1405/07/04
بسم الله الرحمن الرحیم
اختصاص خطابات شفاهيه به مشافهين/ امر ششم /عام و خاص
موضوع: عام و خاص / امر ششم / اختصاص خطابات شفاهيه به مشافهين
امر ششم: اختصاص خطابات شفاهیه به مشافهین
آيا خطاباتی از قبيل: ﴿يا أيّها المؤمنون﴾ تنها شامل حاضران در مجلس خطاب میشود، یا اینکه غایبان و بلکه معدومان در زمان خطاب را نیز دربر میگیرد؟
در این مسأله میان اعلام اختلاف نظر وجود دارد.
مرحوم آخوند فرمودهاند که اين مسأله به سه نحو قابل طرح است:
1 ـ آیا تکلیفی که خطاب، متکفّل بیان آن است، همانگونه که میتواند به افراد موجود تعلق بگیرد، قابلیت تعلّق به افراد غایب یا معدوم را نیز دارد یا خیر؟
2 ـ آیا طرف خطاب قرار دادن افراد معدوم و بلکه افراد غایب از مجلس خطاب با الفاظی که برای خطاب وضع شدهاند، یا از طریق توجیه کلام به آنان، ممکن است یا نه؟
3 ـ آیا الفاظی که پس از ادات خطاب واقع میشوند، دارای عمومی هستند که افراد غایب و معدوم را نیز شامل شود، یا آنکه ادات خطاب قرینهای هستند بر عدم شمول این الفاظ نسبت به آنان؟
و معلوم است که در دو مسألهی نخست، بحث، عقلی است، امّا در مسألهی سوم، بحث، لفظی میباشد.
در ادامه ایشان در پاسخ به اين مسأله بنابر طرح آن به نحو اوّل یا دوم فرمودهاند: تکلیف معدوم به معنای بعث و زجر فعلی از نظر عقلی صحیح نیست؛ زیرا مستلزم طلب واقعی از معدوم است. امّا تکلیف به معنای صرف انشای طلب، اشکالی ندارد، چراکه انشاء مؤونهی زیادی ندارد. از این رو شارع میتواند طلب قانونی را نسبت به موجود و معدوم انشا کند تا با تحقق شرایط، آن انشا به فعلیت برسد. نظیر این معنا در وقف بر بطون نیز وجود دارد؛ بدین صورت که انشای تملیک نسبت به افراد موجود، اثر فعلی دارد و نسبت به افراد معدوم، تنها موجب ایجاد استعداد ملکیت میشود.
آنچه گذشت در فرض انشای مطلق است. ولی چنانچه طلب مقیّد به وجود مکلف و تحقق شرایط باشد، امکان آن روشنتر است.
خطاب حقیقی به معدوم و حتی به غایب نيز صحیح و ممکن نیست، زیرا توجیه واقعی کلام تنها در صورتی تحقق مییابد که مخاطب آن موجود باشد و قابلیت توجه و التفات به خطاب را داشته باشد.
سپس در خصوص پاسخ به مسأله بنابر طرح آن به نحو سوم میفرمايند: اگر ادات خطاب برای خطاب حقیقی وضع شده باشند، استعمال آنها مستلزم اختصاص الفاظ پس از آنها به حاضران است.
امّا ظاهر آن است که این ادات برای خطاب ایقاعی انشائی وضع شدهاند نه خطاب حقیقی، و از این رو به خودی خود موجب تخصیص خطاب به حاضران نمیشوند. البته ممکن است ادعای ظهور انصرافی به خطاب حقیقی در ادات خطاب شود، ولی در کلام شارع غالباً قرینهی وجود دارد که مانع از این انصراف است، زیرا به وضوح خطاباتی مانند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ﴾ و ﴿يَا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ﴾ اختصاص به حاضران ندارند. مؤيد عموم وضع نيز صحّت ندا همراه با ارادهی عموم بدون نیاز به عنایت است و ادعای ارتکازی بودن خلاف آن نیز قابل اثبات نیست.[1]
مراد ايشان از خطاب ايقاعی، خطاب به نحوی است که وجود کسانی که حضور در مجلس خطاب ندارند، در آن مجلس وفروض دانسته میشود و توضيح اين مطلب در ادامه بحث خواهد آمد.
البته مدعای مرحوم آخوند تتمهای دارد که جلسه آينده به بيان آن خواهيم پرداخت ان شاء الله.