« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/10/29

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی رابطه دین و اخلاق

 

موضوع: بررسی رابطه دین و اخلاق

نقد و بررسی دیدگاه دوم در رابطه میان دین و اخلاق

گفته شد در مورد رابطه دین و اخلاق چند دیدگاه بیان شده است. در یکی از این دیدگاه ها، اخلاق مبتنی بر دین شمرده شده است یعنی گفته شده منشا اخلاق، اراده الهی است و خارج از اراده الهی خوب و بد معنا ندارد (مراد اراده تشریعی الهی است).

بر این دیدگاه اشکالاتی وارد شده بود که نقل و نقد شد. در یکی از این اشکالات آمده است: ما باید بدانیم که اراده الهی حکیمانه است و این مطلب را وقتی متوجه می شویم که اراده غیر حکیمانه را قبیح بدانیم و معتقد باشیم که از نظر عقل، فعل قبیح در خداوند راه ندارد. اکنون سوال می شود: «چرا اراده غیر حکیمانه امر ناپسندی است؟ منشا آن چیست؟». اگر می گویید این حکم عقل است، در این صورت سرچشمه اخلاق به عقل برگشته است و اراده الهی منشا آن نشده است. اگر بگویید این قبیح بودن هم به اراده دیگری از خداوند باز می گردد، در این صورت سوال می کنیم همین اراده ای که به قبح اراده غیر حکیمانه تعلق گرفته است چگونه است؟ آیا حکیمانه است یا نه؟ و این سر از تسلسل در می آورد و به جایی هم نمی رسد.

تفکیک مقام ثبوت و اثبات در بحث حسن و قبح

نکته قابل توجه در بحث حسن و قبح این است که در این بحث دو مقام باید از هم تفکیک شود: یکی مقام ثبوت و دیگری مقام اثبات دارد. مثلا وقتی می گوییم عدالت حسن است و ظلم قبیح است، یعنی در مقام ثبوت، وصف حسن لازمه لاینفک عدل و وصف قبح لازمه لاینفک ظلم است. مقام اثبات این است که عقل این را می فهمد و کشف می کند.

برخی در جواب اشکال فوق گفته اند صورت سومی را فرض می کنیم و آن اینکه گفته شود اینکه اراده غیر حکیمانه قبیح است بدان خاطر است که خداوند به آن اخبار داده است. یعنی چون خداوند خبر داده که اراده غیر حکیمانه قبیح است، ما این مطلب را می فهمیم.

این جواب هم کافی نیست، زیرا باز پیش فرضی دارد که قبول کنیم که اخبار الهی صادق است و کذب در آن راه ندارد. اکنون سوال می شود چرا اخبار الهی صادق است؟ دلیل آن چیست؟ باز باید بگویید چون کذب الهی قبیح است. دوباره سوال می شود کذب چرا قبیح است؟ اگر به حکم عقل برگردد، به این معنا است که سرچشمه اخلاق به عقل برگشته است. اگر به خبر دیگری از خداوند برگردانید باز سوال باقی است. اگر به اراده الهی برگردانید، به تسلسل اراده ها بر می گردد.

این اشکالات وارد شده همان است که عالمان عدلیه بر اشاعره وارد کرده اند و آنان به همین خاطر در بن بست قرار می گیرند. مرحوم خواجه در کتاب تجرید می فرماید: «و لانتفائهما مطلقا لو ثبتا شرعا»[1] یعنی اگر بنا باشد هر چه حسن و قبح است شرعی باشد، در این صورت دیگر اصلا حسن و قبح نخواهیم داشت، در حالی که چنین نیست و ما حسن و قبح داریم. علامه حلی هم می فرماید: اگر حسن و قبح تنها شرعی باشد، باب نبوت بسته می شود، زیرا وقتی کسی ادعای پیامبری کرد از کجا می گوییم که راست می گوید و اگر کجا ثابت کنیم که خداوند معجزه را به دروغ گو نداده است؟ تنها راه ما این است که بگوییم این کار قبیح است و خداوند کار قبیح انجام نمی دهد، و این هم جز از طریق به میدان کشیدن عقل ممکن نیست.

بنابراین نمی توان گفت که همه حسن و قبح ها شرعی است، لااقل باید یک قضیه غیر شرعی را قبول داشته باشید.

 

نقد و ارزیابی

در ارزیابی باید گفت این اشکال از جهتی وارد و از جهتی وارد نیست. اگر به حکم عقل عملی بخواهیم بحث را بررسی کنیم این اشکال وارد است، زیرا عقل عملی می گوید حسن و قبح است و باید گفت اراده غیر حکیمانه قبیح است. اما اگر به جای حسن و قبح، کمال و نقص بگذاریم و بگوییم اراده حکیمانه کمال وجودی است و اراده غیر حکیمانه نقص وجودی است، و یا راستگویی کمال وجودی و دروغگویی نقص وجودی است، در این صورت اشکال فوق وارد نیست. عقل نظری برهان اقامه کرده است که خداوند واجب الوجود بالذات است و واجب الوجود بالذات کمال مطلق است.

به تعبیر دیگر بحث ما الان در فعل الهی است و این بحث بعد از اثبات صفات الهی بیان می شود. عقل نظری می گوید که نقص در ساحت الهی راه ندارد، پس این عقل در صفات الهی کار را تمام کرده است. اکنون در فعل الهی مساله حسن و قبح بر مبنای صفات الهی معنا می شود.

عقل نظری می گوید خداوند موجود است و او همه کمالات وجودی را دارد و هیچ نقصی در او راه ندارد. اکنون عقل می گوید حکمت از کمالات وجودی است و خداوند متعال واجد همه کمالات وجودی است، نتیجه اینکه خداوند واجد همه کمالات وجودی از جمله حکمت است.

بر اساس آنچه گفته شد می گویید سرچشمه همه خوبی ها و بدی ها خداوند و اراده اوست. در عرض الهی چیزی نیست: «ان الحکم الا لله». منتها در طول الهی ممکن است خداوند به موجودی قدرتی دهد که نشان دهنده حکم الهی باشد.

بنابراین این دیدگاه که می گوید اخلاق مبتنی بر دین است و تمام خوبی ها و بدی های اخلاقی به اراده تشریعی الهی بر می گردد قابل دفاع است. قرآن کریم می فرماید: «ان علینا للهدی و ان لنا للآخره و الاولی». ما منکر فهم عقل مستقل نیستیم، اما می گوییم عقل بیرون از خلقت الهی نیست، بلکه حکم او کاشف حکم الهی است. عقل و نقل دو کانال هستند که اراده الهی را نشان می دهند. به تعبیر دیگر عقل نماینده خدا و تجلی اراده الهی است و مثل نقل معصوم است.

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] تجرید الاعتقاد، .
logo