1404/08/17
بسم الله الرحمن الرحیم
نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی
موضوع: نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی
ثبات و اطلاق در رفتارهای اخلاقی
سخن درباره نسبیت و اطلاق صفات و رفتارهای اخلاقی بود. گفته شد صفات اخلاقی، اموری ثابت هستند و تغییری در آنها راه ندارد. سه دلیل بر این مطلب اقامه شد.
درباره رفتارهای اخلاقی نیز گفته شد با نگاه دقیق در افعال اخلاقی، عنوان محسن و مقبح، حکمش تغییر نمی کند. حکم با آن موضوع و عنوان ملازمه دارد، مثلا صدق عنوانی است که حسن است و بر گفتار اطلاق می شود. گفتار و سخن، خود موضوع حسن و قبح نیست، اما صدق و کذب گفتار که از عناوین محسن و مقبح است تغییری در آنها راه پیدا نمی کند. بنابراین گفتاری که صدق است همواره حسن است و گفتاری که صدق مفسده آمیز دارد، دو جهت بر آن وجود دارد: از حیث این که صدق است، حسن است و از آن جهت که برای جان محترم زیان دارد قبیح است.
سایر افعال مانند زدن، خوردن، راه رفتن و ... نیز همین گونه است که یک عنوان اولیه دارد که موضوع حسن و قبح نیست. این افعال اگر در محل خود باشد، دارای مصلحت بوده و از این جهت عنوان حسن بر آن ها بار می شود و اگر در غیر محل خود باشد، عنوان مفسده بر آنها بار شده و قبیح خواهند بود. منتهی گاهی فعلی دو عنوان پیدا می کند از جهتی حسن و از جهتی قبیح است. این همانند صلاه در دار غصبی است که از جهت صلاه بودن، حسن و از جهت غصب، قبیح است. در اینجا شارح مقدس برای رفع مشکل راهکاری بیان کرده که همان بحث اهم و مهم است.
بررسی روایت امیرالمومنین (ع)
سخن به روایت امیرالمومنین (ع) رسید. آن حضرت میان زن و مرد در خوب و بد بودن برخی رفتارها تفاوت قائل شدند و سه صفت بخل، ترس و تکبر را در مورد زنان خوب و در مورد مردان بد دانستند. شهید مطهری در این باره فرمودند: کلام حضرت، ناظر به صفات نیست، زیرا صفات تکبر، ترس و بخل برای همه بد است، بلکه مراد رفتار متکبرانه است، یعنی زن در مقابل نامحرم رفتار متکبرانه داشته باشد و رفتار متواضعانه نداشته باشد.
گفته شد این مساله مصادیق دیگری هم دارد مانند تقیه که انجام فعلی ناپسند یا ترک واجبی برای حفظ جان است. جاسوسی نیز همین گونه است.
در مورد این مثال ها نیز می توان همان ضابطه ای که در مورد رفتارها اخلاقی بیان شد جاری کرد، زیرا مثلا در روایت شریفه امیرالمومنین (ع) که سخن از رفتار متکبرانه آمده است، رفتار بما رفتار حسن و قبح ندارد و عنوان اولیه است. این رفتار می تواند متواضعانه و می تواند متکبرانه باشد. رفتار متواضعانه همواره حسن و رفتار متکبرانه قبیح است. اکنون رفتار متکبرانه زن در مقابل محارم قبیح است، اما در مقابل اجنبی، باز بما هو رفتار متکبرانه بد است، اما همین رفتار متکبرانه عنوان دیگری بر آن صدق می کند و آن صیانت از عفت است که از این جهت حسن دارد.
این گونه رفتارها گاهی در مورد مردان هم صورت می گیرد، مانند خوب بودن رفتار متکبرانه در مقابل فرد متکبر. بنابراین این رفتارها اختصاصی به زنان ندارد، انسان اگر با انسان متکبری مواجه شود و مورد هم به گونه ای باشد که آن فرد سوء استفاده می کند، تواضع و نرمش در مقابل او صحیح نیست.
نکته ای که در اینجا باید بدان توجه کرد این است که اصل اولیه در مرد نسبت به دیگران تواضع است و رفتار متکبرانه خلاف اصل است. این مانند علم منطق است که عنوان اولیه «برهان» و «جدل» خوب و عنوان اولیه «مغالطه» بد است، اما در مواردی همین مغالطه حسن پیدا می کند و آن جایی است که چاره ای در مقابله با مخالف نیست. در مورد زنان در مقابل اجنبی نیز حکم اولیه، رفتار متکبرانه است، اما در مواردی هم استثنا می خورد، مانند خانمی که پرستار است یا در مقام دفاع است.
تا اینجا ثابت شد که رفتارهای اخلاقی نیز همچون صفات، مطلق و ثابت هستند. خود رفتارها بما هو دارای عنوان محسن و مقبح نیستند اما عناوینی بر آنها وارد می شد، حسن و قبح دارند و حکم این عناوین ثابت است و از آنها زائل نمی شود.
استدلال های معصومین (ع) متناسب با فهم مردم
آیا فرمایش امیرالمومنین (ع) در این روایت ناظر به نگاه سطحی است که نسبیت در رفتار اخلاقی را می پذیرد یا ناظر به وجه دقیق آن است؟
جواب این است که ائمه اطهار و انبیا الهی (علیهم السلام)، طبق حکم عقل بر اساس جدال احسن و به میزان طاقت فکری مردم با آنان سخن می گفتند. بنابراین اگر استدلالی در کلام آنان مثلا برای اثبات وجود خدا بیان شده و طبق مباحث عمیق فلسفی، چندان دلچسب نیست، بدان خاطر است که آن استدلال به صورت خطابی و برای اقناع مردم بیان شده است. مخاطب آنان کشش بیش از این مطلب را نداشته اند. بنابراین این نگاه که هر چه در روایات می بینیم باید برهانی باشد نادرست است. معصومین (ع) گاه از جدال احسن و گاه خطابه برای اثبات مطالب خود استفاده می کردند. مثلا برهان حدوث متکلمین مشکلاتی دارد و آخر هم به جایی نمی رساند، اما برهان امکان وجود، ریشه کفر و الحاد را می زند و سر سوزنی خدشه ندارد. اما در لسان ائمه (ع) برهان حدوث بیشتر آمده است و برهان امکان به صورت صریح نیامده است. این بدان خاطر است که در فضای آن وقت، مباحث حدوث مطرح بوده است و آنها هم قانع می شدند.
در این روایت نیز فرمایش امیرالمومنین (ع) متناسب با فهم متعارف مردم بیان شده است نه آن نگاه دقیق.
مساله آداب و رسوم و نسبیت یا اطلاق در آن باقی ماند که انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.