1404/09/23
بسم الله الرحمن الرحیم
اجتماع امر و نهی در شیء واحد / فرمایش مرحوم نائینی / نقد فراز اول و نقد فراز دوم و تقسیم مبادی مشتقات / تطبیق بر نماز در دار غصبی
موضوع: اجتماع امر و نهی در شیء واحد / فرمایش مرحوم نائینی / نقد فراز اول و نقد فراز دوم و تقسیم مبادی مشتقات / تطبیق بر نماز در دار غصبی
بررسی فرمایش مرحوم نائینی در مسئله اجتماع امر و نهی
مطلب مورد بحث، پیرامون فرمایش مرحوم محقق نائینی، رضوانالله تعالی علیه، است. ایشان تصریح میفرماید که مسئله اجتماع امر و نهی در شیء واحد عنوانی ـ که محل بحث ماست ـ اگر مربوط به خود مشتقات باشد، اتحاد از حیث وجود تحقق دارد و اجتماع مستحیل است؛ اما اگر این بحث مربوط به مبادی مشتقات شود، آنگاه اجتماع امر و نهی محل بحث قرار میگیرد و این پرسش مطرح میشود که آیا اجتماع جایز است یا جایز نیست. در این فرض، متعلق امر و متعلق نهی متفاوت میشود و به همین جهت، امکان قول به جواز نیز مطرح میگردد.
نقد کلی بر کلام مرحوم نائینی
به فرمایش مرحوم نائینی، هم در فراز اول و هم در فراز دوم، اشکال شده است.
اشکال به فراز اول
ایشان فرمودند اگر مورد بحث مربوط به خود مشتقات باشد ـ مانند «عالم» و «فاسق» که مشتقات اصولیاند ـ این موارد از محل بحث خارجاند؛ زیرا اتحاد در وجود دارند و در چنین جایی ناچار باید قائل به امتناع اجتماع شد.
به این بخش از کلام ایشان اشکال شده است؛ زیرا همین مشتقات نیز میتوانند داخل در محل بحث باشند. توضیح آنکه در مباحث آینده، وارد کلام صاحب کفایه خواهیم شد و خواهیم دید که ایشان تصریح دارد مسئله اجتماع امر و نهی از مصادیق مشتقات اصولی نیز هست. چگونه مرحوم نائینی این موارد را از محل بحث خارج میداند، در حالی که برخی، مثالهایی مانند «اکرم العالم و لا تُکرم الفاسق» را محل بحث دانستهاند و آن را مرتبط با مسئله اجتماع امر و نهی شمردهاند؟
بنابراین، این ادعا که مشتقات اصولی مطلقاً از محل بحث خارجاند، مورد پذیرش قرار نگرفته است.
فراز دوم کلام نائینی و اشکال وارد بر آن
مرحوم نائینی در فراز دوم فرمودند که محل بحث اجتماع امر و نهی مربوط به مبادی مشتقات است و در آنجا بررسی میکنیم که آیا اجتماع جایز است یا نه.
به این سخن نیز اشکال شده و گفتهاند: این ادعا به صورت مطلق صحیح نیست. توضیح آنکه مبادی مشتقات به یک اعتبار، دو قسماند:
۱. مبادی مشتقات از سنخ عوارض بر ذات
برخی مبادی مشتقات، از سنخ عوارض حقیقی بر ذات هستند؛ مانند علم که عارض بر ذات زید میشود، یا فسق که از عوارض ذات به شمار میآید. در این موارد، تغایر میان متعلق امر و متعلق نهی وجود دارد. در اینجا میتوان بحث کرد که آیا اجتماع امر و نهی جایز است یا نه؛ زیرا دو متعلق متفاوت در کار است.
مبادی مشتقات از سنخ امور انتزاعی
اما برخی مبادی مشتقات، از سنخ امور انتزاعی هستند، نه از سنخ عوارض حقیقی. در این موارد، متعلق امر و نهی واحد است و اگر متعلق واحد شد، دیگر جایی برای اجتماع امر و نهی باقی نمیماند و باید قائل به امتناع شد.
بنابراین، به مرحوم نائینی گفته میشود که فرمایش شما به نحو مطلق صحیح نیست؛ زیرا در مواردی که مبادی مشتقات از سنخ امور انتزاعیاند، نقطه تلاقی امر و نهی از حیث وجود، واحد است و اجتماع ممتنع خواهد بود؛ نظیر همان حالتی که خود شما در باب مشتقات اصولی مطرح کردید.
تطبیق بحث بر نماز در دار غصبی
برای روشن شدن مطلب، وارد تطبیق بحث بر اجزای نماز میشویم.
نیت
نیت، امری انتزاعی و از امور ذهنی است؛ التفات قلبی به اینکه شخص در حال انجام عبادت است، قربتاً إلیالله. این امر قلبی، تصرف در ملک غیر محسوب نمیشود و نقطه تلاقی با غصب ندارد.
تکبیر و قرائت
در تکبیر و قرائت نیز، عرف تصرف در ملک غیر را صادق نمیداند. اینکه گفته شود ایجاد صوت و تموّج هوا تصرف در ملک غیر است، از نظر عرف پذیرفته نیست. عرف نمیپذیرد که خواندن «اللهاکبر» یا قرائت حمد، به عنوان غصب محسوب شود.
تشهد
تشهد نیز چنین است. تشهد یک ذکر خاص و حالت خاص است که مأمورٌبه میباشد، اما نفس تشهد، تصرف در ملک غیر محسوب نمیشود.
رکوع
در رکوع نیز، حقیقت رکوع همان حالت انحنای خاص است. اگر فرض شود شخص بتواند این انحنا را بدون اتکای به زمین انجام دهد، باز هم وحدت وجودی با غصب تحقق پیدا نمیکند.
سجده: نقطه تلاقی
اما در سجده، نقطه تلاقی روشن میشود. حقیقت سجده، گذاشتن پیشانی بر زمین است. اگر زمین، ملک غیر باشد، همین فعل خارجی واحد، هم مأمورٌبه (سجده) است و هم منشأ انتزاع عنوان غصب. در اینجا، وجود واحد است و ترکیب، اتحادی است نه انضمامی. در چنین فرضی، اجتماع امر و نهی ممتنع خواهد بود.
البته در مورد شخص عاجز از سجده، که به اشاره اکتفا میکند، این نقطه تلاقی تحقق پیدا نمیکند؛ زیرا اشاره، تصرف در ملک غیر نیست.
جمعبندی
1. مرحوم نائینی مشتقات اصولی را از محل بحث اجتماع امر و نهی خارج دانست؛ این سخن مورد اشکال قرار گرفت.
2. ایشان محل بحث را مبادی مشتقات دانست؛ این سخن نیز بهصورت مطلق پذیرفته نشد.
3. مبادی مشتقات دو قسماند:
4. عوارض حقیقی بر ذات، که در آنها امکان بحث از اجتماع وجود دارد؛
5. امور انتزاعی، که در آنها وحدت وجودی برقرار است و اجتماع ممتنع میشود.
6. در تطبیق بر نماز در دار غصبی، تنها در سجده وحدت وجودی میان مأمورٌبه و منهیٌعنه تحقق پیدا میکند.
ادامه بحث، إنشاءالله، به جلسه آینده موکول میشود.