« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/10/01

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به سوالات و شبهات

 

موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات

بررسی شبهه علم غیب معصومین (ع)

 

خوان پرنعمت و رنگارنگ الهی در ماه رجب

ماه رجب به عنوان یکی از بزرگترین ماه ها قلمداد شده است. این ماه و ماه شعبان و رمضان در کل سال ممتاز است. خداوند متعال از طریق پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) آنچه متناسب با این زمان ها است و می تواند توشه بهتری را برای انسان فراهم کند، در قالب اعمال و مناسکی بیان فرموده است. در مجموع سه عمل در این ماه خیلی تاکید شده است:

1. روزه گرفتن در این ماه است که خیلی فضیلت دارد، خصوصا روزه در ایام البیض. گاه یک عمل مستحبی آن قدر مهم است که برای آن قضا و یا بدل قرار داده شده، تا از فضیلت آن محروم نشود. درباره روزه ماه رجب هم دعایی بدل آن قرار داده شده است. 2. دعاهای این ماه است. 3. استغفار است.

تمام اینها برای این است که دل انسان را خدایی تر کند. ما اشتغالات گوناگونی از خانواده و دیگران داریم و گاهی لغزش هایی در گفتار یا رفتار ما سر می زد که ایده آل نیست. بنابراین باید بتوان به گونه ای آنها را جبران کرد. همان گونه که گرد و غباری که روی آینه می نشیند باید تمیز شود، دل ما نیز نیاز به غبار روبی دارد، و غبار روبی آن به این اذکار با دل و حضور قلب است. گاه اشکی خصوصا در شبانگاه و در حالت سجده (که نزدیک ترین حالت جسمانی انسان به خداوند است) جاری شود که اینها دل را صیقل می دهد و به آن صفا و پاکی می بخشد.

خوان پر نعمت و رنگارنگ الهی در ماه رجب گسترده شده و انواع اطعمه در این سفره قرار داده شده است. اینها همه از برکت اهل بیت (ع) و نعمت ولایت است. در کتب روایی مذاهب دیگر اینها نیست و یا خیلی کم است. امام باقر (ع) به دو نفر از دانشمندان کوفه که مذهب دیگری داشتند (سهیل بن کهیل و حکم بن عتیبه) فرمود: «شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ»[1] :به شرق برويد و يا به غرب برويد، دانش راستين را در هر كجا بيابيد از ناحيه ما خاندان رسول اندوخته‌اند.

 

دو دیدگاه درباره علم غیب پیامبر و امام

درباره اطلاع پیامبر و امام از علم غیب الهی، دو فرض وجود دارد: یکی اینکه آنها آن علم را بالفعل در اختیار دارند و اظهار آن به مشیت و اراده آنها باشد. دوم اینکه تحقق این علم هم معلق به اراده آنها باشد. در هر دو صورت اراده و مشیت آنان دخالت دارد منتها یکی در بهره گیری از آن و دیگری در تحقق آنها. از روایات فراوانی که در این باره آمده فرض دوم بدست می آید. به عنوان نمونه عمار ساباطى گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا امام غيب ميداند؟ فرمود: «لَا، وَ لكِنْ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْلَمَ الشَّيْ‌ءَ، أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذلِكَ»[2] : نه، ولى هر گاه بخواهد چيزى را بداند خدا آن را به او می آموزد.

این نکته هم بیان شد که حوزه احکام شرعی یعنی بایدها و نبایدهای اعتقادی، اخلاقی و احکام عملی، غیر از بحث علم غیب است، زیرا علم پیامبر و امام نسبت به اینها بالفعل است. علم غیب مربوط به امور دیگری مانند حوادث گذشته و آینده و ما فی الضمیر افراد و مانند آن است.

ممکن است گفته شود: «چرا ائمه اطهار (ع) در مواردی اراده می کنند که بدانند و گاه اراده می کنند که ندانند؟»

پاسخ این است که ما می دانیم که آنان معصوم هستند و اراده آنها مطابق با مصلحت است، اما اینکه آن مصلحت چیست ما اشراف به آن نداریم. اما قطعا می دانیم که آنان معصوم هستند و کاری بر خلاف حکمت و مصلحت انجام نمی دهند. اراده آنان مظهر اراده الهی است و جز خواست خداوند چیزی نمی خواهند. بنابراین جای چون و چرا نیست. این مانند این است که ابن سینا می گوید: من معاد جسمانی را با عقلم نتوانستم ثابت کنم، اما معاد روحانی را با عقلم ثابت کردم. اما باز معاد جسمانی را می پذیریم و این نیز مطابق حکم عقل است، زیرا عقل، وجود پیامبر را ثابت کرده و ثابت کرده که او صادق مصدق است، بنابراین آنچه او می گوید صحیح است.

 

علت زندگی عادی معصومین و استفاده کم از علم غیب

سوال دیگر این است که «چرا پیامبر و امام که می توانستند هر چیزی را از طریق غیبی استفاده کنند، اما با این حال از آن استفاده نکرده و در بیشتر موارد به صورت عادی عمل می کردند؟»

علامه طباطبایی در «المیزان» این مساله را طرح کرده که چرا ائمه (ع) با اینکه به علم غیب آگاهی داشتند، اما به صورت عادی عمل کرده و جان خودشان را از مهلکه نجات ندادند؟

یک وجهی که می توان در پاسخ به این سوال دارد این است که بگوییم: نظام اسباب و مسببات در عالم ناسوت و ملک، جلوه علم و حکمت بالغه الهی است کما اینکه عالم ملکوت و قوانین آن نیز جلوه حکمت الهی است. خداوند این نظام تکوینی را بر اساس مسببات برقرار کرده است. بنابراین این مسیر را خداوند قرار داده و مرضی او است و امام نیز به همین روش عادی زندگی می کردند. او نیز وقتی نیاز به غذا و آذوغه دارد، به بازار می رود و می خرد و وقتی بیمار شد از پزشک و دارو برای درمان استفاده می کند. خدای متعال همان گونه که عزائمش را دوست دارد، رخصش را هم مورد توجه دارد. چه کسی اولی است که به این سنت الهی بیشتر پایبند باشد؟ روشن است که معصوم اولویت دارد به این که همین سنت الهی را عمل کند. لذا مقتضای اولیه در زندگی معصومین (ع) این است که در این زندگی ناسوتی از همین روش عادی استفاده کنند، مگر اینکه شرایط خاصی برای آنان باشد که بخواهند از معجزات استفاده کنند. علم غیب نیز یکی از موارد بارز معجزات است.

در مقاله «فصل نامه انتظار موعود»، شماره 34 و در کتاب «براهین و نصوص امامت»، بیان شده که برای اثبات امامت امام، از برهان و نص استفاده کنند. یکی از دلایل اثبات امامت، مساله معجزات است. معجزه گونه ای نص است، منتها نص فعلی در مقابل نص قولی.

 

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] اصول کافی، شیخ کلینی، ج1، ص399.
[2] کافی، شیخ کلینی، ج1، ص640.
logo