« فهرست دروس
درس کلام استاد علی ربانی‌گلپایگانی

1404/07/21

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به سوالات و شبهات

 

موضوع: پاسخ به سوالات و شبهات

عصمت و سوالات مربوط به آن

تا اینجا درباره عصمت چند سوال بیان و پاسخ داده شد که از این قرار است:

1. سوال اول این بود که «آیا عصمت امری موهبتی است یا اکتسابی؟»

پاسخ این بود که عصمت امری موهبتی است.

2. سوال دوم این بود که «آیا عصمت فضیلتی برای معصوم به شمار می رود؟»

پاسخ داده شد که عصمت فضیلت به شمار می رود و وجه آن این بود که اراده الهی حکیمانه است و از روی گزاف به چیزی تعلق نمی گیرد. این برهانی است هر چند ما نتوانیم به وجه آن شناخت پیدا کنیم.

3. سوال سوم این بود که «آیا عصمت با اختیار سازگاری دارد یا نه؟».

پاسخ این بود که عصمت باعث خدشه دار شدن اختیار نمی شود، زیرا منشا عصمت، اگر علم خاص باشد (بنابر قولی)، علم از مبادی فعل اختیاری است. اگر منشا آن اراده قوی باشد (بنابر قولی)، اراده هم از مبادی فعل اختیاری است. اگر هم منشا عصمت هر دو باشد (بنابر قولی) باز منافاتی با اختیار ندارد. عصمت، حقیقت انسان را دگرگون نمی کند منتها شخص معصوم علم یا قدرت ویژه ای دارد که مانع از ارتکاب گناه است. برای معصوم قدرت بر گناه هست و اما داعی بر آن شکل نمی گیرد.

 

عصمت و الگو پذیری معصومین

سوال چهارمی که درباره عصمت مطرح می شود این است که «آیا فرد معصوم می تواند اسوه و الگو برای غیر معصومین باشد یا نه؟». برخی گفته اند به جای اینکه بگوییم ائمه اطهار (ع) علم لدنی داشتند و پیشوای معصوم بودند، باید بگوییم آنان عالمان سرآمد بودند. یکی از وجوهی که آنان برای این سخن گفته اند این است که اسوه بودن با عصمت سازگاری ندارد، زیرا با آمدن عصمت دیگر الگوگیری از بین می رود. این شبهه توسط آقای کدیور و دیگران مطرح شده است.[1]

پاسخ

چند نکته در پاسخ بیان می شود:

1. اگر کسی درباره امامان این اشکال را بکند، در باره پیامبر (ص) هم وارد است و حال آنکه ایشان بالاجماع معصوم بودند و قرآن نیز به صراحت ایشان را اسوه دانسته است: « لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‌ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»[2] .

2. مراد از اسوه بودن معصومین چیست؟ اگر مراد این است که فرد غیر معصوم از معصوم تبعیت کرده و به مقام او برسد، در این صورت اشکال بیان شده وارد است، اما اگر مراد از اسوه بودن، فراگیری راه و رسم درست زندگی از معصومین باشد، دیگر اشکالی وارد نیست. معنای این الگو گیری آن است که آنان شاخص زندگی هستند تا فرد مطمئن باشد که حرفی که می زند و عملی که انجام می دهد، صد در صد صحیح است زیرا مطابق با اسوه و سرمشق کامل است.

 

نکته ای درباره رابطه عصمت و اختیار

همان طور که گفته شد عصمت با اختیار منافاتی ندارد، زیرا منشا آن علم و اراده قوی است. این علم و اراده باعث می شود که در فرد داعی برای انجام عمل شکل نگیرد. این مانند آن است که یک مادر معمولی توانایی این که بچه خود را بکشد دارد اما یک مادر سالم و عاقل در شرایط عادی هرگز چنین کاری انجام نمی دهد، زیرا داعی برای او ایجاد نمی شود. یا همان طور که در روایات هم آمده است اگر ظرفی از نجاست در مقابل انسان باشد، با اینکه توانایی مصرف آن را دارد اما هیچ وقت داعی بر این کار در او شکل نمی گیرد. یا فرد عاقل و سالم، سوزن در چشم خود فرو نمی برد، زیرا داعی این کار در او ایجاد نمی شود. آری اگر حالت روانی پیدا کند و از سلامت عادی خارج شود ممکن است چنین کاری بکند اما دیگر از حالت عاقلانه خارج شده است.

همین مساله در مورد خدای متعال نیز صادق است. خداوند هر چند قادر بر ظلم به بندگان است، اما فعل ظلم از او هرگز صادر نمی شود.

بنابراین مراد از اسوه بودن معصوم این نیست که افراد عادی در این الگو گیری به درجه عصمت برسند، بلکه مقصود این است که راه سیر و سلوک را صد درصد بدانند، و معصوم را شاخص در زندگی قرار داده و به سمت او جهت حرکت کنند امیرالمؤمنین (ع) در روایتی فرمودند: «الا وَ انَّ لِكُلِّ مَأْمومٍ اماماً يَقْتَدى بِهِ وَ يَسْتَضى‌ءُ بِنورِ عِلْمِهِ ... الا وَ انَّكُمْ لا تَقْدِرونَ عَلى ذلِكَ وَ لكِنْ اعينونى بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ»[3] : هر مامومی امامی دارد که به او اقتدا می کند و از نور او بهره می برد. بعد فرمود شما نمی توانید مثل من شوید و انتظار هم نیست که مثل او باشد، اما عفیف بودن و روش سداد را می توانید انتخاب کنید.

در روایت دیگری پیامبر اکرم (ص) فرمود: «تخلقوا باخلاق الله». معنای این روایت این است که نه تنها معصوم، اسوه و الگو برای مردم است، خداوند هم برای مردم الگو است. قرآن در سوره قصص می فرماید: « وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ»[4] یعنی همان طوری که خدا به تو احسان کرده است تو هم به دیگران احسان کن.

 

عدل الهی در مساله تفاوت ها

عدل الهی سه حوزه دارد: تکوین، تشریع و عدل در جزا. نظام تکوین بر مبنای عدل وضع شده است. اثبات این مطلب به روش انی ممکن است، زیرا درک همه جزئیات برای ما ممکن نیست. عدل به معنای قرار گرفتن هر چیزی در جای خویش است. می گوییم تفاوت هایی که در عالم می بینیم، قطعا در جای خودش و حکیمانه است، اما ما نمی توانیم به تفاصیل آن ها علم پیدا کنیم. در اینجا از روش لمی استفاده می کنیم.

این همان شعر زیبای حاجی سبزواری است که فرمود: «و الکل من نظامه الکیانی ی*** ینشا من نظامه الربانی». عالم تکوین از نظام ربوبی یا همان نظام علمی الهی ناشی شده است، یعنی همان طور که یک مهندس ابتدا نقشه کشیده و بعد پیاده می کند، خدای متعال هم (بلاتشبیه) طرح عالم را ریخته و بعد اجرا می کند. روشن است که در علم الهی سر سوزنی نقص وجود ندارد، زیرا هر آنچه ممکن به امکان عام است خداوند دارد. او واجب الوجوب من جمیع الجهات است. پس نقشه عالم، کامل است. این نقشه هم به صورت کامل پیاده شده است، زیرا خدای متعال قادر مطلق است و مانعی هم در برابر قدرت او وجود ندارد.

 

عصمت و پاداش و کیفر

سوال پنجمی که درباره عصمت مطرح است مساله پاداش و کیفر است که عدل جزایی است. «آیا معصوم بودن عده ای و معصوم نبودن دیگران، در مساله پاداش و کیفر، بر خلاف عدالت نمی شود؟». توضیح این سوال این است که که فرد معصوم اولا: از نظر پاداش پیمانه پر تری دارد و این دستاورد عصمتی است که خداوند به او داده است. به عبارت دیگر او پاداشی در دریافت می کند که محصول امر خدادادی است. ثانیا در مساله کیفر هم فرد معصوم هیچ عقوبتی ندارد، زیرا خطایی ندارد. اما فرد غیر معصوم به خاطر گناهی که می کند مستحق عقوبت می شود.

پاسخ

1. پاداش الهی بر اساس عصمت نیست، بلکه بر اساس عمل است. « وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‌»[5] . آیا عمل به تکالیف از سوی معصوم، مشقت کمتری نسبت به غیر معصومین دارد؟ مثلا سختی روزه در هوای گرم، برای معصوم کمتر و برای دیگران بیشتر است؟ خیر. بدن معصوم با بدن سایر انسان ها فرقی نمی کند و همان رنجی که غیر معصومین از سختی ها و تکالیف می برند، معصوم هم می برد. علاوه بر اینکه معصوم یک تکالیف بیشتری هم برای او واجب شده است.

2. نکته دیگر اینکه معصومین (ع) خودشان را وارد بر میدان های سخت می کنند و از «افضل الاعمال احمزها» بهره می گیرند.

3. علاوه بر اینکه معصومین به لحاظ روحی، غصه مردم را هم می خورند. در یک خانواده این پدر است که غصه همه چیز را می خورد، اما بقیه اهل خانواده چنین غصه هایی نمی خوردند. معصوم (ع) نیز پدر امت است و غصه همه را می خورد و این غصه ها برای او ثواب دارد.

ادامه بحث انشاء الله در جلسه آینده بیان می شود.


[1] ر.ک: امامت در بینش اسلامی، حضرت آیت الله ربانی گلپایگانی.
[3] نهج البلاغه، نامه 45.
logo