1405/07/13
بسم الله الرحمن الرحیم
اشکال بر ديدگاه شهيد صدر، محقق عراقی و ميرزای نائينی/ امر ششم /عام و خاص
موضوع: عام و خاص / امر ششم / اشکال بر ديدگاه شهيد صدر، محقق عراقی و ميرزای نائينی
با توجه به مطالبی که در جلسه قبل گذشت، معلوم شد که به همان ترتیب که میتوان با ادوات خطاب کسانی را که در مجلس خطاب موجود نیستند مورد خطاب قرار داد ـ همان گونه که شکی در توجه خطاب پيامبر اکرم(ص) به صحابه وجود ندارد، ولو از مجلسی که خطاب در ان صورت گرفته غایب بوده باشند ـ میتوان با آنها کسانی را که در زمان خطاب معدوم میباشند نیز مخاطب قرار دارد، به اين معنا که وجود آنان را در حين خطاب مفروض در نظر گرفت تا اين که هر وقت موجود شدند، مورد خطاب فعلی واقع شوند و منظور از خطاب انشائی نیز همین است.
اما آنچه که شهيد صدر فرمودهاند مبنی بر اين که علاوه بر اثبات اين که موضوع له ادوات خطاب به گونهای است که شامل غير مشافهین میشود، باید اثبات شود که غير مشافهین، مقصود به تفهیم نیز بودهاند، مدعای صحیحی نيست، زيرا اين مطلب مقتضای دو اصل لفظی «تطابق مراد استعمالی بر موضوع له» و «تطابق مراد جدی بر مراد استعمالی» است و برای اثبات آن، نيازی به قرینه خاصه يا عامه وجود ندارد.
در آنچه که گفته شد ـ بر خلاف فرمایش مرحوم میرزای نائینی[1] ـ فرقی بین قضایای خارجیه و حقیقیه نیز وجود ندارد، زیرا معلوم است که در قضایای خارجیه و بلکه قضایای شخصیه نیز خطاب کسانی که از مجلس خطاب غایبند، بدون عنایت و مجاز ممکن است، و وجه آن نيز اين است که همان گونه که گفتیم، ادات خطاب برای اين وضع شده است که بعد از وصول کلام به مخاطب و التفات وی به آن، از آن متأثر گردد، ولو مخاطب کلام، فرد خارجی خاصی باشد.
اما مرحوم محقق عراقی با اشکال در این که خطابات شرعی به نحو ادعایی ـ يعنی مفروض گرفتن مخاطبین ـ شامل حال مخاطبینی شوند که در زمان خطاب غائب بودهاند میفرماید: اگرچه در استعمال عرفی اين نحو از خطاب اشکالی نیست، اما لازمه پذیرش آن در خطابات شرعی این است که این خطابات را خطابات ادعایی بدانیم نه حقیقی. مضافاً بر این که برای احراز این که شارع به نحو ادعایی مخاطب معدوم را در حکم موجود دانسته است، دلیلی وجود ندارد. تمسک به اطلاق ادله نیز برای اثبات این مطلب کفایت نمیکند، زیرا تمسک به اطلاق برای نفی مؤونه زائده است نه برای اثبات وجود آن.[2]
اما پاسح این اشکال این است که اگر مراد ايشان از خطاب ادعایی همان خطابی باشد که فعليت آن منوط بر وجود مخاطب است، اين مطلب همان معنای خطاب انشائی است و اشکالی در آن نيست. و اگر مرادشان اين باشد که در اين صورت در حقيقت خطابی وجود ندارد بلکه ادعای وجود خطاب میشود، چنين مطلبی لازمه مفروض گرفتن مخطابين به هنگام القاء خطاب نيست.
اما اثبات این که شارع به هنگام خطاب، مخاطبین خود را مفروض دانسته بوده است اوّلاً: مبتنی بر مطابقت مراد جدّی بر مراد استعمالی و مطابقت مراد استعمالی بر معنای وضعی ادات خطاب است که همان گونه که گفتيم، نسبت موجود بين القاء کننده خطاب و افراد مفروض الوجود است نه صرف افراد حاضر در مجلس خطاب؛ وثانياً: بر فرض اين که پاسخ اول را نپذيريم نيز از آنجا که میدانیم که خطابات مذکور شامل تمام کسانی که در زمان تشریع حضور داشتهاند ـ ولو کسانی که از مجلس خطاب غایب بودهاند ـ میشود و اشکالی در این جهت وجود ندارد، همین مقدار برای این که بدانیم که شارع در مقام تخاطب، مخاطبین خود را مفروض گرفته بوده است، کفایت میکند و در نتیجه با تمسک به اطلاق دلیل، میتوان ادعا کرد که کسانی که در خطاب شارع مفروض بودهاند، مطلق غایبین از مجلس خطاب بودهاند و خصوصیتی در آنان ـ مثل وجود داشتن به هنگام تشریع احکام ـ لحاظ نشده بوده است.