1404/09/29
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ به سوالات و شبهات
موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات
خلاصه مباحث در علم غیب ائمه اطهار (ع)
سخن در بررسی علم غیب در مورد ائمه اطهار (ع) بود. در این باره نکاتی بیان شد که خلاصه آنها چنین است:
1. از آیه 26 و 27 سوره جن که می فرماید: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً . إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول» دو مطلب به دست می آید:
الف) آگاهی از غیب مختص خدای متعال است.
ب) خداوند کسانی که عقیده، گفتار و رفتارشان را می پسندد از غیب آگاه می سازد «الا من ارتضی».
2. مقصود از رضایت الهی، رضایت تکوینی نیست، زیرا رضایت تکوینی همه انسان ها را شامل می شود. (هر موجودی که در این عالم کاری انجام می دهد مورد رضایت تکوینی الهی است). در حالی که مدلول روشن آیه این است که علم غیب الهی مخصوص عده ای از افراد است. بنابراین مقصود، رضایت تشریعی است که ناظر به عقیده، اخلاق، گفتار و رفتار انسان است. کسی که مورد رضایت الهی از همه جانب است مشمول آیه است.
3. از اطلاق عبارت «من ارتضی» و عبارت «من رسول» که بیان من ارتضی است، به دست می آید که رضایت کامل، مقصود است (رضایت بالجمله). رضایتی که ملازم با عصمت است. (از قرینه من رسول که عصمتش محرز است و اطلاق من ارتضی معلوم می شود که مراد رضایت کامل است). بنابراین پیامبران الهی و اولیای معصوم خداوند به ویژه آنان که همانند پیامبران شأن هدایت گری داشته اند، از علم غیب اعطایی خداوند بهره مند بوده اند.
4. امامان اهل بیت (ع) که بر اساس دلایل عقلی و نقلی، شأن هدایت گری بشر را داشته و معصوم بوده اند، از علم غیب اعطایی خداوند بهره مند بوده اند.
5. از سیاق آیه شریفه و دلالت مصدر و اسم جنس مضاف به معرفه بر عمومیت، به دست می آید که مقصود از عبارت «من غیبه»، عموم علم غیب اعطایی الهی است. (کلمه «الغیب» که در آیه آمده است، بیان گر همه علم غیب است و این غیب دوم به همان غیب اول بر می گردد).
6. علم به کنه ذات خداوند که برای غیر خداوند محال است، تخصصا از مدلول آیه یعنی علم اعطایی خداوند خارج است (چون علم اعطایی باید ممکن است باشد اما آن علم اصلا ممکن نیست).
7. عمومیت مزبور (من غیبه )، مفاد ظاهر آیه کریمه است (و نص نیست). بنابراین قابل تخصیص می باشد.
8. در برخی روایات پاره ای از علوم غیبی به خداوند اختصاص یافته است (مانند پنج موردی که در سوره 34 لقمان آمده است. در این باره دو روایتی از امیرالمومنین (ع) و امام صادق (ع) ذیل این آیه بیان شد. همچنین روایت بدا نیز می تواند ناظر به همین معنا باشد. در روایات متعددی آمده است «ان لله تعالی علمین، علم مکنون لایعلمه الا هو و علم، علمه الملائکه ...و منه البداء). اگر توجیه قابل قبولی برای این روایات وجود نداشته باشد، با فرض اینکه برخورداری از آن برای غیر خدا محال نیست می توان گفت اختصاص داشتن آنها به خداوند، حکمتی داشته است.
نکته ای در مورد راز تفاوت موجودات
قبلا بحثی درباره علل تفاوت ها در میان موجودات مطرح شد. در آنجا این سوال مطرح بود که آیا امکان نداشت، آنچه اکنون درخت است، کوه می بود و یا بالعکس کوه درخت می بود؟ پاسخ این است که از جهت «امکان»، امکان دارد، اما چرا نشده، زیرا طرح و برنامه حکیمانه الهی این گونه قرار داده شده است. حاجی سبزواری در بیتی در این باره می گوید:
«والکل من نظامه الکیانی ینشا من نظامه الربانی».
یعنی کل نظام عالم وجود و ماسوی الله، از نقشه حکیمانه الهی نشات گرفته است. آن نقشه علمی الهی، بدون نقص است، یعنی نظام علّی عالم، نظام احسن است «لله الاسماء الحسنی». این طرح و نقشه کامل در مرحله پیاده سازی هم کامل است، زیرا همه امکانات از آن خداوند است، انگیزه هم داشته و مانعی هم در برای باری تعالی وجود ندارد (خداوند نه ضدی دارد، نه سهل انگار است و نه عاجز بوده است). پس نظام عالم بهترین نظام است، نقشه آن هم احسن است، اکنون اگر جایی سر از آن نقشه در نیاوردیم، می گوییم حکمت خداوند را نمی دانیم. در اینجا دانستن و ندانستن ما به نظام احسن الهی ضربه ای نمی زند.
9. اگر کسی سوال کند در مورد انبیا و اولیا معصومین، مساله روشن شد، علم غیب نسبت به غیر از آنها چگونه است؟ مؤمنان غیر معصوم با برخورداری از تقوا و اخلاص می توانند به مقام ارتضای الهی در مرتبه ای نازل تر از معصومان نایل شده و به همان میزان از علم غیب اعطایی خداوند بهره مند گردند.
10. با توجه به اعطایی بودن چنین علمی که تابع ارتضای الهی است، آگاهی شیاطین و ارواح پلید از برخی مغیبات، مشمول علم غیبی که در آیه شریفه بیان شده نمی باشد، بلکه آگاهی های غیبی آنها از مقوله املاء و استدراج است، نه ارتضا و اعتلا.
آگاهی غیبی حاصل از ریاضیت های غیر مشروع نیز همین گونه است و اعطایی نیست، بلکه اکتسابی است. افرادی مانند مرتاضان، اهل سحر و کهانت با کارهایی که انجام می دهند، طبق قانون علت و معلول به بخشی از غیب دست پیدا می کنند، اما اینها اولا محدود و ثانیا مشمول ارتضای الهی و اعطای بودن نیست. بنابراین مشمول علم غیب اعطایی الهی در آیه 27 جن نمی باشد.
11. تحقق علم غیبی اعطایی خداوند به پیامبران و امامان، به دو صورت عقلا امکان پذیر است:
الف) به صورت منجز و بالفعل، یعنی اراده و خواست پیامبر و امام در تحقق آن دخالت نداشته باشد و خداوند آنان را از علم غیب اعطایی خود به صورت بالفعل بهره مند نموده باشد. (این وجه به لحاظ عقلی ممکن است، زیرا شاخص عقلی بودن این است که تناقض آمیز نباشد).
ب) به صورت معلق بر اراده و خواست آنان باشد، (مانند اینکه در بهشت، انسان بهشتی، باید اراده کند تا مثلا به او چای بهشتی داده شود. همه چیز برای آنان فراهم است اما معلق به اراده بهشتیان است)، یعنی هر گاه آنان آگاهی از حقیقت غیبی را اراده نمایند، خداوند بی درنگ آنان را آگاه می سازد. (این بلاتشبیه همانند آن است که خدای متعال، همان که اراده کند، آن امر محقق می شود. این با حصول بالفعل فرقی ندارد. معصوم هم همین گونه هرگاه اراده کند بی درنگ به او داده می شود).
12. واقعیت های تاریخی مربوط به زندگی پیامبران و امامان بیان گر صورت دوم است، یعنی علم غیب در مورد آنها معلق به خواست آنان شده است، زیرا آنان درباره برخی مطالبی که از آنان سوال شده است اظهار بی اطلاعی کرده اند، یا برای آگاهی از چیزی سوال کرده اند، یعنی از همین روش عادی استفاده می کردند. البته احتمال اینک در این موارد حقیقت را می دانستند ولی اظهار را مصلحت نمی دانستند وجود دارد، اما اولا توجیه و تفسیر آن به گونه دوم آسان تر است. و ثانیا روایات نیز موید آن می باشد کما اینکه فرمودند: «اذا شاء ان یعلم علم»: اگر اراده کند چیزی را بداند می داند.
ساختار علمی «مطهری وار» در حوزه علمیه
باید روش و ساختار علمی حوزه که شناخت عمیق مسائل است را قدر دانست، ساختاری که به تعبیری «بروجردی وار» و «مطهری وار» است. در این ساختار مباحث علمی به صورت دقیق مورد موشکافی و کنکاش قرار می گیرد. این ساختار است که محقق پرورش می دهد. این ساختار علمی با ساختار علمی دانشگاه متفاوت است. غالب دانشجویان به دنبال کسب نمره و مدرک هستند البته در میان آنها افرادی که مشتاق علم و یادگیری هستند وجود دارند. اما ساختار حوزه برعکس است و غالبا طلاب به دنبال فهم مطلب و یادگیری هستند هر چند در میان آنها نیز تعدادی به دنبال نمره و مدرک هستند.
ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.