« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/09/11

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به سوالات و شبهات

 

موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات

 

نقد برنامه تناقضات شهادت حضرت زهرا (س) در شبکه وهابی کلمه

نکته ای در مورد مسعودی نویسنده مروج الذهب

طبق آنچه در کتاب رجال نجاشی[1] و رجال علامه حلی[2] آمده است علی بن حسین بن علی مسعودی شیعه بوده و نویسنده کتاب «مروج الذهب» و «اثبات الوصیه» است.

 

مروری بر مباحث بیان شده

ما مدعایی داریم و هر مدعایی دلیل می خواهد و بر هر دلیلی ممکن است شبهاتی وارد شود. بنابراین بحث ما در اینجا سه بخش دارد: مدعی، دلیل و نقد شبهات وارده.

1. مدعی این بود که حضرت صدیقه طاهره (س) به شهادت رسیده اند و مرگ ایشان به صورت یک مرگ معمولی نبوده بلکه عوامل بشری در آن دخالت داشته است. مراد از شهادت وی نیز همان معنایی است که از شهادت امیرالمومنین (ع)، شهادت امام حسن (ع)، شهادت امام حسین (ع) و سایر ائمه اطهار (ع) به ذهن می آید. اینها مصادیق روشن شهادت است و از این مصادیق تعریف شهادت را به دست می آوریم. در علم منطق هم بیان شده که تعریف گاه به ذکر مصداق است مانند اینکه کسی تا کنون ماشین ندیده است و یک ماشین به او نشان داده و می گوییم این ماشین است.

2. دلیل بر شهادت حضرت زهرا (س) چیست؟ دلیل این مساله عقلی نیست، زیرا اگر انسان بخواهد درباره یک واقعه تاریخی دلیل بیاورد دلیل آن نقلی است و دلیل عقلی در اینجا کاربردی ندارد. در مورد شهادت حضرت زهرا (س) نیز دو دسته ادله نقلیه داریم یکی مشترک میان فریقین و دیگری مختص به شیعه است. به عنوان نمونه در کتاب «الامامه و السیاسه» و «تاریخ طبری» از علمای اهل سنت، مساله هجوم به خانه حضرت زهرا (س) و تهدید به آتش زدن خانه و حوادث دیگر آمده است.[3]

بخشی از ادله که مساله را روشن تر نقل می کند در منابع شیعه آمده است. آنچه در منابع شیعه آمده نیز سه گونه است: برخی در آنها کلمه «قتل» و «مقتوله» آمده است یعنی درباره چگونه از دنیا رفتن ایشان، کلمه «مقتوله» به کار رفته است. دسته دوم نقل هایی است که کلمه شهید در آنها بکار رفته است خصوصا در زیارت نامه ها. دسته سوم روایاتی است که کلمه «مقتوله» در آنها نیامده است اما وفات ایشان مستند به مثلا قنفذ شده است. این ها روایات فراوانی است که مجموعه آنها، قضیه شهادت حضرت زهرا (س) را به وضوح اثبات می کند.

 

نکته ای در مورد اعتبار نقل های تاریخی

ویژگی نقل های تاریخی این است که معمولا اگر تک تک آنها زیر ذره بین قرار گیرد نمی تواند گویای حقیقت باشد اما وقتی مجموع آنها بررسی شود، واقعیت را نشان می دهد. همه مسائل تاریخی این گونه است و اگر کسی بخواهد تک تک آنها را بررسی کند، کل تاریخ از دست می رود. بنابراین در مباحث تاریخی باید مجموع قضایا را دید و از مجموعه قرائن و شواهد، تاریخ را کشف کرد.

ممکن است گفته شود این نقل های تفصیلی و دقیق تر در منابع شیعه آمده و منابع اهل سنت نقل نکرده است. در پاسخ می گوییم طبق قاعده، نقل نکردن آنها خللی به بحث ایجاد نمی کند، زیرا هرگاه برای گروهی انگیزه بر عدم نقل باشد، نقل نکردن آنها اشکالی ایجاد نمی کند. این مساله مانند بحث معجزه است که کسی نمی تواند ادعا کند که چون تنها مسلمانان مساله معجزات را نقل کرده اند و مسیحیان و یهودیان نقل نکرده اند، پس فاقد اعتبار است، زیرا عدم نقل آنها خللی ایجاد نمی کند، به این خاطر که آنان انگیزه برای عدم نقل داشته اند.

نکته دیگر اینکه در این نقل های تاریخی، گاهی ناقل آنها صحابه ای مانند سلمان و مقداد است که در آن زمان بوده اند، و گاه ائمه اطهار (ع) مانند امام باقر (ع) و امام صادق (ع) است که در زمان های بعد آن را بیان کرده اند. روشن است که دیگر نیازی نیست گفته شود امام باقر (ع) این مساله را از چه کسی نقل کرده است، زیرا ایشان معصوم است و علم درست در اختیار آنان است. امام کاظم (ع) با سند معتبر فرموده اند: « إِنَّ فَاطِمَةَ ع صِدِّيقَةٌ شَهِيدَة »[4] .

 

شبهه عدم نقل شهادت در تقویم ها

مجری شبکه وهابی کلمه، در شبهه ای گفته است چطور است که قبلا در تقویم ها در مورد حضرت زهرا (س) کلمه وفات آمده و بعدا تبدیل به شهادت شده است.

در نقد این مطلب چند نکته قابل توجه است:

1. گفته شد تقویم به ما هو، دلیلی بر اثبات و نفی به حساب نمی آید بلکه باید به سراغ مستندات مساله رفت. مستنداتی که مربوط به گذشته است، شهادت حضرت زهرا (س) را نشان می دهد و فرقی نمی کند در تقویم ها چه آمده باشد.

2. گاهی در مورد شهادت تعبیر به وفات شده است و این مساله ماهیت مساله را عوض نمی کند، مثلا درباره امیرالمومنین (ع) که کلامی در شهادت وی نیست، گاه تعبیر وفات به کار می رفته است. مثلا شیخ مفید در کتاب الارشاد درباره شهادت امیرالمومنین (ع) آورده است: « و كانت وفاة أمير المؤمنين ع قبيل الفجر من ليلة الجمعة ليلة إحدى و عشرين من شهر رمضان سنة أربعين من الهجرة قتيلا بالسيف قتله ابن ملجم المرادي‌»[5] . یا درباره امام مجتبی (ع) آورده است: « [فصل شهادة الإمام الحسن ع‌]. (فصل) فمن الأخبار التي جاءت بسبب وفاة الحسن ع و ما ذكرناه من سم معاوية له و قصة دفنه و ما جرى من الخوض في ذلك و الخطاب»[6] . درباره امام حسین (ع) نیز می فرماید: « [فصل في ولادة الإمام الحسين ع و شهادته و ما يخصه من الفضائل‌]. (باب ذكر الإمام بعد الحسن بن علي ع و تاريخ مولده و دلائل إمامته و مبلغ سنه و مدة خلافته و وقت وفاته و سببها و موضع قبره و عدد أولاده و مختصر من أخباره)».[7]

آیا با تعبیر وفات در مورد شهادت امیرالمومنین (ع) و دو فرزند ایشان که از مسلمات تاریخی است، ماهیت مساله عوض می شود؟ خیر. همین مساله در باره تعبیر به وفات در مورد حضرت زهرا (س) هم وجود دارد.

محدث قمی در کتاب منتهی الامال چنین می گوید: «باب سوم در بیان تاریخ ولادت و شهادت سید اوصیاء و امام اتقیاء حضرت امیرالمومنین (ع)». بعد می فرماید: «فصل چهارم در بیان وصیت حضرت امیرالمومنین (ع) و کیفیت وفات ایشان است»[8] . عنوان باب، شهادت و عنوان فصل وفات است، لذا بکار بردن لفظ وفات، نافی شهادت نیست.

در اهل سنت نیز مساله قتل و مقتول با تعبیر وفات آمده است. «الکامل فی التاریخ»[9] درباره درگذشت عمر بن خطاب می گوید: «ذکر الخبر عن مقتل العمر»، یعنی کشته شده است. در ادامه می گوید: «توفیت لیله الاربعاء ... ». ابن ابی الحدید هم درباره خلیفه دوم می گوید: «فاما تاریخ موته، فان ابا لؤلؤه طعنه الاربعاء ...»[10] با اینکه تعبیر «طعنه» یعنی مقتول آمده است، اما از کلمه «مات» استفاده می کند. ابن کثیر هم کلمه قتل و هم وفات را در باره عمر بن خطاب بکار برده است.

بنابراین بکاربردن کلمه وفات در مورد کسی که کشته و شهید شده است هم رایج بوده است و هم ماهیت مطلب را تغییر نمی دهد. علاوه بر اینکه اگر فرض کنیم در باره حضرت زهرا (س) تعبیر شهادت هم نیامده باشد، باز وقایعی که در ایام فاطمیه توسط اهل منبر و روضه خوانان از گذشته نقل می شده همین مطالب بود. بله به صورت رسمی، تعطیلی روز شهادت حضرت زهرا (س) مربوط به سال های اخیر است، اما در همان زمان های قبل نیز بازاری ها و حوزویان ایام شهادت حضرت فاطمه (س) را تعطیل کرده و مجالس می گرفتند.

 

شبهه چرایی دامن زدن به شهادت حضرت زهرا (س)

مجری شبکه کلمه می گوید من زیاد فکر کردم که چرا روضه خوان ها از تعبیر شهادت درباره حضرت زهرا (س) یاد کرده اند، به این نتیجه رسیدم که این مساله چند جهت دارد:

1. افراط گرایی مذهبی، عامل درست کردن مساله شهادت.

2. اهداف مادی با تحریک روضه خوانان .

3. جهالت مردم در رایج شده این مساله توسط روضه خوان ها.

4. نفوذ عوامل اجنبی برای ایجاد تفرقه میان شیعه و اهل سنت.

نقد و بررسی

در این سخنانی که این مجری می گوید چندین تهمت به شیعیان زده شده است. اولا: بر فرض اینکه حرف شما را در تعبیر شهادت بپذیریم آیا بر محتوای جریان حضرت زهرا (س) چیزی افزوده شده است؟ خیر منابع همان است که از قبل بوده است. ثانیا آیا شما همه خطبا را بررسی کرده اید که برای گرفتن پول، مرثیه خوانی می کنند، این تهمتی به آنان است. آری فی الجمله چنین افرادی هستند اما به چه دلیل مجموعه مداحان و منبری ها را متهم می کنید.

ثالثا: در مورد اتهام جهالت، تهمتی بزرگ به مراجع بزرگوار زده می شود، زیرا آنان این مجالس را در بیوت خود می گیرند و از روضه خوانان و مداحان دعوت کرده و همین مطالب را درباره شهادت حضرت زهرا (س) نقل می کنند.

 

شهادت حضرت زهرا (س) و مساله وحدت

مجری شبکه می گوید: آنچه شما درباره شهادت حضرت زهرا (س) و عامل قتل ایشان می گویید چه فایده ای دارد. اگر سنی این مطلب را بپذیرد که فاطمه (س) توسط عمر کشته شده، آیا شیعه می شود؟ خیر، بلکه از اصل اسلام خارج می شود. ذکر این مسائل باعث ایجاد تفرقه در میان مسلمین می شود و باید پرهیز شود.

نقد و بررسی

در اینجا باید ببینیم ثمره این بحث چیست؟ آیا باید حرف نزنیم و صورت مساله را پاک کنیم و یا نه با آداب و قواعد اخلاقی، با طرف مقابل بحث کنیم اعم از اینکه او قبول کند یا نکند؟

مسائل تاریخی دو گونه است: برخی از آنها مسائلی که درس و عبرتی ندارد و تکلیف ساز نیست. و گاهی مسائلی است که تکلیف آور است. مثلا وقتی قرآن کریم قصص انبیا را نقل می کند، روشن است که اهداف مهمی مانند عبرت گیری را در نظر دارد. جریان ائمه اطهار (ع) نیز یک مساله معمولی نیست، بلکه آنها شخصیت های مهمی هستند که شاخص شناخت حق و باطل می باشند. شناخت حق آرمان بشریت و عامل سعادت اوست. بنابراین باید مساله حضرت زهرا (س) و مسائلی که نسبت به ایشان رخ داده را به درستی فهمید.

برخی از مسائلی که در تاریخ رخ داده است فراتاریخی است یعنی هر چند در تاریخ رخ داده است اما فراتاریخی است و نباید نسبت به آنها بی تفاوت بود.

برای اتحاد وحدت نیز لازم نیست از اصول و عقاید خود کوتاه بیاییم، بلکه باید عقیده خود را محکم گفت اما با اخلاق و بدون توهین کردن به طرف مقابل بیان شود.

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] رجال نجاشی، ص254.
[2] رجال علامه، ص100.
[3] در این باره به کتاب الکلمه الغراء علی شهاده الزهرا (س)، نوشته آیت الله سبحانی مراجعه شود.
[4] کافی، ج1، ص458.
[5] الارشاد، شیخ مفید، ج1، ص9.
[6] الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص16.
[7] الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص27.
[8] منتهی الامال، محدث قمی، ص178.
[9] الکامل فی التاریخ، ج2، ص209 و 211.
[10] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج12، ص146.
logo