1405/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
تبيين مراد مرحوم آيت الله خوئی/ امر ششم /عام و خاص
موضوع: عام و خاص / امر ششم / تبيين مراد مرحوم آيت الله خوئی
مرحوم شهيد صدر در ادامه بحث در توضيح مبنای خود در مسأله میفرماید: ادوات خطاب در برابر نسبت تصوریه خاصی وضع شدهاند که بین طرفین خطاب وجود دارد و میتوان آن را نسبت خطابیه نامید. اما قصد مخاطبه با استعمال این ادوات، مدلولی تصدیقی است که ارتباطی به وضع ندارد و مربوط به مراد جدی است.
بنابر این عنایتی که در موارد خطابات غیر حقیقیه وجود دارد از باب تخلف مراد استعمالی از موضوع له اين ادوات نیست، بلکه به مانند استعمال امر در موارد تمسخر یا تعجیز است که مربوط به عدم انطباق مراد جدی بر مراد استعمالی است.
در نتیجه مجرد تصویر معنايی وضعی برای ادوات خطاب به گونهای که بر اساس آن بتوانند شامل غائبین و معدومین نیز بشوند، برای اثبات شمول خطابات برای آنان کفایت نمیکند، بلکه لازم است شمول مدلول تصدیقی کلام بر آنان اثبات شود که همان قصد تفهیم و مخاطبه با غائبین و معدومین است، و اگر فرض شود که اين قصد اختصاص به مشافهین دارد، خطاب لا محاله اختصاص به آنان پيدا خواهد کرد که صحيح نيز همين است و مادامی که قرینه عامه يا خاصهای بر توسعه خطاب وجود نداشته باشد، ظهور خطابات در اختصاص آنها به مشافهین است.[1]
آنچه که ايشان در خصوص موضوع له ادوات خطاب و نيز دخالت قصد تفیهم در مراد جدی و عدم دخالت آن در موضوع له يا مراد استعمالی آن ادوات بیان داشتهاند، صحیح و قابل التزام است و قصد تفهیم را نباید در موضوع له ادوات خطاب بنابر هيچ از دو معنای مذکور دخیل دانست و اشکالی که ايشان بر ظاهر کلام آيت الله خوئی ـ که از آن استفاده میشود که قصد تفهیم بنابر وضع ادوات خطاب برای خطاب حقیقی، دخیل در موضوع له آن ادوات است ـ وارد کردهاند، اشکال صحیحی است، اما میتوان در تبیین مراد مرحوم آيت الله خوئی از خطاب حقیقی و انشائی گفت: منظور ايشان اين است که اگر طرف خطاب خصوص مشافهین باشد، خطاب حقیقی است و چنانچه طرف خطاب اعم از مشافهین باشد، خطاب انشائی میباشد.
به عبارت ديگر: کسانی که قائل به اختصاص خطاب به مشافهین هستند، موضوع له ادوات خطاب را نسبت خطابیهای میدانند که طرف آن صرفاً کسانی باشند که خطاب فعلی به آنان در هنگام صدور ادوات خطاب ممکن باشد که همان مشافهین ملتفت هستند، و چنانچه با اين ادوات غير مشافهین ملتفت به کلام، طرف خطاب واقع شوند، اين استعمال استعمالی مجازی خواهد بود. در حالی که قائلین به تعمیم، موضوع له اين ادوات را نسبت بين القاء کننده خطاب و کسانی میدانند که وجود آنان به عنوان مخاطب، مفروض گرفته شده است، اعم از اين که مشافه ملتفت باشند يا مشافه غیر ملتفت يا غائب يا غير موجود در حين خطاب، و بر اين اساس خطاب غير مشافهین با اين ادوات را مبتنی بر عنایت و مجاز به حساب نمیآورند، بلکه آن را استعمالی حقیقی به شمار میآورند.
بنابر این تفاوت خطاب انشائی و حقیقی بر خلاف مدعای شهید صدر در مراد جدی آنها نيست، بلکه تفاوت آنها ناشی از اختلاف در موضوع له آنها میباشد، هرچند بهتر است برای اين که وجود اختلاف در مراد جدی بین آنها به ذهن خطور نکند، به جای آن که خطاب را به «خطاب حقیقی» و «خطاب انشائی» تقسیم کنيم، آن را به «خطاب فعلی» و «خطاب انشائی» تقسیم نماییم.
در نتيجه میتوان گفت: آنچه که مرحوم آيت الله خوئی در خصوص وضع ادوات خطاب بیان کردهاند، صحیح و قابل التزام است و مراد از آن اين است که ادوات خطاب برای این وضع نشدهاند که با آنها صرفاً مخاطبی که در زمان تلفظ به آن ادوات موجود و ملتفت است، مورد خطاب واقع شود، بلکه وضع آنها برای طرف خطاب قرار دادن کسی است که وجود وی در حين خطاب مفروض گرفته شده است، ولو وجود خارجی او بعداً محقق شود و بین صدور خطاب و وصول آن به اين افراد، فاصله زمانی معتد بهی وجود داشته باشد؛ مؤيد اين مطلب نيز اين است که خطاب قرار دادن موجودات فرضی بدون عنايت و مجاز ممکن است و اين مطلب بالوجدان قابل تأييد است.