1404/08/27
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ به سوالات و شبهات
موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات
نقد برنامه تناقضات شهادت حضرت زهرا (س) در شبکه وهابی کلمه
گفته شد شهید به معنای کسی است که بر حق بوده و در راه حق توسط ظالم و باطلی کشته شود. در مورد حضرت زهرا (س) هم این مساله رخ داده است. نسبت به ایشان ظلم و ستم هایی صورت گرفته در منابع شیعه و اهل سنت موارد متعددی مانند ضربه با غلاف شمشیر، زدن تازیانه و لگد به پهلو و آزار های روحی آمده است.
البته در این بحث اگر در منابع اهل سنت، مطالبی نقل شده باشد به آنها استناد کنیم و این از باب موید و الزام است، اما اگر قضیه ای نقل نشده باشد، مشکلی در اثبات مساله ایجاد نمی کند، زیرا آن ها داعی بر نقل این قضیه را نداشته اند، خصوصا اینکه به ضرر آنها و عقیده آنها تمام می شود. (درباره داعی و عدم داعی بر نقل توضیحاتی در ادامه می آید)
شهادت بر اثر جراحات وارد شده
گفته شد ممکن است گفته شود درست است که این صدمات بر حضرت زهرا (س) وارد شده است اما ممکن است علت مرگ چیز دیگری باشد مانند اینکه توسط بیماری از دنیا رفته باشند.
در نقد این سخن دو نکته قابل توجه است:
الف) بر اساس اصل عقلایی و عرفی که در محاکم قضایی هم پذیرفته شده است، اگر به کسی ضربه ای وارد شود و آسیب ببیند مانند اینکه زن حامله ای لگد بخورد و جنین او سقط شود و او در اثر فشار جسمی و روحی از دنیا برود، وجه اول، وفات در اثر همان جراحات است، و عوامل دیگر نیازمند دلیل و مثبت است. در بحث شهادت حضرت زهرا (س) نیز این شواهد و قرائن فراوان نشان می دهد که درگذشت ایشان در اثر همین صدمات بوده است.
ب) علاوه بر اصل عقلایی فوق، در منابع شیعه به قتل و شهادت و اینکه این صدمات باعث قتل ایشان شده، تصریح شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
1. در تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی آمده است: « فَمَا تَرَيْنَ اللَّهَ صَانِعٌ بِقَاتِلِ وُلْدِكِ وَ قَاتِلِيكِ- وَ قَاتِلِ بَعْلِكِ إِذَا أُفْلِجَتْ حُجَّتُهُ عَلَى الْخَلَائِقِ»[1] در قیامت خداوند با قاتلین فرزند تو و قاتلین خود تو و قاتلین همسر تو چگونه رفتار می کند؟
2. یونس بن یعقوب می گوید: « يا يونس قال جدي رسول الله ص ملعون ملعون من يظلم بعدي فاطمة ابنتي و يغصبها حقها و يقتلها »[2] .
3. شیخ صدوق در امالی بعد از ذکر مصائب و ناگواری های که بر حضرت زهرا (س) وارد شده این روایت را نقل می کند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»[3] .
4. سلمان و عبدالله بن عباس نقل می کند: « فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ مِنْ ذَلِكَ شَهِيدَةً ».[4]
5. در زیارت نامه های حضرت فاطمه (س) آمده است: « السلام عليك أيتها الصدّيقة الشهيدة ».[5] و نیز آمده است: «السلام عليك أيتها البتول الشهيد ».[6] و نیز آمده است: «السلام علیکم ایتها البتول الشهیده»[7] .
6. ابن قولویه در کامل الزیارات، باب نوادر الزیارات، ح11این حدیث قدسی را نقل کرده است: « وَ أَمَّا ابْنَتُكَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ يُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِي تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حَامِلٌ وَ يُدْخَلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنٍ ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِي بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِكَ الضَّرْب»[8] .
7. امام صادق (ع) در روایتی فرمودند: « و كان سبب وفاتها أنّ قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف «5» بأمره، فأسقطت محسنا و مرضت من ذلك مرضا شديدا، و لم تدع أحدا ممّن آذاها يدخل عليها».[9]
اشکال عدم نقل برخی وقایع در منابع اهل سنت
ممکن است کسی بگوید این مطالبی که شما درباره تصریح به قتل و شهادت حضرت زهرا (س) گفته اید در منابع اهل سنت نیامده است، در حالی که اگر صحیح بود آنان نیز نقل می کردند.
پاسخ
این اشکال وارد نیست، زیرا قاعده این است که اگر بر نقل قضیه ای، داعی وجود داشته باشد و با این حال نقل نشود، این عدم نقل مخل آن نقل و واقعه خواهد بود، اما اگر داعی بر نقل آن نباشد، در این صورت عدم نقل آن، خللی بر آن نقل و واقعه ایجاد نمی کند. به عنوان مثال در قضیه نبوت خاصه پیامبر اکرم (ص)، ما مسلمانان در مقابل اهل کتاب می گوییم: پیامبر خدا (ص) ادعای نبوت کرده و معجزه آورده اند، و هر کسی دعوی نبوت کند و معجزه بیاورد نبی خواهد بود. حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) نیز دعوی نبوت داشته و معجزه هم آورده اند، پس نبوت آنها نیز ثابت است.
اکنون ممکن است اهل کتاب بگویند از سوی ما نبوت پیامبر اکرم (ص) و معجزه ایشان نقل نشده است، پس نقل شما اعتباری ندارد. اما این سخن قابل قبول نیست، زیرا داعی برای نقل این مطلب از سوی اهل کتاب نبوده است، علاوه بر اینکه نقل آن به ضرر آنها تمام می شده است، پس روشن است که اگر آن شنیده هم باشند نقل نمی کنند. این مانند آن است که در دوران ما وقایعی که به نفع جمهوری اسلامی باشد، توسط شبکه های مخالفین داخلی و خارجی نقل نمی شود، اما اگر عیبی باشد به صورت وسیع نقل می شود.
به عنوان نمونه دیگر در جریان نبوت پیامبر اکرم (ص) سوال می شود آیا معجزات ایشان معارض داشته است یا نه ؟ می گوییم معارض ندارد.، اگر کسی بگوید معارض بوده اما نقل نشده است، می گوییم این سخن وارد نیست، زیرا داعی بر نقل آن از سوی مخالفین زیاد بوده است. آنان هزاران مصیبت را تحمل کردند تا زیر بار نبوت نرود، بنابراین اگر این مطلب را نیاورده اند به معنای این است که چنین چیزی نبوده است.
شبهه مخالف عقل با قضایای شهادت
آقای سلیمانی اردستانی می گوید: این قضایایی که برای شهادت حضرت فاطمه (س) نقل شده است با عقل جور در نمی آید، لذا هر چند روایت صحیح هم داشته باشیم، اما کنار گذاشته می شود. وی بر مدعای خود دو دلیل می آورد:
1. متولیان امر خلافت، با علی بن ابیطالب (ع) مشکل داشتند، و کاری با حضرت فاطمه (س) نداشتند؟
2. اگر این قضایا واقع شده باشد در مقابل چشم صحابه صورت گرفته است و آنها قطعا مانع آن می شدند.
نقد و بررسی
1. نادرستی دلیل اولی خیلی روشن است، زیرا درست است که در مساله خلافت، آنها با امیرالمومنین (ع) کار داشتند، اما فاطمه زهرا (س) قصد دفاع داشتند و از این کار ممانعت کردند و به همین خاطر دچار این صدمات شدند.
2. در مورد دلیل دوم وی می گوییم: اگر به واقعیت های تاریخی مراجعه کنیم، مساله بهتر روشن می شود. گزارش ها و روایات نشان می دهد که صحنهگران اصلی جریان هجوم به خانه فاطمه (س) بلاشک عمر بوده است. او بود که نقش اصلی را بازی کرده و سردسته متعرضین بوده است. وی کسی است که در جریان صلح حدیبیه در مقابل پیامبر خدا (ص) ایستاد و کار ایشان را تن دادن به پستی دانست و گفت: «ألسنا على الحق وعدونا على الباطل؟ قال : بلى قلت : فلم نعطى الدنیة فی دیننا إذن؟» پیامبر خدا (ص) به او فرمود: «إنی رسول الله ولست أعصیه وهو ناصری». اما عمر با فرمایش پیامبر (ص) قانع نشد و نزد ابوبکر آمد و همان سخنان را تکرار کرد. ابوبکر به او گفت: «أیها الرجل إنه رسول الله ولیس یعصی ربه وهو ناصره ». بعد وی آرام گرفت. اگر عمر از جواب پیامبر قانع گشت چرا دوباره به ابوبکر متوسل گشت؟!
عمر بن خطاب همان گونه که اهل سنت هم نقل کرده اند، در قضیه دوات و قلم به پیامبر اهانت کرد و گفت او هزیان می گوید. در همین جریان قیل و قال شد و صحابه دو دسته شدند و عده ای طرفدار عمر و عده ای گفتند دوات و قلم بیاورند. این قضیه نشان می دهد که صحابه در برابر اهانت به پیامبر خدا (ص) این گونه رفتار کردند، فاطمه زهرا (س) که بالاتر از پیامبر (ص) نبود.
از این نمونه رفتارها در سقیفه نیز آمده است. نویسنده «الامامه و السیاسیه» می گوید در سقیفه ابتدا انصار وارد شدند، اما بین آنها که از دو قبیله اوس و خزرج بودند اختلاف شد. از سویی سعد ابن عباده، کاندید رییس خزرج بود. گروهی دیگر به طرف مهاجرین رفتند، و لذا نزاع و سر و صدا بالا گرفت.
بخاری نقل می کند عمر در سفر حج شنید که عده ای گفته است: اگر فلانی یعنی ابوبکر از دنیا برود می رویم با فلانی یعنی امیرالمومنین (ع) بیعت می کنیم. عمر که این مطلب را شنید، در بازگشت به مدینه سخنرانی شدیدی کرده و زهر چشم گرفت و گفت: «كانت بيعتى لأبى بكر فلتة وقى اللَّه شرها فمن دعا كم الى مثلها فاقتلوه»: مرا اطاعت و بيعت با ابى بكر از روى فلتت بود نه از روى فكر و رويت و تدبير و فطنت و حضرت ربّ العزت مرا از شر مثل اين بيعت بىرويت نگاهدارد و اگر كسى شما را بمثل اين بيعت دعوت و دلالت كند او را بقتل رسانيد كه كشتن او حلال است.
ابن ابی الحدید نقل می کند که مشهور است که تازیانه عمر از شمشیر حجاج بن یوسف برنده تر بود.
مجموع این قضایا نشان می دهد که فضا به گونه ای درست شده که هجوم به خانه فاطمه (س) و آوردن علی (ع) برای بیعت کار درستی باشد و اگر کسی بخواهد مخالفت کند، با مصلحت جامعه مسلمین مخالفت کرده است. بنابراین مجال و زمینه ای برای مقابله نبوده است.
ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.