1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
اشکالات محقق اصفهانی بر آخوند خراسانی/ امر ششم /عام و خاص
موضوع: عام و خاص / امر ششم / اشکالات محقق اصفهانی بر آخوند خراسانی
مرحوم آخوند در ادامه مدعای خود میفرماید: تعمیم خطابات الهی به افراد غیر موجود به استناد احاطهی علم الهی بر آنان نيز نادرست است، زیرا احاطهی خداوند متعال، صلاحیت مخاطب بودن برای معدوم یا غایب ایجاد نمیکند و عدم صحّت خطاب به آنان، بازگشت به قصور ذاتی آنان دارد و مستلزم نقصی در ساحت الهی نیست.
افزون بر این، چنانچه مخاطب آياتی نظير: ﴿يَا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ﴾ را حقيقتاً کسانی غير پيامبر اکرم(ص) بدانيم که به واسطه ايشان مورد خطاب قرار گرفتهاند، در اين صورت خطاب لفظی به دلیل تدریجی بودن آن، نمیتواند متوجّه کسانی باشد که در هنگام صدور در معرض شنیدن آن نیستند.
امّا اگر مخاطب حقیقی قرآن خود پیامبر(ص) باشد، ادات خطاب بهصورت ایقاعی به کار رفتهاند و در این صورت، حکمی که خطاب متکفّل آن است، اختصاصی به حاضران نداشته و معدومان و غایبان را نیز شامل میشود.[1]
وجه اين که خطاب لفظی نمیتواند شامل غايبين باشد نيز در توضيح کلمات مرحوم محقق اصفهانی خواهد آمد ان شاء الله.
مرحوم محقق اصفهانی چند اشکال بر مدعای مرحوم آخوند وارد کردهاند که به شرح ذيل میباشند:
1 ـ بنابر مبنای مرحوم آخوند که قائل به امکان تعلق اراده و بعث حقیقی به امر استقبالی هستند، بعث و زجر فعلی معدوم امکانپذير است و ایشان نباید اشکالی به این مطلب داشته باشند.
بله، بنا بر مسلکی که ما اختیار کردهایم مبنی بر اين که حقیقت بعث و زجر عبارت است از جعل چیزی که بتواند نقش برانگیزاننده یا بازدارنده را ایفا کند به گونهای که اگر عبد از مولای خود انقیاد کرد، انبعاث و انزجار فعلی برای او ایجاد شود، تعلّق بعث و زجر
به معدوم فعلی معقول نخواهد بود؛ زیرا در حال حاضر طرفی برای بعث وجود ندارد تا انبعاث بالفعل از آن تصور شود.
2 ـ در باب وقف، اشکال از ناحیه ناتوانی معدوم از تملک نیست، بلکه از آن روست که عین واحد نمیتواند به طور مستقل هم ملک موجود و هم ملک معدوم باشد. وگرنه اصل ملکیت، به اعتبار شرعی و عرفی، قابلیت تعلق به معدوم را دارد، زیرا ملکیت شرعی و عرفی، امری اعتباری است نه حقیقی، و از همین جهت میتواند به کلی نیز تعلق گیرد، برخلاف عرض حقیقی که نیازمند موضوع موجود خارجی است.
3 ـ در تحقق مخاطبه، افهام و انفهام، اسماع و استماع حسی، و يا حضور جسمانی در مجلس خطاب شرط نیستند؛ بلکه صرف القای کلام به مخاطب کافی است. از اين رو مخاطبه حقیقی با جماد حاضر، شخص ناشنوا، و نیز با پیامبر(ص) و امام(ع) از راه دور نیز صادق است.
بنابر اين ملاک خطاب حقیقی، صرفاً تحقق نوعی اجتماع میان متکلم و مخاطب است؛ خواه با حضور در یک مکان، یا امکان استماع هرچند از دور، یا از راه احاطه یکی بر دیگری، چه احاطه متکلم بر مخاطب مانند خطاب الهی به بندگان، و چه احاطه مخاطب بر متکلم مانند خطاب بندگان به خداوند. اما التفات مخاطب شرط تفهیم است نه شرط تحقق خطاب.[2]
ادامه مطالب مرحوم محقق اصفهانی را جلسه آينده مطرح میکنيم ان شاء الله.