1405/02/09
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ شهيد صدر به مرحوم آيت الله روحانی/ امر ششم /عام و خاص
موضوع: عام و خاص / امر ششم / پاسخ شهيد صدر به مرحوم آيت الله روحانی
آنچه که در کلمات مرحوم آيت الله روحانی آمده است مبنی بر این که تعلیق در صورت معدوم بودن مکلف، به نسبت به موضوع تکلیف است نه به نسبت به متعلق آن به گونهای که در واجب معلق است، پاسخ آن همان مطلبی است که سابقاً در بحث اجتماع امر و نهی گذشت و گفتیم که ادعای برخی مبنی بر اینکه مکلف از آن رو که وجود او مفروض گرفته میشود، در تمام قضایا جزء موضوع حکم است[1] ، ادعای درستی نیست؛ زیرا آنچه وجود مکلف در آن مفروض است، اصل جعل است نه مجعول، حال آنکه موضوع هر قضیه چیزی است که وجودش برای تعلّق حکم به متعلّق مفروض باشد، نه برای اصل جعل.
به عبارت دیگر: مکلف موضوع اصل تکلیف است نه موضوع حکمی که به متعلّق تعلّق گرفته است.
مرحوم میرزای نائینی نيز در صدد توجیه امکان خطاب واقعی به معدومین بر اساس مقدر بودن موضوع در قضیه حقیقیه برآمدهاند.[2]
اما مرحوم شهيد صدر در پاسخ به ايشان میفرماید: در تقدیر گرفتن موضوع در قضیه حقیقیه به معنای مقدر بودن وجود افراد در مقام مخاطبه نیست، بلکه معنای آن تقدیر هر یک از افراد به عنوان موضوع حکم در ظرف وجود خود است، و آنچه که مرحوم میرزای نائینی فرمودهاند ناشی از خلط بین تقدیر فرد غائب و معدوم به عنوان موضوع حکم در قضیه حقیقیهای که برای خطاب افاده شده است و بین تقدیر آنان به عنوان افراد موجود و مخاطب به خطاب از حيث کلام است.
علاوه بر این که اگر هم بپذیریم که قضیه حقیقیه در بر گیرنده تنزیل افراد معدوم و غائب به منزله افراد موجود در مقام مخاطبه است، باز هم این امر سبب شمول خطاب بر آنان نخواهد بود، زیرا تنزیل فقط سبب ترتیب آثار شرعیه مترتب بر منزل علیه بر منزل میشود، در حالی که مخاطبه امری تکوینی است که قابلیت ترتب با تنزیل را دارا نیست.[3]
ادامه بحث را به جلسه آينده موکول میکنيم ان شاء الله.