1404/08/12
بسم الله الرحمن الرحیم
[6] غرر فی الامکان الاستعدادی/الفریدة الثانیة: فی الوجوب و الامکان /شرح منظومه
موضوع: شرح منظومه/الفریدة الثانیة: فی الوجوب و الامکان /[6] غرر فی الامکان الاستعدادی
تفاوتهای امکان استعدادی و امکان ذاتی
الف) تفاوت سوم: تعیُّن جانب حرکت در امکان استعدادی و تساوی طرفین در امکان ذاتی
در امکان استعدادی، آنچه شیء به سوی آن در حرکت است (یعنی «مقوّی علیه» یا آنچه قوه بر آن تعلق گرفته) امری معیّن و خاص است. برای نمونه، دانهی گندم استعدادی برای تبدیل شدن به بوتهی گندم دارد، نه برای چیزی دیگر. بنابراین امکان استعدادی، استعدادی خاص و معطوف به شیء خاص است. اما در امکان ذاتی، حتی به دو جانب وجود و عدم ترجیح ندارد؛ ماهیت ممکنبالذات، نسبت به وجود و عدم در وضعیت تساوی قرار دارد و تعیُّن یافتن آن به سمت وجود یا عدم، منوط به تأثیر علت است.
ب) تفاوت چهارم: جواز زوال در امکان استعدادی و عدم زوال پذیری امکان ذاتی
امکان استعدادی قابل زوال است در مثال دانه گندم اگر بوتهی گندم حاصل شود، استعداد پیشین زائل میگردد؛ همچنین ممکن است پیش از تحقق مستعدٌ له، امکان استعدادی از بین برود مثلا دانه گندم ممکن است به سبب عوامل بازدارنده (مانند یخبندان) پیش از گندم شدن، استعدادش نابود شود. اما امکان ذاتی هرگز از ماهیت سلب نمیگردد؛ ماهیت همواره و در همه حال (چه در حالت وجود و چه در حالت عدم) متصف به امکان ذاتی باقی میماند.
ج) تفاوت پنجم: امکان استعدادی به عنوان عرض در محل ممکن
امکان استعدادی در واقع صفتی است که به «محل ممکن» (به معنای عام ماده) نسبت داده میشود. ماده به معنای عام سه قسم دارد: موضوع عرض، متعلق نفس(بدن)، و ماده به معنای خاص (هیولا). استعداد بوته شدن، عرضی است که به دانه گندم (به عنوان موضوع آن عرض) نسبت دارد. بنابراین امکان استعدادی وصف برای محل ممکن (مانند دانه گندم) است به اعتبار اینکه در آینده بوته گندم می شود، نه وصف آنچه در آینده محقق خواهد شد (بوته گندم)، به عبارت دیگر امکان استعدادی وصف متعلق شیء است و نه وصف خود شیء یعنی وصف این دانه گندم است نه وصف بوته ای که بعدا قرار است به آن تبدیل شود. در مقابل، امکان ذاتی وصف خود ماهیت است، نه وصف چیزی خارج از آن.
د) تفاوت ششم: پذیرش شدت و ضعف در امکان استعدادی و عدم آن در امکان ذاتی
در امکان استعدادی، شدت و ضعف و نیز قرب و بعد معنا دارد. برای مثال، نطفه، علقه، مضغه و جنین هر یک استعدادی برای انسان شدن دارند، اما استعداد جنین به انسانیت نزدیکتر و شدیدتر از استعداد نطفه است. اما امکان ذاتی هیچ گونه شدت و ضعفی نمیپذیرد؛ زیرا صرف سلب ضرورت از ذات ماهیت است و این وصف در همهی ماهیات ممکنبالذات (اعم از عقل اول یا اجسام) یکسان است.
تبیین ماده به معنای عام و خاص
الف) اقسام ماده به معنای عام
ماده به معنای عام بر سه چیز اطلاق میشود:
1. موضوع عرض: یعنی محل قوام عرض(جوهر)، که عرض به آن تعلق دارد.
2. متعلق نفس: آنچه نفس به واسطهی آن آثار خود را ظاهر میسازد، مانند بدن برای نفس حیوانی یا نباتی. بدن به این اعتبار، ماده نفس نامیده میشود.
3. ماده به معنای خاص: که همان هیولای اولی یا جوهر بالقوه است.
ب) ماده به معنای خاص و مراتب آن
ماده به معنای خاص شامل هیولای اولی و مواد ثانیه میشود. هیولای اولی، جوهر بالقوه و اصل قابلیت تحولپذیری است که در تمام موجودات طبیعی مشترک است. از ترکیب هیولای اولی با صورت جسمیه، «جسم» حاصل میشود. جسم، جوهر سه بعدیِ تحولپذیر است. پس از آن، با تحقق صورتهای نوعیه (ماننده صورت معدنی، نباتی، حیوانی و انسانی)، هر مرتبهی پایینتر، ماده و زمینهی مرتبه بالاتر میگردد که به آن «ماده ثانی» گفته میشود. برای مثال، جسم، ماده ثانی برای صورت معدنی است؛ و ترکیب مناسب صورتهای معدنی، ماده ثانی برای صورت نباتی میشود. بنابراین، «محل صور نوعیه» شامل هیولای اولی و تمام مواد ثانیه میگردد.
3.استعداد تام و شرایط تحقق آن
استعداد تام مرحلهای است که امکان استعدادی به حد کمال میرسد و به محض فراهم شدن شرایط، فعلیت مورد نظر افاضه میشود. تحقق استعداد تام، متوقف بر چند امر است: نخست، باید امکان ذاتی برای ماهیت محقق باشد. دوم، اسباب و شرایط لازم فراهم آید و موانع برطرف شود. وقتی استعداد تام حاصل شد، یا با تحقق مستعدٌ له، استعداد زائل میگردد، یا با عروض موانع جدید، استعداد پیش از تحقق از بین میرود.
نظم:
و أن مقويا عليه عينا و فيه سوغ أن يزول الممكنا
و أن هذا في محل الممكن و فيه شدة و ضعفا أيقن[1]
متن کتاب:
(و) الثالث (أن مقويا عليه) أي ما عليه القوة و الاستعداد (عينا) في الاستعدادي لأنه توجه في طريق خاص إلى كمال مخصوص كاستعداد النطفة الإنسانية لصورتها بخلاف ما يضاف إليه الذاتي لأنه كلا الطرفين من الوجود و العدم و التعين ناش من قبل الفاعل.[2]
توضیح: وجه سوم تفاوت این است که در امکان استعدادی، آنچه استعداد به سوی آن است (مقوّی علیه) امری معیّن و خاص است؛ زیرا استعداد، توجهی است در مسیری خاص به سوی کمالی مشخص، مانند استعداد نطفه برای رسیدن به صورت انسانی. اما امکان ذاتی به ماهیتی نسبت داده میشود که نسبت به دو طرف وجود و عدم یکسان است و هیچ یک از این دو طرف را ترجیح نمیدهد. و تعیُّن یافتن به سوی وجود یا عدم، تنها از ناحیه فاعل و علت ایجاد میشود.
(و) الرابع أن (فيه) أي في الاستعدادي (سوغ أن يزول الممكنا) أي عن الممكن بحصول المستعد له لأن الاستعداد يرتفع بطريان الفعلية بخلاف الذاتي فإنه لازم الماهية دائما و يجتمع مع الغيريين كما مر.[3]
توضیح: وجه چهارم تفاوت جواز زوال است. در امکان استعدادی، ممکن است این صفت از ممکن زائل گردد؛ حال یا با تحقق مستعدٌ له، زیرا با عارض شدن فعلیت، استعداد از بین میرود، و یا با عروض عوامل بازدارنده که استعداد را فاسد میکنند مانند یخ زدن دانه گندم. اما امکان ذاتی همواره و در همه احوال ملازم ماهیت است و با اوصافی چون وجوب بالغیر یا امتناع بالغیر نیز جمع میشود؛ یعنی ماهیت حتی هنگامی که بواسطه علت، واجب یا ممتنع میشود، باز هم ممکن بالذات باقی میماند.
(و) الخامس (أن هذا) أي الاستعدادي (في محل الممكن) أي في مادته بالمعنى الأعم من محل الصور النوعية و الموضوع و المتعلق. و إنما كان قائما بمحله لأنه المتصف بالاستعداد و القرب و البعد حقيقة. و إنما يوصف به الممكن لتعلقه به و انتسابه إليه. فهو بالوصف بحال المتعلق أشبه. و أما الذاتي فهو وصف الممكن بحسب حاله.
توضیح: وجه پنجم این است که امکان استعدادی در محل ممکن (یعنی در مادهی آن به معنای عام) قرار دارد. این ماده عام شامل محل صور نوعیه، موضوع عرض و متعلق نفس است. استعداد حقیقتاً صفت و عرضی است که به این محل تعلق دارد و قرب و بعد نیز به همین محل نسبت داده میشود مثلا می گوییم نطفه به انسان نزدیک تر است یا علقه؟ این قرب و بعد در واقع برای همین محل است. پس وقتی امکان استعدادی به ممکن نسبت داده میشود(مثلا می گوییم انسان امکان استعدادی دارد که از نطفه بوجود بیاید) داریم امکان را به انسان نسبت می دهیم ولی در واقع امکان وصف نطفه است نه وصف انسان، ولی به سبب تعلق و انتسابی است که بین ممکن و محل استعداد برقرار است امکان را به انسان نسبت می دهیم؛ در حقیقت، اینکه وصف امکان برای حال متعلق (محل) باشد شبیهتر است از اینکه برای خودش باشد. اما امکان ذاتی، وصف خود ماهیت و به اعتبار ذات آن است.
(و) السادس أن (فيه شدة و ضعفا أيقن) فاستعداد النطفة للصورة الإنسانية أضعف من استعداد العلقة لها و هو من استعداد المضغة و هكذا إلى استعداد البدن الكامل. و إنما يحصل الاستعداد التام بعد تحقق الذاتي بحدوث بعض الأسباب و الشرائط و رفع بعض الموانع و ينقطع استمراره إما بحصول الشيء بالفعل و إما بطريان بعض الموانع.
توضیح: وجه ششم تفاوت، پذیرش شدت و ضعف است. در امکان استعدادی شدت و ضعف راه دارد. برای مثال، استعداد نطفه برای صورت انسانی، از استعداد علقه ضعیفتر است و استعداد علقه نیز از مضغه ضعیفتر، و این سلسله تا استعداد بدن کامل ادامه مییابد. استعداد تام (یعنی آخرین مرحله ای که بلافاصله بعد از این مرحله کمال محقق می شود)، پس از تحقق امکان ذاتی و با فراهم آمدن برخی اسباب و شرایط و برطرف شدن موانع حاصل میگردد. تداوم این استعداد نیز یا با فعلیت یافتن شیء (مستعدٌ له)، و یا با عارض شدن برخی موانع که استعداد را پیش از تحقق نابود میسازند، قطع می شود.