1404/10/06
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ به سوالات و شبهات
موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات
شبهه فضیلت یا عدم فضیلت شهادت حضرت زهرا (س)
در شبهه دیگری در که گفت و گو با شبکه کلمه درباره شهادت حضرت زهرا (س) مطرح شده مجری می گوید: انگیزه طرح شهادت حضرت فاطمه (س) چیست؟ آیا اگر ایشان شهادت را نداشته باشند، فضیلتی از ایشان کاسته می شود؟
میهمان برنامه در جواب میان دو گونه شهادت تفکیک گذاشته می گوید: شهادتی فضیلت است که فرد، مبارزه با دشمن را انتخاب کرده و در میدان نبرد وارد شده و کشته شود. این را «شهادت فعالانه» گویند، اما اگر فردی در خانه باشد و فردی به خانه او هجوم آورده و کشته شود بدون اینکه خودش آن را انتخاب کرده باشد، این «شهادت منفعلانه» است. این گونه دوم در دیگر شهادت نیست، بلکه حادثه ای است که رخ داده است.
وی بعد می گوید : مقام و منزلت حضرت زهرا (س) آن قدر است که اگر به شهادت هم نرسیده باشند، چیزی از فضیلت ایشان کم نمی شود، کما اینکه پیامبر خدا (ص) به شهادت نرسیده اما از مقام و منزلت ایشان چیزی کاسته نشده است. اگر فرض کنیم امام حسین (ع) هم به شهادت نمی رسید، باز از مقام و جایگاه ایشان چیزی کم نمی شد. برخی از عالمان شیعه هم معتقد نیستند که همه ائمه اطهار (ع) به شهادت رسیده اند و کسی آنان را نقد نمی کند.
بررسی و نقد
درباره اینکه آیا شهادت، یک فضیلت و منزلت است یا نه و اینکه آیا شهادت حضرت فاطمه (س) فعالانه بوده یا یک حادثه چند نکته بیان می شود:
1. شکی نیست که شهادت یک فضیلت به شمار می رود. در جریان حضور امام سجاد (ع) در دربار ابن زیاد ملعون، ابن زياد روى بعلىّ بن الحسين كرده و گفت: اين كيست؟ گفته شد: علىّ بن الحسين است گفت: مگر علىّ بن الحسين را خدا نكشت؟ حضرت فرمود: «برادرى داشتم كه نامش علىّ بن الحسين بود مردم او را كشتند». گفت، بلكه خدايش كشت. امام سجاد عليه السّلام آيهاى از قرآن خواند « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها»: خداوند جانها را بهنگام مرگ ميگيرد و آن را كه نمرده است بهنگام خواب جانش را ميگيرد. ابن زياد، گفت هنوز جرات پاسخ گوئى بمن دارى؟ اين را ببريد و گردنش را بزنيد، عمّهاش زينب اين دستور بشنيد و فرمود: اى پسر زياد تو كه كسى براى من باقى نگذاشتى اگر تصميم كشتن اين يكى را هم گرفتهاى مرا نيز با او بكش. امام سجاد عليه السّلام بعمّهاش فرمود: عمّه جان آرام باش تا من با او سخن بگويم. سپس رو بابن زياد كرده فرمود: « أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِي يَا ابْنَ زِيَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ كَرَامَتَنَا الشَّهَادَةُ. » اى پسر زياد مرا با مرگ ميترسانى؟ مگر ندانستهاى كه كشته شدن عادت ما است و شهادت مايه سر بلندى ما.[1]
شاهد دیگر در زیارت اربعین است که از امام صادق (ع) نقل شده است: « أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ» یعنی او را با شهادت گرامی داشتی.
2. شهادت حضرت زهرا (س) طبق تعبیری که در این شبهه آمده است، شهادتی فعالانه بوده است، زیرا ایشان از امامت امیرالمومنین (ع) دفاع کرده و در مقابل غاصبین ایستاده است. شهادت منفعلانه به این معنا است که کسی بی طرف است و در جایی قرار گرفته است و فرد دیگری را می خواهند بکشند اما او مظلومانه کشته می شود.
3. انگیزه بیان شهادت حضرت زهرا (س) چیست؟ آیا کسانی که می خواهند شهادت ایشان را بیان کنند در صدد بیان یک فضیلت برای ایشان هستند به گونه ای که اگر شهید نشده بود آن فضیلت را نداشت؟ در این شبهه ناسازگاری وجود دارد، زیرا از طرفی می گوید، اگر حضرت زهرا (س) شهید هم نمی شد از مقام و فضیلت ایشان کاسته نمی شد و از سوی دیگر می گوید می خواهند شهادت ایشان را بیان کنند تا برای ایشان فضیلتی باشد.
فلسفه گریه کردن بر حضرت زهرا (س)
گریه ای که بر اهل بیت (ع) و شهادت و مظلومیت آنان از سوی شیعیان انجام می شود یک مساله صرفا عاطفی نیست، بلکه در کنار هدف و آرمانی مهمی معنا می شود. این اشک، اشکی است که بیان گر نفرت از ظالمین و عشق و ارادت به کسی است که در راه خدا گام بر می دارد. این اشک هر چند یک واکنش عاطفی است اما پشت آن عقلانیتی قرار دارد.
از سوی دیگر جریان حضرت زهرا (س) صرفا یک جریان تاریخی صرف نیست، بلکه تاریخی است که به اعتقادات گره خورده است و در این رخداد کسی به شهادت رسیده است که شاخص حق و باطل است.
بشر فطرتا به دنبال حق است و یکی از بهترین راه های آن الگوگیری از حضرت فاطمه (س) است، زیرا آن حضرت یک فرد معمولی نبودند، بلکه کسی هستند که درباره ایشان آمده است: «يَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهَا»[2] . بنابراین ایشان شاخص تشخیص حق و باطل و غضب و رضای الهی هستند.
همچنین در روایت متواتر از سوی شیعه و اهل سنت از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه». حضرت زهرا (س) برای چه مساله ای ایستادگی کردند؟ برای امامت بود. آن حضرت در راه امیرالمومنین (ع) ایستادگی کردند. ایشان مقام عصمت داشتند و نمی شود که بدون شناخت امام از دنیا رفته باشند. قطعا ایشان امام زمانش را شناخته و در راه ایشان ایستادگی کرده است. این بهترین شاخص برای پیدا کردن راه در مساله خلافت و امامت است.
مرگ جاهلیت چند معنا دارد: مرگ کفر، یا مرگ شرک و یا حداقل جاهلیت گمراهی و ضلالت است. کسی که ضال است در صراط مستقیم نیست.
بنابراین ذکر شهادت حضرت زهرا (س) تنها برای گریه کردن نیست، بلکه ایشان شاخص هدایت از ضلالت و حق از باطل در مساله امامت هستند.
شهادت دارای دو وجه ظاهری و باطنی
روشن شد که شهادت در راه خدا فضیلتی به شمار می رود. اکنون سوال این است که اگر شهادت برای اولیاء الهی رخ ندهد، آیا مقام آنها کاسته می شود و یا اگر نصیب آنها بشود بر مقامشان افزوده می شود؟
پاسخ این است که کشته شدن در راه خدا یا شهادت، دو وجه ظاهری و باطنی، بدنی و روحی، جوارحی و جوانحی دارد. آنچه کمال و فضیلت حقیقی به شمار می رود وجه باطنی، روحی و جوانحی آن است. این وجه است که نشان دهنده فداکاری و از خود گذشتی در راه خدا و انقیاد و تسلیم در برابر خداوند و عمل به مسئولیت الهی تا مرز شهادت است. از این زاویه که نگاه کنیم، وجه باطنی شهادت قطعا یک کمال به شمار می رود و انسانی که دارای آن باشد، مرتبه ای بلندی دارد.
بنابراین ممکن است فردی از اولیاء خاص الهی توسط کافر یا مشرک یا ظالم در راه ایفاء مسئولیت دینی به شهادت نرسد، (از نظر ظاهری شرایط برای او فراهم نشود) ولی از نظر روحی آمادگی کامل برای آن را دارد و چه بسا در میدان نبرد با دشمن نیز حاضر می شود، اما شهادت نصیب او نمی شود. در چنین فرضی به شهادت نرسیدن، نقصان و فقدان شهادت به شمار نمی رود.
بنابراین شهادت بلاشک کرامت است، اما باید میان وجه باطنی و ظاهری آن تفکیک کنیم. آنچه مهم است زندگی شهیدانه است و مرگ او هرگونه خداوند برایش تقدیر کند راضی است. شهادت ظاهری نوعی نشانه است که در میان مردم خود را نشان می دهد. این شهادت یک نوع نمایش و ظهور و بروز در این دنیا و دنیای دیگر است، و بهانه ای است که خط و مسیر را نشان می دهد.
بر اساس آنچه گفته شد اگر فرض کنیم حضرت زهرا (س) به شهادت نمی رسید، از آنجا که ایشان در قله تسلیم الهی قرار دارند، مقامشان بالا است و نقصانی برای ایشان به شمار نمی رفت.
معنای دعای «و ارفع درجته» بعد از تشهد
برخی می گویند: دعای ما که دانی هستیم جایگاهی ندارد تا باعث ترفیع درجه پیامبر (ص) شود و لذا اینان این دعا را نمی گویند، اما این دعا به نظر معنای دیگری دارد و مراد از درجه در آن، درجه در میان خلائق است. این همان است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتّى بِالسِّقْط»[3] یعنی امت من بیشتر باشد و این یک نوع نمایش در میان انسان ها است. معنای «و ارفع درجته» هم این است که هر چقدر شفاعت او باشد در چشم خلایق بیشتر جلوه می کند. در حقیقت می توان گفت معنای این دعا اظهار درجه و مقام ایشان است نه تحقق آن.
ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.