« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید مهدی نقیبی

1404/10/09

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع امر و نهی در شیء واحد / نهی تنزیهی و تحلیل صاحب کفایه / کراهت و اذن در فعل نزد بروجردی / ارشادی بودن نهی و امکان اجتماع

 

موضوع: اجتماع امر و نهی در شیء واحد / نهی تنزیهی و تحلیل صاحب کفایه / کراهت و اذن در فعل نزد بروجردی / ارشادی بودن نهی و امکان اجتماع

قسم دوم: نهی تنزیهی و تحلیل کفایه

در قسم دوم، که نهی، نهی تنزیهی و کراهتی بود، مانند نهی از نماز در حمام، مرحوم صاحب کفایه نیز قائل نشد که امر و نهی با یکدیگر جمع شده باشند. توجیهی که ایشان ارائه می‌کند این است که نهی در این‌گونه موارد ارشادی است؛ بدین معنا که به مکلف می‌گوید: «نمازت را در غیر حمام به‌جا آور»، زیرا آن مصلحت و قصدی که در نمازِ خارج از حمام وجود دارد، در نمازِ داخل حمام موجود نیست.

نتیجه آن است که ثواب نمازِ خوانده‌شده در حمام کمتر از ثواب نماز در خانه یا مکان مناسب دیگر است.

مرحوم آیت‌الله بروجردی رضوان‌الله تعالی علیه، از قائلان به جواز اجتماع امر و نهی است و می‌فرماید اجتماع این دو اشکالی ندارد. در این فصل نیز، که نهی به‌صورت کراهتی تعلّق گرفته، می‌فرماید: خود مولا هنگامی که نهی به نحو کراهت می‌کند، در همان حال، اذن در انجام فعل می‌دهد.

در نتیجه، آن فعل از یک جهت مأذونٌ‌فیه است و از جهت دیگر، واجب نیز می‌شود، و به این بیان، اجتماع امر و نهی در محل بحث پذیرفته می‌شود.

 

تفکیک امر مولوی و نهی ارشادی

مبنای سخن صاحب کفایه در اینجا آن است که نهی، ارشادی است. ما در بحث اجتماع امر و نهی، به دنبال بررسی امر و نهی مولوی هستیم، نه اینکه امر مولوی با نهی ارشادی جمع شود. فرق میان امر مولوی و امر ارشادی، و نیز نهی مولوی و نهی ارشادی، در ادامه بحث روشن‌تر خواهد شد.

سخن در قسم دوم در اینجا تمام می‌شود و وارد قسم سوم می‌شویم.

 

قسم سوم: عبادات منهی‌عنه و اقسام آن

مرحوم صاحب کفایه عباداتی را که مورد نهی واقع شده‌اند، به سه قسم تقسیم می‌کند:

    1. عباداتی که مندوحه ندارند؛ مانند روزه روز عاشورا.

    2. عباداتی که مندوحه دارند مانند نماز در حمام.

    3. عباداتی مانند نماز در موضع تهمت.

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که چگونه گفته می‌شود اجتماع امر و نهی ممکن نیست، در حالی که در نماز در موضع تهمت، ظاهراً هر دو با هم جمع شده‌اند؟

موضع تهمت مکانی است که اراذل و اوباش در آن رفت‌وآمد دارند و اگر شخصی در آنجا دیده شود، موجب لطمه به آبروی او می‌گردد. در روایات آمده است که اگر انسان خود را در معرض تهمت قرار دهد، و سپس متهم شود، نباید جز خود را ملامت کند.

حال اگر شخصی در چنین مکانی نماز بخواند، آیا اجتماع امر به نماز و نهی از بودن در موضع تهمت در شیء واحد تحقق یافته است یا خیر؟

 

تحلیل تلازم و عنوان منطبق

اگر نهی به «بودن در موضع تهمت» تعلّق گرفته باشد و این بودن را لازمه نماز بدانیم، در این صورت، متعلق نهی، خود نماز نیست، بلکه امری خارج از متعلق تکلیف است. افعال متعلق تکلیف، رکوع و سجود و قرائت‌اند، نه صرف بودن در یک مکان.

در این فرض، امر به نماز و نهی از بودن در موضع تهمت، اجتماع در شیء واحد ندارند. اما اگر گفتیم «بودن در موضع تهمت» عنوانی است که بر همین فعل خارجی، یعنی نماز، منطبق می‌شود، در این صورت، یک فعل خارجی دارای دو عنوان خواهد بود:
عنوان صلات و عنوان بودن در موضع تهمت.

در این فرض، اجتماع امر و نهی تحقق پیدا می‌کند و باید پاسخ آن داده شود.

 

پاسخ کفایه: نهی ارشادی

مرحوم صاحب کفایه در اینجا می‌فرماید: نهی، ارشادی است.
نهی ارشادی دو گونه تصور می‌شود:

    1. ارشادی حقیقی

    2. ارشادی بالعرض (بالمجاز)

اگر نهی به خود فعل تعلّق گرفته باشد، ارشادی حقیقی است؛ و اگر نهی در واقع متوجه لازمه فعل باشد، ولی به خود فعل اسناد داده شده باشد، ارشادی بالعرض خواهد بود.

در نماز در موضع تهمت، مولا در حقیقت مکلف را ارشاد می‌کند که این نماز، فضیلتی را که نماز در مکان مناسب دارد، ندارد و ثواب آن کمتر است؛ همان‌گونه که نماز در مسجدالحرام بیشترین ثواب را دارد و نماز در مکان‌های نامناسب، ثواب کمتری.

 

فرق امر مولوی و ارشادی

امر مولوی، امری تأسیسی است؛ یعنی پیش از آن الزام وجود نداشته و شارع آن را ایجاد می‌کند.
اما امر یا نهی ارشادی، تأسیسی نیست، بلکه راهنمایی به حکم عقل یا بیان وجود مانع است؛ مثلاً بیان می‌کند که این فعل مانع از کمال یا صحت است.

در محل بحث، اگر نهی را ارشادی بدانیم، معنایش این است که نماز در موضع تهمت، آن کمال و خاصیت نماز در غیر موضع تهمت را ندارد.

 

نقش امر و نهی ارشادی در محل بحث

در محل بحث امر و نهی، اگر یکی از آن‌ها مولوی باشد ـ مانند امر به صلات ـ و دیگری را ارشادی فرض کنیم، این نهی ارشادی جنبه تأسیسی ندارد. نهی ارشادی در مواردی، اشاره به وجود مانع می‌کند؛ به‌ویژه اگر نهی، تحریمی باشد، به این معناست که در این‌جا مانعی از صحت وجود دارد.

در مثال‌هایی مانند بودن در دار غصبی یا بودن در موضع تهمت، اگر نهی را ارشادی بگیریم، معنایش این است که خواندن نماز در این مکان، آن کمال و خاصیتی را که نماز در خارج از موضع تهمت دارد، ندارد. این فعل گرفتار نوعی نقصان است که در غیر این مکان وجود ندارد. این، معنای ارشاد است.

 

امکان اجتماع امر مولوی و نهی ارشادی

با توجه به این تحلیل، اگر نتیجه بگیریم که امر مولوی و نهی ارشادی باشند، اجتماع آن‌ها ممکن است و با یکدیگر تعارض ندارند. در چنین حالتی، اگر دو امر به یک فعل تعلق بگیرد و یکی از آن‌ها ارشادی باشد، آن امر دوم جنبه تأکید خواهد داشت، نه تأسی

تأکید به این معنا نیست که الزام جدیدی تأسیس شده باشد، بلکه همان الزام سابق، موکد شده است.

 

مثال تأکید در تکالیف

مثالی که برای این معنا ذکر می‌شود آن است که شخصی موظف به خواندن نماز صبح است. سپس فرزندش بیمار می‌شود و نذر می‌کند که اگر فرزندش شفا پیدا کند، تا چهل روز نماز صبحش ترک نشود. در این‌جا، نماز صبح از دو حیث واجب شده است:
یکی به جهت وجوب ذاتی نماز، و دیگری به جهت وجوب وفای به نذر.

این دو وجوب با هم جمع شده‌اند، اما توضیحش این است که وجوب دوم، تأکید وجوب اول است، نه تأسیس وجوب جدید.

در مسائل عرفی نیز چنین تأکیدهایی رایج است؛ مثلاً مولا می‌گوید: «نان بخر»، سپس دوباره می‌گوید: «حتماً نان بخر». این‌ها تأکیدند، نه ایجاد الزام جدید.

 

ناسازگاری واداشتن و منع کردن در فعلیت

نهایت سخن در مواردی که به عنوان اجتماع امر و نهی در خارج مطرح می‌شود، این است که واداشتن به فعل و منع کردن از همان فعل، در مقام فعلیت با یکدیگر ناسازگارند. این‌که مولا مکلف را وادار کند به انجام فعلی و در همان حال از همان فعل منع نماید، قابل جمع نیست.

اگر هر دو الزام‌آور باشند، یکی وجوب و دیگری حرمت، تضاد روشن است.
حتی اگر یکی الزام‌آور باشد و دیگری تنزیهی، باز بحث مطرح می‌شود.

 

جایگاه استحباب و کراهت

معنای استحباب این است که «بهتر است انجام دهی»، همراه با اذن در ترک. این معنا با الزام ناسازگار است. همان‌گونه که احکام خمسه در مقام فعلیت، هر یک حقیقت خاص خود را دارند و قابل جمع با ضد خود نیستند؛ نمی‌توان گفت «باید انجام بده» و هم‌زمان گفت «مباح است»، زیرا مباح یعنی می‌توانی انجام بدهی یا ترک کنی، و این با الزام جمع نمی‌شود.

 

دیدگاه نائینی و دیگر بزرگان

فرمایش مرحوم نائینی ـ که پیش‌تر نقل شد ـ و نیز فرمایش برخی دیگر از بزرگان این بود که وجوب و کراهت با یکدیگر سازگارند. یک فعل می‌تواند در عین وجوب، مکروه باشد؛ زیرا خود مولا تصریح کرده است که فعل مکروه را می‌توان انجام داد.

بر همین اساس، بسیاری از بزرگان قائل به امکان اجتماع شده‌اند.

در مقابل، مرحوم محقق خراسانی برای عدم جواز اجتماع، در کتاب کفایه شاخ‌وبرگ‌های متعددی ذکر کرده است که ان‌شاءالله در جلسات آینده به آن‌ها پرداخته خواهد شد.

 

جمع‌بندی

    1. در نهی‌های تنزیهی و کراهتی، نهی غالباً ارشادی است.

    2. نماز در موضع تهمت، از باب ارشاد به نقصان ثواب نهی شده است، نه از باب تحریم.

    3. اجتماع امر مولوی و نهی ارشادی ممکن است.

    4. نزاع اصلی در اجتماع امر و نهی، مربوط به امر و نهی مولوی است.

    5. مرحوم صاحب کفایه قائل به امتناع اجتماع، و برخی دیگر از بزرگان قائل به جواز آن هستند.

    6. امر مولوی، امری تأسیسی است؛ اما امر ارشادی، تنها راهنمایی به حکم عقل است.

    7. نهی ارشادی دلالت بر وجود مانع یا نقصان در فعل دارد، نه ایجاد حرمت جدید.

    8. اجتماع امر مولوی و نهی ارشادی ممکن است و تعارضی ایجاد نمی‌کند.

    9. در این موارد، امر دوم غالباً نقش تأکید دارد، نه تأسیس.

    10. تضاد واقعی در جایی است که امر و نهی هر دو مولوی و در مقام فعلیت باشند.

    11. مرحوم نائینی و برخی بزرگان، اجتماع وجوب و کراهت را ممکن می‌دانند، در حالی که صاحب کفایه قائل به امتناع اجتماع است.

والحمدلله ربّ العالمین.

 

logo