« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید مهدی نقیبی

1403/09/06

بسم الله الرحمن الرحیم

اشکال سوم صاحب مصباح الفقاهه به مرحوم شیخ انصاری/مسأله حرمت مطلق لهو/مکاسب محرمه

 

موضوع: مکاسب محرمه/مسأله حرمت مطلق لهو/ اشکال سوم صاحب مصباح الفقاهه به مرحوم شیخ انصاری

لهو که تصد عن ذکر الله است، حرمتش آکد است. در ارتباط با همین روایت، صاحب کفایه چند اشکال مطرح کرده است:

۱. از لحاظ سند، وضع درستی ندارد.

۲. به جهت دلالت، این روایت دلالتی برای حرمت لهو به نحو مطلق ندارد. بلکه از آن فهمیده می‌شود که لهوی که "یصد عن ذکر الله" حرام است.

اشکال سومی که صاحب مصباح الفقاهه به مرحوم شیخ انصاری می‌کند:

۳. این کلمه «ملاهی» در استدلال شیخ انصاری به معنای جمع ملهی به عنوان مصدر است، با این اعتبار که صدور فعل از انسان را مد نظر قرار داده است. ما خواستیم استدلال شیخ را با روایت درست کنیم. ولی اصل این است که کلمه «ملاهی» اسم آلات است. اگر «ملاهی» اسم آلات باشد، امر بر این می‌گردد که ما از ظهور کلمه «ملاهی» رفع ید کنیم و آن را بر فعل حمل کنیم، یا اینکه از ظهور کلمه «غنا» رفع ید کرده و غنا را بر غنایی که در آلات لهو انجام می‌شود حمل کنیم؛ چرا که خود غنا ربطی به آلات لهو ندارد.

ابتدا می‌گوید که وجهی برای ترجیح یکی از این دو بر دیگری وجود ندارد و هر دو را باید به ظاهرش اخذ کرد.

اگر عبارتی دست شما رسید و مجمل شد، باید به قد متیقن اخذ شود. اخذ به قد متیقن در محل بحث این است که غنایی که همراه ملاهی باشد، حرام می‌شود. ولکن چنانچه نتوانیم از ظهور این دو برداشت کنیم، کلام مجمل می‌شود و قابل استناد نیست. بدین ترتیب، فرمایش شیخ انصاری از یک روایت مستفاد نمی‌شود. شیخ انصاری فرمود که مطلق لهو حرام است.

بررسی ملاهی و دلالت روایت

در ادامه می‌فرماید که این ملاهی که به معنای ابزار است، با شما به گونه‌ای پیش می‌رویم که همین معنا را ترجیح بدهیم. با این تعبیر می‌توان در محل بحث از ظهور غنا رفع ید کرد. غنایی که صرفاً فعل است، از این رفع ید خارج می‌شود و دلیل بر رفع ید از ظهور غنا، عطف «ضرب اوتار» بر غنا است.

رفع ید از غنا به این معناست که صرف غنا منظور نیست. منظور غنایی است که همراه با ابزار باشد.

اما در اینجا «كَالْغِنَاءِ وَ ضَرْبِ الْأَوْتَارِ» آیا «ضرب الاوتار» می‌تواند قرینه‌ای بر این باشد که از غنا رفع ید کنیم؟ آیا می‌توانیم واو را به معنای "مع" بگیریم؟

نظر استاد: این‌گونه نمی‌شود معنا کرد. به نظر می‌رسد در اینجا دو چیز وجود دارد: ۱. غنا ۲. ضرب الاوتار. این روایت هر دو را حرام کرده و مصداق آن لهو را ذکر فرموده است. لهوی که انسان را از یاد خدا دور می‌کند.

از گفته‌های ما چنین شنیده شد که این لهو که انسان را از ذکر خدا منع می‌کند، از دو جهت قابل بررسی است. هر لهو خاصیتی دارد که انسان را از یاد خدا منع می‌کند. لهو به معنای چیزی است که انسان را سرگرم می‌کند.

الا این که گفته شده: ماهیت غنا همان کیفیت بیان هست.

بررسی کیفیت غنا و رابطه آن با قرآن

این کیفیت و چگونگی ممکن است همراه با خواندن قرآن اتفاق بیفتد. در این صورت، تغنی به خواندن قرآن می‌کند. به این نکته اشاره کردیم که قبح این نوع غنا شدیدتر از غنایی است که محتوایش قرآن نباشد. علت آن عدم تناسب است. قرآن برای هدایت بشر نازل شده است؛ حال اگر برای غنا خوانده شود، تناسبی میان این دو وجود ندارد. در واقع، قرآن به ابزاری برای تحقق حرام تبدیل می‌شود که این قبحش شدیدتر است. ما می‌خواهیم بگوییم که غنا چیزی است که از لحاظ ماهیت، با یاد خدا سازگار نیست.

اگر کسی بگوید که این‌ها از باب مثال ذکر شده‌اند و این مثال‌ها باعث اختصاص نمی‌شود و ما این تعمیم را در مورد کل لهو قائل می‌شویم، در پاسخ می‌گوییم: «غناء و ضرب اوتار» به توضیحاتی که ذکر شد، به نظر می‌رسد ماهیتشان غیر از سایر لهویات است و این‌گونه نیست که هر لهوی حرام باشد. بسیاری از امور ما اموری لهوی هستند و متشرعین و متدینین هم همین لهویات را انجام می‌دهند.

 

logo