« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/08/25

بسم الله الرحمن الرحیم

نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی

 

موضوع: نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی

 

رابطه دیدگاه های ملاک و معیار اخلاقی با بحث نسبیت

در مورد دیدگاه های مربوط به ملاک و معیار اخلاقی، در گذشته 12 دیدگاه بیان شد که شرح داده می شود:

1. برخی ملاک اخلاق را عاطفه گرایی و حس نوع دوستی می دانستند. بر مبنای این دیدگاه ارزش های اخلاقی اطلاق دارد، زیرا این حس یک حس غریزی است و امور غریزی ثبات و اطلاق دارد.

2. دیدگاه دوم لذت گرایی بود. این دیدگاه چند تقریر داشت: لذت گرایی فردی افراطی، لذت گرایی اعتدالی و لذت گرایی عمومی. تقریر اول مسلما اخلاق را نسبی می کند، زیرا برای افراد، آنچه باعث لذت و الم می شود متفاوت است. تقریر دوم یعنی لذت گرایی اعتدالی می گفت: هر لذتی اخلاقی نیست، بلکه لذتی اخلاقی است که لذت آن بر آلم آن غلبه داشته باشد. این دیدگاه هم اخلاق را نسبی می داند، زیرا سنجش اینکه چه چیزی لذتش بیشتر است یا کمتر امری فردی است و تشخیص ها مختلف است. تقریر سوم لذت گرایی عمومی بود که به صورت جدا گانه هم بیان شده است.

3. منفعت گرایی عمومی که معیار اخلاق را نفع عمومی دانسته است. این دیدگاه به اطلاق می انجامد، زیرا مصلحت های نوعی ثابت هستند، البته جامعه محدود است اما نوع و عموم انسان، مصالح و مفاسد ثابت دارد.

4. نظریه دیگر را کلبیون و رواقیون مطرح کردند. اینان می گفتند ملاک اخلاق این است که انسان به تعلقات مادی دنیا دلبسته نباشد. طبق این مبنا نیز اخلاق مطلق خواهد بود، زیرا دلبسته نبودن به دنیا یک حالت نفسانی و روحی است و اگر ملاک اخلاق باشد ثابت است.

5. سعادت گرایی. سقراط و افلاطون این دیدگاه را داشته و معتقد بودند هر فعلی در راستای سعادت انسان باشد خوب و اگر خلاف آن باشد بد است. اینان می گفتند این سعادت حقیقی، بدون شناخت به دست نمی آید و آن شناخت، معرفت به حقایق متعالی و داشتن اراده محکم است. رکن این فضیلت ها نیز در انتها به عدالت بر می گردد. این نظریه هم مطلق است، زیرا آن چه سعادت انسان بر پایه شناخت حقیقی را تامین می کند، نسبی نیست و هر جا صدق کند خوب است.

6. نظریه اخلاقی کانت. در نظریه اخلاقی وی دو نکته وجود داشت: اول اینکه شاخص اخلاقی بودن، عمل به تکلیف و وظیفه است. طبق این مبنا کاری اخلاقی است که فرد در آن به وظیفه عمل کند. دوم اینکه عمل به تکلیف یک قید دیگر هم می خواهد و آن نیت بما هو تکلیف است.

سوال: تکلیف چیست؟ کانت می گوید تکلیف آن چیزی است که شما بتوانید همه انسان ها را به انجام آن دعوت کنید. مثلا راستگویی اینگونه است که خودم راست می گویم و از دیگران هم انتظار دارم که آنها هم راست بگویند.

نظریه اخلاقی کانت هم از نظر نسبیت و اطلاق، مطلق است.

7. نظریه نیچه. وی سخنان ناپسندی دارد. می گفت دوران حاکمیت خدا دیگر تمام شده است، و بشریت به مرحله ای رسیده که در زندگی نیازی به خدا ندارد و باید اندیشه خدا را کنار بگذارد. در اخلاق هم مبنای قدرت گرایی را مطرح کرد و می گفت: هر فعلی که انسان را از جهت مادی قدرتمند کند، اخلاقی است و هر فعلی که انسان را از جهت مادی ضعیف کند، ضد اخلاق است. او اصطلاحی با عنوان ابر انسان را مطرح کرد.

دنیای کنونی غرب متاسفانه بر روی سخنان نیچه حرکت می کند. نیچه می گوید نباید به مظلومین کمک کند، زیرا اینها مانع از رسیدن انسان های قدرتمند به درجات بالاتر می شوند. (دنیای غرب را باید خوب بشناسیم. برخی متاسفانه قبله خود را غرب قرار داده اند).

در سخن نیچه هم اخلاق مطلق است، زیرا هر فعلی که سبب قدرتمندی شود اخلاقی است.

8. نظریه جامعه گرایی. ملاک دیگری که برای ارزش های اخلاقی بیان شده جامعه است. اینان جامعه را اصیل می دانند. این نظریه نیز قطعا سر از نسبیت در می آورد، زیرا مقتضیات جوامع مختلف یکسان نیستند.

9. نظریه مارکسیست ها. نظریه اینان مبتنی بر تحول و تکامل اجتماعی بود، و شاخص خوب و بدی را تحول و تکامل اجتماعی و روابط اقتصادی می دانستند. این نظریه هم قائل به نسبیت اخلاق است.

10. نظریه راسل. وی معتقد بود اخلاق بر مصلحت اندیشی فردی و عقلی مبتنی است. انسان به دنبال مصلحت خودش است و همین مصلحت در صورتی که بر مبنای عقلانی بنا شده باشد، ملاک اخلاق خواهد بود. طبق این دیدگاه فرد باید مصلحت دیگران را رعایت کند تا مصلحت خودش هم تامین شود.

حیات انسان، در جامعه مدیریت می شود و ادامه پیدا می کند. آری انسان را اگر از بعد حیوانی او نگاه کنیم، همین است اما انسان بعد علوی دارد که مصلحت جامعه را می پسندد. این نظریه هم نسبی خواهد بود، زیرا مصلحت فردی متناسب با جامعه ای است که در آن زندگی می کند. مگر اینکه نوع بشر مورد نظر باشد اما این نظریه وی مصلحت جامعه قرار گرفته است.

11. نظریه پرستش. شهید مطهری در کتاب فلسفه اخلاق این نظریه را طرح کرده و شاخص و مبنای اخلاق را عبادت می داند یعنی هر فعلی که مصداق و مظهر پرستش و عبادت خدا باشد خوب است. طبعا این ملاک نیز ثابت است زیرا همواره چنین است

12. نظریه سرشت متعالی انسان. این نظریه را نیز شهید مطهری بیان کردند. طبق این نظریه هر صفت و فعلی است که مبتنی بر بعد متعالی انسان باشد، خوب است. آیت الله مصباح هم فرمودند آن فعلی که تقرب الی الله بیاورد خوب است. این نظریه هم به ثابت و اطلاق در اخلاق می انجامد.

تا اینجا مساله نسببت و اطلاق به پایان رسید. ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.

 

logo