« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید مهدی نقیبی

1404/09/25

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع امر و نهی در شیء واحد / محل بحث و امکان اجتماع / تقسیم مبادی مشتقات / تحلیل تعلیلی مرحوم نائینی

 

موضوع: اجتماع امر و نهی در شیء واحد / محل بحث و امکان اجتماع / تقسیم مبادی مشتقات / تحلیل تعلیلی مرحوم نائینی

بررسی اجتماع امر و نهی در مشتقات

در این مورد، اساساً سخنی از این‌که اجتماع عملاً در امر واحد رخ داده باشد، مطرح نیست و گویا اینجا محل بحث هم نیست؛ زیرا روشن است که چنین فرضی ممکن نیست. محل بحث جایی است که اشتباه در مبدأ صورت می‌گیرد؛ مانند بحث‌هایی نظیر طلاق که آیا در آن اجتماع رخ می‌دهد یا خیر. بنابراین، بحث از این نقطه ادامه پیدا می‌کند.

ابتدا باید بررسی شود که این اجتماع در کدام بخش از مسئله رخ می‌دهد؛ آیا اصلاً در مشتقات رخ می‌دهد یا نه. مرحوم نائینی به‌طور کلی فرموده‌اند: اگر امر مربوط به مبدأ مشتقات باشد، در آن‌جا اجتماع امر و نهی محقق می‌شود. این فرمایش ایشان به تفسیری که ارائه دادند، مورد اشکال و رد واقع شد.

 

تقسیم مبادی مشتقات

در نقد فرمایش مرحوم نائینی، گفته شد که مبادی مشتقات به دو قسم تقسیم می‌شوند:

    1. مبادی از سنخ عوارض بر ذات؛ مانند علم و قدرت که عارض بر ذات می‌شوند.

    2. مبادی از سنخ امور انتزاعی.

در قسم اول، امکان اجتماع وجود دارد؛ اما در قسم دوم، اجتماع محال است. ازاین‌رو، فرمایش مرحوم نائینی به‌صورت مطلق پذیرفته نمی‌شود، بلکه نیازمند تفصیل است.

 

اشکال به امتناع اجتماع در خود مشتقات

مرحوم نائینی در بخش دیگری از کلام خود فرموده‌اند که در مورد خود مشتقات، اجتماع امر و نهی ممکن نیست؛ زیرا ذات واحد است و متعلق امر و نهی نیز واحد خواهد بود، و تمرکز امر و نهی بر یک ذات واحد محال است.

در پاسخ به این بخش، اشکال‌کننده چنین توضیح می‌دهد: در مواردی که مشتق بر ذات حمل می‌شود، مانند «زیدٌ عالمٌ» یا «زیدٌ فاسقٌ»، سؤال این است که آیا این حمل بدون لحاظ مبدأ صورت می‌گیرد یا با لحاظ مبدأ مشتق؟

روشن است که حمل مشتق بر ذات، با ملاحظه مبدأ انجام می‌شود. «عالم» بر ذاتی حمل می‌شود که صفت علم در او وجود دارد، و «فاسق» بر ذاتی که متصف به فسق است. وقتی این مبادی در متعلق لحاظ شوند، تعدد در متعلق تحقق پیدا می‌کند. در نتیجه، متعلق امر غیر از متعلق نهی خواهد شد و اجتماع امکان‌پذیر می‌گردد.

 

تحلیل جهت تعلیلی در کلام مرحوم نائینی

نکته اصلی در فرمایش مرحوم نائینی این است که ایشان مبدأ مشتق را جهت تعلیلی قرار داده‌اند، نه جزء متعلق. مثلاً در «اکرم زیداً العالم»، علم، علت وجوب اکرام است، نه جزء متعلق امر. همچنین در «لا تُکرِم الفاسق»، فسق علت نهی است.

بر این اساس، حکم وجوب و حرمت هر دو بر ذات وارد شده‌اند و مبادی صرفاً نقش تعلیلی دارند؛ بنابراین، اجتماع امر و نهی منتفی خواهد بود.

 

پاسخ اشکال‌کننده به تحلیل تعلیلی

اشکال‌کننده در مقابل می‌گوید: مبدأ مشتق صرفاً جهت تعلیلی نیست، بلکه در مقام جعل، در متعلق دخالت دارد. امر به ذاتی تعلق گرفته که متصف به علم است، و نهی به ذاتی که متصف به فسق است. با این بیان، متعلق امر و متعلق نهی دو چیز می‌شود و در نتیجه، اجتماع قابل تصویر خواهد بود.

بر این اساس، مشتقات نیز داخل در محل بحث اجتماع امر و نهی خواهند بود، نه خارج از آن.

 

نقش عرف در تشخیص اجتماع

در نهایت، گفته می‌شود که باید این مسئله را به فهم عرف واگذار کرد. عرف وقتی می‌شنود: «اکرم العالم» و «لا تُکرم الفاسق»، و در خارج با شخصی مواجه می‌شود که هم عالم است و هم فاسق، آیا می‌فهمد که امر و نهی در یک فعل جمع شده‌اند یا خیر؟

ظاهر این است که عرف چنین تحلیلات دقیقی را انجام نمی‌دهد و این تفکیک‌های تحلیلی، ساخته ذهن اصولی است. عرف تنها یک فعل خارجی می‌بیند که از شخصی با دو صفت صادر شده است.

 

جمع‌بندی

    1. محل بحث اجتماع امر و نهی، جایی است که اشتباه در مبدأ مشتق رخ می‌دهد.

    2. مبادی مشتقات یا از سنخ عوارض بر ذات هستند یا از امور انتزاعی؛ و این تفصیل در امکان اجتماع نقش اساسی دارد.

    3. مرحوم نائینی مبدأ مشتق را جهت تعلیلی می‌دانند و ازاین‌رو، اجتماع را ممتنع می‌شمارند.

    4. اشکال‌کننده مبدأ را داخل در متعلق می‌داند و با این تحلیل، تعدد متعلق و امکان اجتماع را اثبات می‌کند.

    5. در نهایت، داوری نهایی به فهم عرفی واگذار می‌شود، نه صرف تحلیل‌های دقیق عقلی.

 

logo