1403/11/02
بسم الله الرحمن الرحیم
مکاسب محرمه /مساله اعانت بر اثم/بررسی ادله حرمت اعانت/دلیل کتاب
موضوع: مکاسب محرمه /مساله اعانت بر اثم/بررسی ادله حرمت اعانت/دلیل کتاب
بررسی شرط قصد در صدق اعانت بر اثم
در بحث از صدق اعانت بر اثم، مطرح میشود که آیا لازم است تا شخص غیر که به گناه کمک میکند (زید)، قصد ارتکاب اثم را داشته باشد یا خیر.
بررسی مثال
فرض: زید که به عمر در ارتکاب گناه کمک میکند. چه زمانی عمل زید به عنوان اعانت بر اثم صدق میکند؟
گفته شده است که برای صدق اعانت بر فعل زید، لازم است که عمر قصد ارتکاب اثم را داشته باشد. بنابراین:
⁃ اگر عمر قصد تخمیر و ساخت خمر را داشته باشد و این قصد را هم ابراز کند، در اینجا کار زید به عنوان اعانت بر اثم شمرده میشود.
⁃ اما اگر عمر قصد تخمیر نداشته باشد، عمل زید به عنوان اعانت بر اثم محسوب نمیشود، زیرا در واقع اثمی در میان نیست و عمر در آن زمان قصد گناهی ندارد.
فرض دیگری
توضیح با مثال: فرض کنید که شما میدانید اگر انگور نزد عمر قرار بگیرد، در نهایت با آن خمر درست میکند. اما حالا عمر قصد این کار را ندارد و سابقهاش هم این نبوده که با انگور خمر درست کند. اگر شما انگور را به او بدهید و بعد از آن، او تصمیم بگیرد که با آن خمر درست کند، در اینجا:
- طبق قول کسانی که میگویند علم به قصد غیر بر اثم شرط است، در این حالت شما به عمر کمک نکردهاید که وی را به انجام اثم تشویق کنید، زیرا در لحظه عمل شما برای کمک به او قصد ارتکاب گناه وجود نداشته است.
نتیجهگیری این است که در شرایطی که غیر (عمر) قصد اثم را نداشته باشد، عمل شما (زید) اعانت بر اثم به حساب نمیآید و هیچ حرامی از سوی شما سر نزده است. لذا، شرط لازم برای صدق اعانت این است که عمل مورد کمک، خود حاوی اثم باشد و شخصی که به آن عمل کمک میکند، به این موضوع آگاه باشد.
ورابعة: في أنّه هل يعتبر علم المعين أو ظنّه بترتّب الإثم على ما يوجده؟
وخامسة: في أنّه هل يعتبر العلم بتوقّف الإثم على خصوص هذه المقدّمة أو لا؟
مبحث چهارم: آیا علم یا ظن شخص معین به وقوع گناه معتبر است؟
نظر استاد: علم یا ظن ایشان دخالت ندارد. مقدمهای از مقدمات فعل غیر که انجام شد و پس از اینکه این مقدمه انجام شد، ذی المقدمه (اثم) در خارج تحقق یافت، این نفر اول معین بر اثم شمرده میشود. دانستن و ندانستن در حکم قضیه تأثیر دارد، اما در صغرای مطلب که کار تو اعانت بر اثم شمرده میشود، نقشی ندارد.
مبحث پنجم: آیا علم به اینکه گناه بهخصوص به این مقدمه بستگی دارد، معتبر است یا نه؟
مثال: شخصی میداند که اگر او به شخص خریدار انگور نفروشد، هیچ شخص دیگری وجود ندارد که به او انگور بفروشد تا خمر درست کند. ولی گاهی مقدمه مخصوص او نیست و اگر انگور به او نفروشد، اشخاص دیگری هستند که انگور به او بفروشند تا او خمر بسازد.
نظر استاد: ظاهر قضیه این است که علم داشتن در خصوصیت بحث، اعتباری برایش نیست. برخی فقها این شرط را پذیرفتهاند زیرا گفتهاند اگر مقدمه مخصوص آن شخص باشد، در اینجا اگر او انگور را بفروشد، خمر ساخته میشود و اگر نفروشد، خمر ساخته نمیشود.
نظر استاد: شما در هر یک از این دو صورت اعانت بر اثم کردهاید.
1. صورت اول: تخمیر در خارج الا و لابد متوقف باشد بر فعلی که فروختن باشد. اینجا که اعانت بر اثم شده واضح است.
2. صورت دوم: اگر این شخص انگور را نفروشد، دیگرانی هستند که به او انگور بفروشند تا خمر بسازد. در اینجا نیز هرکس باید به وظیفه خودش عمل کند. عمل نکردن دیگران باعث نمیشود که انسان تکلیف خود را رها کند.
اگر برای انتفاع این حرام در خارج، اگر به شکل قلع ماده فساد هم بحث را دنبال کنید، وظیفه افراد این است که به نحوی عمل کنند که ماده فساد قلع و قمع شود.
مبحث ششم: آیا قصد کمک به گناه در صدق اعانت معتبر است یا اینکه تخیل کمککننده به گناه کافی است؟
آیت الله حسینعلی منتظری در کتاب دراسات فی المكاسب المحرمة میفرماید:
هل يعتبر قصد المعان للاثم أو يكفي في ذلك تخيل المعين لذلك؟
هذا هو الامر الخامس مما احتمل اعتباره في صدق الاعانة، و الظاهر اعتباره، اذ علي فرض عدم قصده له لا اثم حتي يصدق الاعانة عليه . و مجرد تخيل الانسان لذلك لا يوجب تحقق الاثم و صدق الاعانة عليه . نعم يكون البيع منه مع هذا التخيل تجريا و لكنه غير الحرمة و العصيان . هذا. و لكن لا يلزم وقوع القصد من المعان حين الشراء، بل لو كان حينه قاصدا للخير و لكن نعلم أنه سيقصد الاثم بعد ذلك و يوجده خارجا كفي ذلك في صدق الاعانة عليه و لاسيما اذا وقع البيع منه بقصد ذلك، فتدبر.[1]
سوال: آیا قصد کمک به گناه معتبر است یا اینکه تخیل کمککننده به گناه کافی است؟
این موضوع پنجمین مورد است که احتمال اهمیت آن در صدق کمک مطرح میشود، و به نظر میرسد که اعتبار دارد، زیرا اگر کسی به کمک به گناه قصد نداشته باشد، هیچ گناهی وجود ندارد تا به آن اعانت محسوب شود. صرف تصور شخص از کمک به گناه، موجب تحقق گناه و صدق کمک به آن نمیشود. البته، در این صورت، فروش او تجری محسوب میشود، ولی این به معنای حرمت و گناه نیست.
از این رو، لازم نیست که قصد کمک در هنگام خرید وجود داشته باشد؛ بلکه اگر در آن لحظه قصد خیر داشته باشد، اما ما بدانیم که بعداً قصد گناه خواهد کرد و گناه را در عمل جاری میسازد، این موضوع در صدق کمک به گناه کفایت میکند، بهویژه اگر فروش به خاطر همان قصد باشد. توجه بیشتری به این نکته لازم است.
نظر برخی فقها: برخی فقها میگویند که اگر اعانت اسناد داده شد به انسان، شاید اینجا انصراف داشته باشد و در متفاهم عرفی این باشد که این اعانت به آن مورد انصراف داشته باشد که ایشان عالم و قاصد به قضیه بوده باشد. و نتیجه این مطلب این است که قصد، دخالت در مطلب دارد.
نظر استاد: استاد بر این باورند که اغلب افراد خارجی، منشا انصراف نیستند. به عنوان مثال، اگر مولا امر کند که "اکرم انساناً"، آیا اگر انسان 11 انگشتی را اکرام کند، امر مولا را اطاعت نکرده است؟