1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
اجتماع امر و نهی در شیء واحد / امکان اجتماع از راه وقوع خارجی / پاسخ تفصیلی صاحب کفایه / تحلیل نهی کراهتی و ارشادی
موضوع: اجتماع امر و نهی در شیء واحد / امکان اجتماع از راه وقوع خارجی / پاسخ تفصیلی صاحب کفایه / تحلیل نهی کراهتی و ارشادی
طرح کلی بحث
مطلب مورد بحث، پیرامون حکم جواز اجتماع امر و نهی در شیء واحدِ ذو عنوانین است. قائلین به جواز اجتماع، استدلال کردهاند که عباداتی در خارج وجود دارد که هم واجباند و هم مکروه؛ با این حساب، اجتماع امر و نهی در خارج واقع شده است.
همانطور که قبلاً عرض شد، وقوع شیء در خارج، بهترین دلیل بر امکان آن است.
ما در خارج میبینیم که برخی عبادات، در عین حال که واجباند، مکروه نیز هستند، یا عبادتی واجب است و در عین حال مستحب هم هست. این اجتماع در فعل واحد، بر اساس همان مبنای ابتدایی، بهعنوان دلیل بر امکان اجتماع ذکر شده است.
پاسخ مرحوم محقق خراسانی
مرحوم محقق خراسانی به این استدلال پاسخ دادهاند؛ هم پاسخ اجمالی و هم پاسخ تفصیلی. اکنون در مقام پاسخ تفصیلی ایشان هستیم.
ایشان مواردی را که بهعنوان نقض ذکر شدهاند، از جهت تعلق نهی به عبادات، به سه قسم تقسیم میکنند.
قسم اول: عبادات بدون قید مَندوحه
قسم اول، عباداتی است که قید مَندوحه ندارند؛ مانند صوم روز عاشورا. دربارهی این قسم قبلاً بحث شد. در اینجا ترک صوم، اولی دانسته شده است؛ چون ملازم با مخالفت با عامه است، و مخالفت با عامه مصلحت دارد.
قسم دوم: عبادات دارای مَندوحه
قسم دوم، عباداتی است که در آنها مَندوحه وجود دارد؛ مانند نماز در حمام. مَندوحهی آن این است که نماز را میتوان در خارج از حمام انجام داد.
قائلین به جواز اجتماع امر و نهی میگویند: در اینجا نیز اجتماع رخ داده است؛ زیرا هم امر به «صلاة» داریم و هم نهی از «الصلاة فی الحمام». گرچه این نهی، نهی تنزیهی و کراهتی است، نه تحریمی، اما بالاخره امر و نهی در یک مورد جمع شدهاند.
تحلیل نهی کراهتی در عبادات
مرحوم محقق خراسانی در اینجا توضیح میدهند که نهی کراهتیِ متعلق به عبادت به چه معناست.
ایشان تعبیر میکنند که معنای نهی کراهتی در عبادت، اقلّالثواب است.
توضیح این معنا آن است که هر عبادتی که ثوابش نسبت به عبادت دیگر کمتر باشد، میتوان آن را مکروه نامید. مراد این نیست که آن عبادت فاقد ثواب است، بلکه ثوابش کمتر است.
برای مثال، همان نماز اگر در خانه خوانده شود، ثواب دارد؛ اگر در مسجد محل خوانده شود، ثوابش بیشتر است؛ اگر در مسجد جامع یا مسجدالحرام خوانده شود، ثوابش باز هم بیشتر است. این اختلاف، اختلاف در مراتب ثواب است، نه در اصل مطلوبیت.
پس وقتی گفته میشود نماز در حمام مکروه است، یعنی ثواب آن کمتر از نمازی است که در مکان مناسبتری خوانده میشود.
ارشادی بودن نهی در این موارد
بر این اساس، نهی در این موارد نهی مولوی نیست، بلکه نهی ارشادی است؛ یعنی ارشاد به این نکته که اگر نماز را در حمام بخوانی، ثواب کمتری خواهد داشت.
بنابراین، این نهی از سنخ نهی مولویِ مقابل امر مولوی نیست تا گفته شود امر و نهی مولوی در یک فعل جمع شدهاند.
تأیید مبنای جواز از سوی مرحوم بروجردی
مرحوم آیتالله بروجردی، که از شاگردان مرحوم محقق خراسانی هستند، میفرمایند:
این اقسام دوم و سوم، نهتنها نقضی بر جواز اجتماع نیستند، بلکه مؤیّد مبنای جواز اجتماعاند.
زیرا محل نزاع ما جایی است که امر مولوی و نهی مولوی در یک فعل واحد جمع شوند، نه جایی که نهی ارشادی یا تنزیهی باشد.
اشکال مرحوم نائینی بر فرمایش صاحب کفایه
مرحوم نائینی، رضواناللهتعالیعلیه، در اینجا بر فرمایش صاحب کفایه اشکال کرده است. حاصل اشکال ایشان این است که میان نهی کراهتی و نهی غیر کراهتی تفاوت وجود دارد.
در احکامی که نهی کراهتی در آنها مطرح نیست، مولا در ابتدا امر میکند و متعلق امر را بهنحو صرفالوجود میخواهد؛ یعنی مکلف مأمور است یک فرد از جامع را در خارج تحقق بخشد. به تعبیر دقیقتر، مکلف مأمور به جامع است که این جامع، بر افراد طولی و عرضی منطبق میشود.
افراد طولی مانند اینکه نماز را در اول وقت بخواند، یا در وقت دوم یا سوم.
افراد عرضی نیز مانند اینکه نماز را در خانه، مسجد یا حرم بهجا آورد.
در این موارد، متعلق امر، جامعِ میان تمام این افراد است و بهنحو صرفالوجود مورد طلب مولا قرار میگیرد.
نقش نهی تحریمی در کنار امر
سپس مولا در کنار این امر میفرماید:
«در لباس لهوی نماز نخوان» یا «در پوست حیوان غیر مأکولاللحم نماز نخوان»
در اینجا نهی چه نقشی ایفا میکند؟
نقش نهی در کنار امر این است که دایره شمول امر را تضییق میکند و اطلاق آن را از بین میبرد. قبلاً گفته میشد: «نماز بخوان، در هر لباسی»، اما اکنون با نهی، گفته میشود: «در این لباسها نماز نخوان»
در نهیهای تحریمی، نتیجه این میشود که یا نهی ناظر به مانعیت از صحت است (مانند نماز در پوست غیر مأکولاللحم که موجب بطلان است)، یا اینکه نهی موجب تخصیص متعلق امر میشود.
تفاوت نهی کراهتی با نهی تحریمی
اما در مورد نهی تنزیهی و کراهتی، فرمایش مرحوم نائینی این است که این نوع نهی، با امر مولا سازگار است و به شمول و سعه دایره متعلق امر لطمهای وارد نمیکند.
برای مثال، مولا میفرماید:
«نماز بخوان»، و سپس میگوید: «در حمام نماز نخوان».
این نهی، نهی کراهتی است؛ یعنی نماز خواندن در حمام مکروه است.
قبل از این نهی، متعلق امر (نماز) شامل نماز در حمام نیز میشد. بعد از صدور نهی کراهتی نیز، این شمول از بین نرفته است؛ زیرا مکلف همچنان میتواند نماز را در حمام بخواند، هرچند مکروه باشد.
بنابراین، نهی کراهتی، برخلاف نهی تحریمی، موجب تضییق دایره امر یا رفع اطلاق آن نمیشود، بلکه امر و نهی کراهتی در کنار هم جمع میشوند.
نسبت دیدگاه نائینی با دیدگاه آخوند خراسانی
بر اساس فرمایش مرحوم نائینی، نیازی نیست نهی کراهتی را ارشادی تلقی کنیم. نهی کراهتی با امر سازگار است و هیچ تعارضی میان آنها وجود ندارد.
اما بنا بر نظر مرحوم آخوند خراسانی، احکام با یکدیگر در تضادند؛ یعنی اگر مولا به چیزی امر کند، نمیتواند همزمان نسبت به همان فعل نهی داشته باشد، هرچند نهی کراهتی باشد.
مرحوم نائینی در مقابل، قائل است که امر واجب و کراهت، قابل جمعاند و تحقق آنها در کنار هم ممکن است.
اشکال سوم بر کلام نائینی
در اینجا اشکال سومی مطرح شده که در واقع نقض کلام مرحوم نائینی است. خلاصه این اشکال آن است که:
فعل عبادی که قرار است موجب تقرب به خدای متعال شود، اگر متعلق نهی باشد، حتی نهی کراهتی، چگونه میتواند مقرب باشد؟
زیرا نهی کراهتی نشان میدهد که این فعل مرجوح و ناخوشایند مولاست. فعلی که مرجوح است، چگونه میتواند وسیله تقرب به مولا قرار گیرد؟
برای تقریب ذهن، مثال زده میشود:
اگر شخصی که بوی نامطبوعی دارد، به کسی که از آن بو متنفر است نزدیک شود، این نزدیکی هرگز محبوب نخواهد بود، حتی اگر تنفر در حد حرمت نباشد. همینطور فعلی که مکروه است، گرچه مبغوضیت آن شدید نیست، اما باز هم نمیتواند موجب تقرب شود.
بر همین اساس، اشکالکننده میگوید: اگر نماز در حمام مکروه است و مرجوحیت دارد، چگونه میتواند عبادتِ مقرب به خداوند باشد؟
جمعبندی
1. مرحوم نائینی میان نهی تحریمی و نهی کراهتی تفکیک قائل است؛
2. نهی تحریمی موجب تضییق یا بطلان متعلق امر میشود، اما نهی کراهتی چنین اثری ندارد؛
3. از نظر نائینی، امر واجب و نهی کراهتی قابل جمعاند و تعارضی ندارند؛
4. اشکال مهم بر این دیدگاه آن است که فعل مکروه، به جهت مرجوحیت، چگونه میتواند مقرب به خدا باشد؛
5. استدلال به عبادات مکروه برای اثبات اجتماع امر و نهی، تمام نیست.
6. نهی کراهتی در عبادات، به معنای اقلّالثواب و غالباً ارشادی است.
7. محل نزاع، اجتماع امر و نهی مولوی است، نه ارشادی.
8. اقسام دارای مَندوحه، مؤیّد جواز اجتماعاند، نه ناقض آن.