« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/08/04

بسم الله الرحمن الرحیم

نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی

 

موضوع: نسبیت و اطلاق در ارزش های اخلاقی

نسبیت یا ثبات افعال اخلاقی

سخن در بررسی ثبات و نسبیت ارزش های اخلاقی بود. در این باره گفته شد که صفات اخلاقی طبق دلایل عقلی و نقلی، صفات ثابت و مطلق است و هیچ گونه نسبیتی در آنها راه ندارد. اکنون به بررسی رفتارهای اخلاقی می پردازیم.

شهید مطهری در این باره می فرماید:

«يك مطلب هست و آن اينكه مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقى نبايد اشتباه كرد؛ يعنى روى يك فعل نمى‌شود تكيه كرد و گفت هميشه اين فعلْ اخلاقى است، همچنان كه نمى‌شود گفت هميشه اين فعل ضد اخلاق است. و غالبا اين است كه اسباب اشتباه افراد شده است، خيال كرده‌اند كه لازمه اخلاق مطلق و ثابت اين است كه افعال را از اول دسته‌بندى كنيم، يك دسته كارها را بگذاريم در طرفى و بگوييم اين كارها كارهاى اخلاقى است و يك دسته كارها را بگذاريم در طرف ديگر و بگوييم اين كارها كارهاى غير اخلاقى است. ولى بايد گفت چنين نيست، به قول قدما: با وجوه و اعتباراتِ افعال فرق مى‌كند، يعنى ممكن است [يك فعل با يك اعتبار] اخلاقى باشد [و با اعتبار ديگر] ضد اخلاقى. اينكه رفتار مطلق است يا نسبى، غير از اين است كه اخلاق مطلق است يا نسبى. مثال مى‌زنيم: سيلى زدن به يتيم آيا فعل اخلاقى است و خوب است يا ضد اخلاقى است و بد است؟ جواب اين است كه مطلق سيلى زدن به يتيم را نمى‌شود حكم به خوب بودن يا بد بودنش كرد.

يك وقت هست كه به يتيم سيلى مى‌زنيم كه چيزى را از دستش بگيريم، و يك وقت قصد تأديب داريم و [تأديب، اين كار را] اقتضا مى‌كند. پس سيلى زدن به يتيم حكم مطلق ندارد كه مطلقا بد است و يا مطلقا خوب است، بلكه در يك جا كه جريان ادب كردن اوست خوب است و در جاى ديگر مثلًا در جريان ربودن مال او يا راندن و دور كردن او از خود و يا مقهور نمودن او بد است: «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ. وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ». يا مثلًا در مقابل يك نفر خم شدن چطور است؟ مى‌گوييم موارد خيلى فرق مى‌كند. يك وقت انسان در مقابل يك كسى به قصد تعظيم خم مى‌شود، باز تا آن شخص كه باشد، اگر آدم شايسته تعظيمى است [اين كار اخلاقى است‌] و يك وقت در مقابل همان شخص به قصد تمسخر خم مى‌شود، در اين صورت اين كار عنوان ديگرى به خود مى‌گيرد. پس خود اين فعل كه ماهيتش خم شدن در مقابل شخص ديگر است، در جاهاى مختلف حكمهاى مختلف پيدا مى‌كند، يعنى در يك جا ممكن است فعل اخلاقى باشد و در جاى ديگر فعل ضد اخلاقى».[1]

شهید مطهری ما بین صفات اخلاقی و افعال اخلاقی تفکیک قائل شده می فرماید: صفات اخلاقی مطلق اند و تغییری در آن ها رخ نمی دهد اما در رفتارها تغییر رخ می دهد.

 

بررسی و ارزیابی

عنوان مصلحت و مفسده

دو مطلب را می توان بیان کرد که بیان گر نوعی اطلاق در افعال است. آیت الله مصباح، بعد از بیان تحول در رفتارها می فرماید با دقت در رفتارها به یک عنوان ثابت می رسیم و آن مصلحت و مفسده است. افعالی که ذیل عنوان مصلحت قرار گیرد، حسن دارد و افعالی که ذیل عنوان مفسده قرار گیرد، قبح دارد. مثلا صدق یک گونه رفتار است که خوب است، اما اگر تحت عنوان مفسده قرار گیرد، ناپسند خواهد شد. کذب نیز همین گونه است. کذب یعنی سخن خلاف واقع که بد است، اما اگر تحت عنوان مصلحت قرار گیرد، حسن پیدا می کند. بنابراین معلوم می شود که ملاک اصلی، مصلحت و مفسده است. امکان ندارد فعل اخلاقی در صورت گیرد اما عنوان مصلحت یا مفسده بر آن منطبق نشود.

عنوان حسن و قبح

در بحث حسن و قبح کما اینکه مرحوم شیخ محمد تقی اصفهانی در کتاب «نهایه الدرایه» بیان کرده اند، همه قضایا به دو قضیه که ام القضایا هستند یعنی حسن عدل و قبح ظلم باز می گردد. مصلحت و مفسده هم به همین دو عنوان بر می گردد. عدل یعنی فعلی که در محل خود واقع شده است و ظلم یعنی فعلی که در غیر محل خود است.

بر اساس معنای مشهور عدل نیز که اعطای کل ذی حق حقه است، مساله همین گونه است. بنابراین ما در حوزه افعال دو عنوان مهم داریم که عدل و ظلم است و هر فعل دیگری اگر تحت عنوان عدل قرار گیرد، حسن خواهد بود و اگر تحت عنوان ظلم واقع شود قبیح است.

سوال و جواب

سوال: چگونه در رفتارها نسبیت راه پیدا می کند، اما در صفات نسبیت راه پیدا نمی کند؟

علت این امر این است که رفتارها، فعل نفس هستند و در بیرون نفس انسان واقع می شوند اما صفات در درون نفس اتفاق می افتند. به عنوان مثال آبی در لیوان است، اگر مرواریدی در آن انداخته شود، هر چند این مروارید اتصال وجودی با آب پیدا می کند، اما تغییری در آن ایجاد نمی کند. اما اگر یک قاشق نمک در آب ریخته شود، باز اتصال وجودی میان نمک و آب برقرار می شود اما علاوه بر آن، این نمک در آب تغییر هم ایجاد کرده آن را شور می کند. افعال نیز بیرون از وجود انسان است اما با نفس انسان اتصال برقرار می کند، اما صفات اخلاقی در درون انسان است و علاوه بر اتصال، نفس انسان را نیز تغییر می دهد. و همان طور که گفته شد کمالات نفس انسان و انسانیت او ثابت است در نتیجه در صفات اخلاقی هم استثنای راه ندارد، اما در افعال استثنا راه دارد.

 

بررسی روایت «خیار خصال النساء»

تا اینجا ثابت شد که صفات اخلاقی، ثابت و تغییر ناپذیر است، یعنی اگر مثلا صفتی مانند سخاوت و شجاعت، خوب باشد همواره چنین است و اگر صفتی بد باشد، همواره چنین است. اما روایتی داریم که در آن امیرالمومنین (ع) می فرماید: «خيار خصال النّساء شرار خصال الرّجال: الزّهو و الجبن و البخل‌»[2] : بهترين خصلتها و خويهاى زنان همان بدترين خصلتهاى مردان است؛ يعنى چيزهايى كه براى زن بهترين خصلت است، براى مرد بدترين خصلت است. سه چيز را ذكر مى‌كند: الزَّهْوُ (تكبر) وَ الْجُبْنُ (جبان بودن، ترسو بودن) وَ الْبُخْلُ (بخيل و ممسك بودن).

اجمالا در جواب این سوال می گوییم که یک صفت تکبر و یک فعل متکبرانه داریم. صفت تکبر همواره بد است اما فعل متکبرانه ممکن است بد و ممکن است خوب باشد. صفت جبن و بخل نیز همین گونه است.

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] مجموعه آثار، شهید مطهری، ج22، ص776-777.
[2] نهج البلاغه، سید رضی، حکمت 234.
logo