1404/08/19
بسم الله الرحمن الرحیم
نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی
موضوع: نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی
آیا مقامی ما فوق عصمت وجود دارد؟
سوال
آیا برای برخی معصومین (ع) مانند حضرت زهرا (س) مقامی مافوق عصمت وجود دارد یا نه؟ برخی می گویند: آیه تطهیر و روایت «فاطمه بضعه منی»، دلالت بر عصمت حضرت زهرا (س) دارد. عصمت آن است که عمل و قول انسانی کاملا مطابق با خواست و اراده خدای متعال باشد. اما روایت دیگری داریم که بیان گر مقام بالاتری است، و آن این روایت پیامبر اکرم (ص) است که می فرماید: «يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَاكِ وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِك»[1] ، یعنی آنچه مرضی فاطمه (س) است، مرضی خداوند است و این بیان مقامی ما فوق عصمت است.
پاسخ
معنای عصمت مطلقه حضرت زهرا (س)
معنای عصمت کامل و مطلق که برای پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) قائل هستیم چیست؟ این عصمت به معنای مصونیت از هرگونه خطا و خطیئه است. کلمه «خطا» ناظر به عصمت علمی و معرفت است و کلمه «خطیئه» ناظر به عصمت عملی است. عصمت کامل آن است که فرد معصوم در معرفت و شناخت بایدها و نبایدهای الهی، شناخت موضوعات احکام، تشخیص مصالح و مفاسد زندگی بشر، هیچ گونه خطا و اشتباهی نمی کند. شناخت معصوم نسبت به حقایق هستی یا هستی شناسی اعم از ماوراء الطبیعه، طبیعت و انسان، صحیح است و هر گزاره ای بگوید قطعا درست است. در امور عادی زندگی نیز طبق عقیده مشهور، معصوم مرتکب خطا نمی شود. در حوزه عمل هم در مرحله اول یعنی واجبات و محرمات و مرحله دوم یعنی مستحبات و مکروهات، معصوم، ترک واجب و مستحب نمی کند، و حرام و مکروه را هرگز انجام نمی دهد، و در مباحات نیز به حداقل اکتفا می کند.
دو دلیل روشن بر عصمت حضرت زهرا (س)
مراد ما از عصمت حضرت زهرا (س) همین عصمت کامل و جامع است. دلیل روشن این مدعا نیز آیه شریفه تطهیر است. اثبات این مطلب بر اساس آیه سه مقدمه دارد:
1. آیه می فرماید خداوند خواسته است که رجس از آنان دور باشد. «رجس» به معنای چیز ناپسند است که گاه جسمی و گاه معنوی است، و آیه بیشتر ناظر به مباحث معنوی است و از عقیده تا عمل و اخلاق را در بر می گیرد. مصداق رجس فکری و معرفتی، شرک، خطا، شک و تردید و جهل است و مصداق رجس عملی، هر گناه و حتی هر مکروهی است. بنابراین رجس به معنای وسیع آن طبق این آیه شریفه از اهل بیت (ع) دور شده است.
2. آیه راجع به اهل بیت است. طبق روایات فریقین، مراد از اهل بیت در آیه اهل کساء هستند. (مراد از «البیت» در اهل البیت، بیت نبوه است و لذا شامل خود پیامبر (ص) هم می شود).
3. مراد از اراده در آیه چه اراده ای است، تکوینی است یا تشریعی؟ اگر اراده تکوینی باشد، تخلف ناپذیر است، اما اگر اراده تشریعی باشد تخلف پذیر است، زیرا تحقق مراد از طریق اختیار انسان صورت می گیرد، اما در اراده تکوینی این اسباب نیست یا اسباب تکوینی است و اختیار در آن دخالتی ندارد. در مورد آیه نیز اراده در آن تکوینی است، زیرا آیه دلالت بر اختصاص دارد در حالی که اراده تشریعی عمومی است و اختصاصی ندارد.
نتیجه این سه مقدمه این می شود که بر اساس آیه تطهیر، هر صفت و رفتار ناپسند فکری، اخلاقی و رفتاری، به صورت قطعی از اهل کساء دور شده است. حضرت زهرا (س) هم جزء اهل کساء و بلکه در مقام معرفی، محور اهل کساء هستند (نه در مقام تکون که محور، پیامبر اکرم (ص) است).
دلیل دیگر عصمت حضرت زهرا (س) روایت «فاطمه بضعه منی» است. این روایت را حاکم در «المستدرک»[2] آورده و آن را صحیح و مطابق نظر بخاری و مسلم دانسته است. ذهبی نیز در تلخیص، آن را صحیح و مطابق نظر شیخین دانسته است. در نقل های دیگری تعبیر « إِنَّ فَاطِمَةَ شِجْنَةٌ مِنِّي»[3] و یا «إن فاطمه شعره منی فمن آذى شعره منی فقد آذانی و من آذانی فقد آذى الله و من آذى الله لعنه ملء السماوات و الأرض» نیز آمده است که به معنای جدا شدن چیزی از چیز دیگر است. (شجنه، یعنی شاخه هایی که به هم تکیه می کنند و به هم می پیچند و یک درخت بزرگی شکل می گیرد). ذهبی نیز آن را صحیح دانسته است. وجه دلالت این روایت بر عصمت نیز این است که اگر کسی در رفتار و اخلاق او خلافی باشد، دیگر پیامبر (ص) نمی فرماید: هر چیزی او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر چیزی او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است.
معنای حدیث «إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَاكِ ...»
این حدیث در امالی صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، بحار الانوار، عوالم العلوم و المستدرک[4] آمده است. نقل روایت نیز دو گونه است: در جایی آمده « يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَاكِ وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِك» و در نقل دیگر آمده است: « أن اللّه يرضى لرضاها و يغضب لغضبها». در مورد اینکه این حدیث بر عصمت حضرت زهرا (س) دلالت می کند شک و شبهه ای نیست اما آیا بر مقامی ما فوق عصمت هم دلالت می کند؟
همان طور که گفته شد عصمت کامل و مطلق، مقام خیلی بلندی است که در آن فرد آنچه می اندیشد و عمل می کند، مرضی خداوند باشد. اکنون سوال این است که آیا رضای الهی می تواند تابع و مطابق رضای دیگری باشد؟ آنچه می توان گفت مساله عینیت و مظهریت است یعنی بگوییم رضای حضرت زهرا (س) و اراده او عین رضای الهی و مظهر و مجلای آن است.
رضای الهی دو گونه است: رضای در مقام ذات و رضای در مقام فعل. رضای ذاتی آن است که ذات اقدس و صفات الهی، قطعا مرضی و مطلوب است (رضایت به معنای مطلوبیت است). روشن است که در حدیث به قرینه غضب این معنا مراد نیست، زیرا در ذات الهی غضب معنا ندارد. پس مراد رضای فعلی است. در مقام فعل یک رضای تکوینی و یک رضای تشریعی داریم. درباره حضرت زهرا (س)، ایشان هم مصداق رضای تکوینی و هم رضای تشریعی الهی هستند، زیرا اسمای حسنای فعلی الهی، ذوات مقدس ائمه اطهار (ع) هستند، همانگونه که فرمودند: «نحن اسماء الله الحسنی»، یعنی برترین اسماء فعلی الهی ما هستیم. ائمه اطهار (ع) آینه تمام نما و کامل برای نمایش صفات فعلی الهی هستند. اینکه می فرمایید: امیرالمومنین «عین الله»، «اذن الله»، «ید الله» و مانند آن است به همین معنا است و همه ائمه (ع) همین گونه بودند.
به لحاظ تشریعی، رضای تشریعی الهی از عقاید شروع شده تا همه بایدها و نبایدهای و واجبات و مستحبات و مکروهات را شامل می شود. حضرت فاطمه (س) در این جا نیز مظهریت دارند، یعنی رضایت الهی که در عالم تشریع تحقق پیدا کرده در وجود ایشان تحقق عینی پیدا کرده است. البته این را باید دانست که مرتبه اول، تشریع الهی است و در مرحله بعد تجلی آن در پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) واقع می شود. بر این اساس همواره فعل معصومین (ع) با فعل الله مطابقت پیدا می کند نه اینکه فعل الهی مطابق با فعل آنان شود.
بنابر آنچه گفته شد می گوییم این فرضی که بیان شده مقامی ما فوق عصمت وجود داشته باشد، به این معنا که رضای الهی با رضای ولی الهی، مطابقت داشته باشد، اصلا معنا ندارد. آنچه می توان گفت این است که ولی خدا، عین اراده الهی و یا مظهر و جلوه اراده الهی هستند. معنای روایت « يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لِرِضَاكِ وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِك» نیز عبارت دیگری از همان روایات قبل است و نقطه اوج رضایت الهی را بیان می کند.
ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.