح تجرید و دیگران نیز همین مطلب را بیان داشته اند .

موضع عالمان شیعه درباره دیدگاه اشاعره

 عالمان عدلیه خصوصا عالمان شیعی در باره این سخن اشاعره دو گونه موضع گرفته اند :

برخی گفته اند این سخن درستی نبوده و به بیراهه رفتن است . زیرا اشاعره خواسته اند با این ترفند حربه را از دست عدلیه بگیرند و الا اصلا موضع نزاع، ثواب و عقاب اخروی نمی باشد. مرحوم مظفر همین موضع را اتخاذ نموده اند . ایشان می فرماید «و أمّا المعنى الثالث، فإنّ معنى الحسن فيه: إنّه ما يستحقّ فاعله‌ المدح عند العقلاء، و معنى القبيح: ما يستحقّ فاعله الذمّ عند العقلاء، و هذا هو محلّ النزاع، فإنّا نثبته، و هم ينكرونه، فإدخال كلمة «الثواب و العقاب» في تعريفهما خطأ ظاهر. فالحقّ أنّ النزاع بيننا و بينهم في أنّ الفعل هل فيه جهة تحسّنه أو تقبّحه عقلا، أو لا؟» دلائل الصدق، ج‌2، ص: 414

 حضرت آیه الله سبحانی نیز بر همین موضع تاکید دارند. ایشان می فرماید « و ربما يتوهم أنّ للتحسين و التقبيح ملاكا خامسا، هو أنّ الحسن ما استحق الثواب عند اللّه، و القبيح ما استحق العقاب عنده. و لكنه خارج عن مجال البحث أيضا، كيف و قد بحث عن أصل التحسين و التقبيح البراهمة الذين لا يدينون بشريعة فضلا عن الاعتقاد بالثواب و العقاب في الآخرة، فكيف يكون هذا ملاك البحث. نعم قد اتخذ هذا الوجه سنادا من أراد أن ينكر الحسن و القبح، بحجة أنّ العلم باستحقاق الثواب و العقاب على الفعل خارج عن نطاق العقل، و داخل في مجال الشرع. و مما قدمنا يعلم ما فيه.

 و لأجل زيادة البيان في تعيين محل النزاع بين الأشاعرة و العدلية »[3]

موضع دیگری که از طرف غالب عالمان شیعی در این مورد اتخاذ شده، پذیرش سخن اشاعره در این باره است. آنان گفته اند: مدح و ذم و ثواب و عقاب داخل در محل نزاع است . خواجه نصیر الدین طوسی می فرماید « للحسن «2» و القبح معان مختلفة، فمنها أن يوصف الفعل الملائم أو الشي‌ء الملائم بالحسن و غير الملائم بالقبيح. و منها أن يوصف الفعل أو الشي‌ء الكامل بالحسن و الناقص بالقبيح «3»، و ليس المراد هاهنا «4» هذين المعنيين بل المراد «5» بالحسن [في‌] الأفعال ما لا يستحق فاعله بسببه ذما أو عقابا، و بالقبح «6» ما يستحقها بسببه. و عند أهل السنة ليس شي‌ء من الأفعال عند العقل بحسن و لا بقبيح «7»، و إنما يكون حسنا أو قبيحا بحكم الشرع فقط «8». و عند المعتزلة أن بديهة العقل تحكم، بحسن بعض الأفعال كالصدق النافع و العدل «1»، و قبح بعضها كالظلم و الكذب [الضار]، و الشرع أيضا «2» يحكم بهما في بعض الأفعال. » قواعد العقائد، ص: 62

 ابن میثم بحرانی در قواعد المرام می فرماید « الحسن و القبح قد يراد بهما ملائمة الطبع و منافرته، و قد يراد بهما صفة كمال او نقصان، و هما بهذا المعنى مما يحكم العقل بهما عند الكل، و قد يراد بهما كون الفعل على وجه يكون متعلق المدح و الذم عاجلا و الثواب و العقاب آجلا، و هما بهذا المعنى شرعيان عند الاشعرية نظريان عند الفلاسفة، اذ عليهما بناء مصالح هذا العالم و نظام اموره‌ »[4]

 فاضل مقداد نیز همین موضع را اتخاذ نموده اند . ایشان می فرماید « قد يراد بالحسن كونه صفة كمال، و القبيح كونه صفة نقص. و قد يراد بالحسن كونه ملائما للطبع، و بالقبيح كونه منافيا للطبع، و قد اتفق أهل العلم على كونهما عقليين بالمعنيين المذكورين. و قد يراد بالحسن ما يستحق عليه المدح في العاجل و الثواب في الاجل، و بالقبيح ما يستحق عليه الذم في العاجل و العقاب في الاجل.

 و قد اختلف في ذلك: فقالت الفلاسفة: ذلك معلوم بالعقل العملي، لان كمال النوع و انتظام مصالح العالم يتم بذلك، لا بالعقل النظري، كالعلم بأن الكل أعظم من الجزء.

 و قالت الاشاعرة: ذلك معلوم بالشرع لا غير، فما حسنه فهو الحسن، و ما قبحه فهو القبيح، و لا حكم للعقل فيهما بهذا المعنى. و قال أهل العدل. و هم المعتزلة و الامامية: فان العقل يحكم بذلك، »[5]

 مرحوم شیخ انصاری در مطارح الانظار اصرار دارند که بحث ثواب و عقاب داخل در محل نزاع بوده و از فاضل تونی به بعد این مساله پیش آمده که مساله ثواب و عقاب خارج از محل نزاع است . ایشان می فرماید « ظهر من جمیع ما مر ان المراد بالحسن و القبح فی عنوان النزاع ما یستحق الفاعل المدح فی العاجل و الثواب فی الاجل »[6]

 مرحوم محمد تقی اصفهانی نیز می فرماید «البحث الأول في التحسين و الأن المدح و الثواب و مطلوبية الفعل يساوق بعضها بعضا كما أن الذم و العقاب و الحرج متساوقة فما أورده بعض الأفاضل في المقام من أن ترتب الثواب و العقاب على الفعل مما لا يستقل به العقل إذ لا استقلال له في أمر الآخرة بين الاندفاع إذ ليس المقصود في المقام الحكم بترتب الثواب و العقاب في الواقع بل ليس المقصود إلا حسن الثواب و العقاب على فرض وجودهما على الفاعل‌ »[7]

بررسی و نظر درباره این دو موضع

 می توان گفت که هر کدام از جهتی به این مساله توجه نموده اند . بحث حسن و قبح افعال اختصاصی به متشرعه ندارد لذا محل نزاع را نباید تنها منحصر در ثواب و عقاب دانست . افرادی مانند براهمه با اینکه شریعت را قبول ندارند و به ثواب و عقاب معتقد نیستند اما این بحث برای آنان نیز مطرح است . اما چون این بحث با این سبک و سیاق در جهان اسلام مطرح شده است لذا مسلمانان چه اشاعره و چه معتزله، مساله ثواب و عقاب را مطرح نموده اند . به همین خاطر است که می گوییم ثواب و عقاب از ابتدا مد نظر این عالمان بوده است .

وجه اتخاذ این دیدگاه از سوی اشاعره

 اما پافشاری اشاعره بر اینکه محل نزاع را در ثواب و عقاب می دانند چیست ؟ فضل ابن روزبهان در این باره می گوید « و هذا المعنى الثّالث هو محلّ النّزاع، فهو عند الأشاعرة شرعي، و ذلك لأنّ أفعال العباد كلّها ليس شي‌ء منها في نفسه بحيث يقتضي مدح فاعله و ثوابه، و لا ذمّ فاعله و عقابه، و إنّما صارت كذلك بواسطة أمر الشّارع بها و نهيه عنها، و عند المعتزلة و من تابعهم من الإماميّة عقلي، و إدراك الحسن و القبح موقوف على حكم الشّرع، و الشّرع كاشف عنهما فيما لا يستقلّ العقل بإدراكه و فيما يستقلّ فالعقل حاكم‌»[8] توضیح کلام وی آن است که ثواب یعنی پاداش بر طاعت و عقاب یعنی کیفر بر معصیت . حال طاعت و معصیت از کجا پیدا می شود ؟ از اوامر و نواهی الهی . بنابراین مادامی که امر و نهی شرعی نباشد طاعت معنا ندارد و تا وقتی طاعت معنا نداشته باشد، ‌عقاب و ثواب معنا نخواهد داشت .

بررسی

 مرحوم لاهیجی در این جا سخن زیبایی دارد . ایشان در کتاب گوهر مراد می گوید « شك نيست كه معنى حسن عدل مثلا، آن است كه فاعل آن مستحقّ مدح و تحسين گردد و سزاوار جزاى خير شود، و جزاى خير چون از خداى تعالى باشد آن را ثواب گويند. و همچنين معنى قبح ظلم مثلا، آن است كه مرتكب آن مستحقّ مذمّت و ملامت شود و سزاوار جزاى بد گردد، و جزاى بدى چون از حقّ- سبحانه و تعالى- صادر شود آن را عقاب خوانند.»[9] حاصل کلام ایشان این است که ماهیت و حقیقت مدح و ثواب یک چیز است کما اینکه ماهیت و حقیقت ذم و عقاب نیز یک چیز است و آن جزاء بالخیر و جزاء بالسوء است . بنابراین اگر از ناحیه عقلا صورت بگیرد مدح و ذم و اگر از ناحیه خدای متعال باشد ثواب و عقاب نامیده می شود . پس اگر در جایی عقلا مدح و ذم را بفهمند، مساله ثواب و عقاب نیز روشن خواهد شد.

* * *

اللهم صل علی محمد و آل محمد

[1] تلخیص المحصل ،‌ص 339

[2] شرح مواقف ، ج 8 ، ص 183

[3] الالهیات ،‌ج 1 ،‌ص 235

[4] قواعد المرام ،‌ص 104

[5] ارشاد الطالبین ، ص 254

[6] مطارح الانظار ، ص 231

[7] هدايةالمسترشدين،ص433

[8] احقاق الحق ، ص 275

[9] گوهر مراد ،‌ص 343

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo