« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/07/28

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به سوالات و شبهات

 

موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات

 

نکته ای درباره حدیث «حوادث الواقعه»

در جلسه گذشته درباره روایت «حوادث الواقعه» نکاتی بیان شد. این روایت در توقیع شریف امام عصر (عج) و توسط محمد بن عثمان عمری بیان شده است. در این توقیع، حضرت به سوالاتی پاسخ می دهند و بعد می فرمایند: «فاما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانّهم حجّتی علیکم و أنا حجة الله ». این روایت در «اکمال الدین»، شیخ صدوق و «الاحتجاج»، طبرسی (ج2، ص 470) نقل شده است.

در ادامه حدیث عبارت «و هذا لایکون الا واحدا» نیامده است.

در روایت دیگری از امام صادق (ع) سوال شد که در قرآن کریم عوام الناس یهود به خاطر رجوع به عالمانشان مذمت شده اند، «وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّون‌». پس ما چگونه به عالمان دین رجوع کنیم؟ امام (ع) فرمود: علت مذمت این کار این بود که آنان عالمانی فاسق و اهل دنیا بودند که حقایق را وارونه مطرح می کردند. اگر در میان فقهای شیعه هم افرادی باشند که فاسق و اهل دنیا باشند و حقایق را وارونه مطرح کنند، نباید از آنها پیروی شود. بعد امام فرمودند: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُم‌»[1] . در اینجا نیز عبارت «و هذا لایکون الا واحدا» نیامده است، بلکه حضرت می فرمایند بعضی از فقهای شیعه این ویژگی را دارند که مردم بتوانند از آنها تقلید کنند.

نکته دیگر مربوط به معنا و مدلول این روایت است. بحث درباره مدلول و معنای اینکه حوادث واقعه در حدیث به چه معنایی است یک بحث اجتهادی است. مرحوم آیت الله حاج علی صافی گلپایگانی در کتاب «الدلاله الی من له الولایه»[2] حدیث شریف حوادث الواقعه را بیان کرده و درباره معنای آن می فرمایند: «لا اشکال فی ان الحوادث الواقعه التی صارت مورد السوال، اما الحوادث المربوطه فی الجهات الاجتماعیه الراجعه بالمله و اما الحوادث الراجعه الی شخص السائل. الظاهر من الحوادث هو ما یبتلی به الشخص و یحدث له مما لایعلم وظیفه و لایمکن له اهماله و ترک التعرض له ...». منظور از حوادث واقعه در روایت یا مربوط به امور اجتماعی، و یا مسائل شخصی است. ظاهر از حوادث واقعه در این حدیث، مسائل مبتلا به شرعی است که فرد وظیفه اش را نمی داند و اهمال هم نمی تواند بکند. حوادثی که مبتلا به بوده است .

بعد ایشان می فرماید حوادثی که برای سوال کننده در این روایت پیش آمده خصوصیتی ندارد. اگر سوالات او فردی بوده باشد، با القاء خصوصیت می گوییم شامل حوادث دیگری که برای سوال کننده پیش نیامده هم می شود، و اگر سوالات سیاسی و اجتماعی بوده باشد، بر اساس اولویت، آن را تعمیم می دهیم.

 

مساوی بودن پاداش معصوم و غیر معصوم

سوال: فرد معصوم قطعا همه تکالیف را انجام داده و از همه محرمات اجتناب می کند، پس هم مستحق پاداش هست و هم مستحق عقوبت نیست. اکنون سوال این است که در مساله عدل الهی آیا پاداش معصوم و غیر معصوم مساوی است در حالی که معصوم بدون مشقت تکالیف را انجام می دهد و غیر معصوم با مشقت تکالیف را انجام داده است؟

نقد و بررسی

در این باره سه نکته بیان می شود:

1. پیش فرض این سوال این است که فرد معصوم احساس سختی و مشقت در انجام تکالیف ندارد و این درست نیست، زیرا انسان معصوم و غیر معصوم از جهت بدنی تفاوتی نمی کند و معصوم نیز از انجام تکالیف سخت، آزار می بیند. مثلا اگر گرسنگی روزه برای دیگران مشقت دارد برای معصوم هم مشقت دارد.

2. فرد معصوم به خاطر معرفت و عشق و دلدادگی که به خداوند دارد، بیشتر خود را به زحمت می اندازد. و بر اساس آیه «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‌. وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‌»[3] ، انسان به میزان سعی و تلاشی که انجام می دهد، در قیامت پاداش می بیند، و چون تلاش معصوم از غیر معصوم بیشتر است، پس پاداش بیشتری هم دریافت می کند.

3. از نظر روحی، برخی آلام، جسمی و برخی روحی است، مثلا در یک خانواده، اعضای آن با هم تلاش می کنند، اما پدر علاوه بر تلاش، غصه دیگران را هم می خورد. معصوم پدر امت است و آلام روحی فراوانی را تحمل می کند، و به همین خاطر اجر بیشتری نسبت به دیگران دریافت می کند.

در مساله عدل در تکوین، تفاوت هست اما تبعیض نیست. برای تبیین مساله در آنجا بهتر است بر اساس برهان لمی مساله را حل کنیم، زیرا تفاصیل آن برای ما مشخص نیست. این همانند بحث غیبت امام عصر (عج) است که وقتی از ائمه اطهار (ع) سوال شد که حکمت این غیبت چیست، امام (ع) فرمودند: این مساله معلوم نمی شود مگر بعد از ظهور ایشان، همان طور که قضیه حضرت یوسف (ع) معلوم نبود مگر بعد از اینکه عزیز مصر شد. آنگاه قضیه برای همگان روشن شد. در بحث ما نیز وقتی معتقد شدیم که خداوند حکیم است، قطعا کار او نیز حکیمانه خواهد بود اعم از اینکه وجه آن را بفهمیم یا نفهمیم.

 

استحقاق عقاب نسبت به معصوم و غیر معصوم

سوال: در بحث عقاب این سوال هست که فرد معصوم چون دارای عصمت است، مطمئن است که ترک تکلیف نمی کند و قطعا استحقاق عقوبت ندارد، اما فرد غیر معصوم زمینه ارتکاب گناه برای او هست و می تواند استحقاق عقوبت پیدا کند. در این صورت آیا عقوبت غیر معصوم با عدل سازگاری دارد؟

نقد و بررسی

در پاسخ باید بگوییم اینکه معصوم استحقاق عقوبت ندارد، به تفاوتی است که در تکوین برای او مشخص شده است. در مقابل فرد غیر معصوم در اثر ارتکاب گناه استحقاق عقوبت پیدا می کند، اما ممکن است توبه کند و یا مشمول شفاعت قرار گیرد. اگر هم این گناه در نامه اعمال او پاک نشود و گرفتار عقوبت شد، ظلمی در حق او نشده است. به عنوان مثال دانش آموزی را در نظر بگیرد که به لحاظ ژنتیکی دارای حافظه قوی است و مانند بقیه یا کمتر زحمت می کشد، اما همیشه نمره بالا می آورد. آیا اگر معلم به او نمره بیست دهد به دیگران ظلم کرده است؟ خیر. او مطابق عملش پاداش گرفته است. کسی که هم گناه می کند و ملامت می شود، به جهت استحقاقی است که خود کسب کرده است بنابراین ظلمی صورت نگرفته است.

در قیامت و بهشت هر کسی به مقام خودش راضی است، غبطه می خورند اما رنجشی ندارد و خودش را ملامت نمی کند. این مانند کسی که در دنیا خدمت به امام حسین (ع) می کند، او خود را پادشاه جهان می داند.

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] الاحتجاج، طبرسی، ج2، ص458.
[2] الدلاله الی من له الولایه، آیت الله حاج علی صافی گلپایگانی، ص64.
logo