« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1405/03/13

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته‌های تکمیلی بحث برائت/اصل برائت /اصول عملیه

 

موضوع: اصول عملیه/اصل برائت /نکته‌های تکمیلی بحث برائت

 

بحث و تحقیق در باره‌ی نکته‌های تکمیلی مربوط به برائت:

گفته شد که محقق خراسانی با نگاه به بیان شیخ انصاری تنبیهاتی آورده اند که از ضمن آن دو بحث که دارای اهمیت بالایی می‌باشد، برجسته شده است. بحث اول، بحث قاعده عدم تزکیه است که بیان شد. بحث دوم قاعده تسامح در ادله‌ی سنن است. در باره‌ی این قاعده نخست آراء صاحب نظران بیان می‌شود. شیخ انصاری در باره‌ی این قاعده یک رساله‌ی مستقلی نوشته است. در ضمن کتاب مکاسب و رسائل، رساله‌هایی دارد که حدود پنج رساله اش در انتهای مکاسب نوشته شده و در رساله‌ی مربوط به قاعده تسامح یک اهمیت خاصی قائل است. مدارک، آثار، قلمرو و دفع اشکالات را بیان کرده است.

قاعده تسامح از منظر شیخ انصاری قابل توجه است. شاگرد او محقق خراسانی در تنبیهات در ضمن تنبیهی که اگر یک عمل مستحب و یک رجحان عمل احساس شود جا برای احتیاط وجود داشته باشد، از همیجا وارد قاعده تسامح شده است. بر خلاف قاعده عدم تزکیه، در این قاعده مستندات و روایاتی را که مستند اصلی برای قاعده تسامح است ذکر نموده است.

در باره‌ی قاعده تسامح حدیثی است تحت عنوان روایات «من بلغ» و این روایات به احادیث من بلغ عنوان شده است. صحیحه صفوان و هشام بن سالم در این رابطه ارشاد می‌کنند ما را به اعتبار قاعده تسامح. آنچه که به عنوان لبّ مطلب است این است که محقق خراسانی می‌فرماید استفاده‌ی استحباب از روایات من بلغ بعید نیست به صورتی که از حدیث و تعبیر من بلغ استحباب استفاده شود و بلوغ موضوع شود برای استحباب. در این روایات اگر دقت شود چیزی که به دست می‌آید این است که استحباب و رجحان مربوط می‌شود به ذات عمل نه به احتیاط و انقیاد؛ به عبارت دیگر ثواب مترتب بر خود عمل است طبق روایات من بلغ و مترتب بر انقیاد و احتیاط نیست.

محقق نائینی شاگرد محقق خراسانی که صاحب مکتب اصولی است، در کتاب فوائد الاصول، ج3، ص415 می‌فرماید حدیث من بلغ احتمالاتی دارد ولی اقرب آن این است که بگوییم بلوغ موضوع برای استحباب است؛ یعنی بلوغ احداث مصلحت می‌کند و مثل عناوین دیگر همانند عنوان ضرر که یک مصلحت دارد، بلوغ هم مصحلت دارد و اگر محقق شود از آن استحباب به دست می‌آید که رأی مشهور هم همین است. بعد اضافه می‌کند بنای مشهور بر همین سبک و سیاق است. در نتیجه شیخ انصاری و محقق خراسانی و محقق نائینی این است که همگی نسبت به احادیث من بلغ قائل به استحاباب هستند.

شاگرد محقق نائینی که سیدنا الاستاد است در کتاب مصباح الاصول، ج2، ص368 روایات من بلغ را که یادآور می‌شود - مسلک ایشان این است اگر سند روایات درست نباشد همگی ضعاف اند و هر امتیازی را اضافه کنید فایده ندارد - از لحاظ سند این روایات را که بررسی می‌کند به مشکلی بر نمی‌خورد؛ چون در بین آن صحاح وجود دارد. مفاد احادیث من بلغ این است که خداوند به لطف خودش از باب فضل و کرم برای کسی که یک عملی را به قصد ثواب انجام دهد، تفضلاً برایش ثواب می‌دهد. به تعبیر دیگر مفاد این روایات این است که خدای متعال از باب تفضل ثواب می‌دهد نه از باب این که یک روایت ضعیف، مفید یک استحباب شرعی باشد و استحباب قابل اثبات نیست. در پایان می‌فرماید این قاعده اساس ندارد. برای اینکه جهت روایات اعطای ثواب تفضّلی است. خبر ضعیف حجت نمی‌شود.

شهید صدر در کتاب حلقات، حلقه ثانیه، ص204 می‌فرماید: قاعده این است روایتی اعتبار دارد که باید از لحاظ سند درست باشد ولی در باب مستحباب آمده که مسامحه وجود داشته باشد و صحاح هم در این رابطه تحت عنوان احادیث من بلغ آمده است. این احادیث احتمالاتی دارد و احتمال مختار و اقرب و درست این است که مفاد این احادیث این باشد که از سوی شرع عملی که به صورت احتیاط انجام گیرد حسن دارد و ثواب برای عمل محتاط داده می‌شود.

امام خمینی در کتاب انوار الهدایه، ج2، ص132 می‌فرماید: قاعده تسامح قاعده مشهوری است و مستند آن نصوصی است که اگر از آن استحباب ثابت شود مطلب تمام است ولی اثبات آن مشکل است.

مرحله بعدی بحث مدارک اعتبار قاعده و مرحله‌ی آخر اعتبار آن از دید فقهاء است. اما بحث از مدارک اعتبار آن به این است که بدون شک قاعده تسامح یک قاعده مشهوری است و شهرت آن از شهرت‌هایی عظیمه است. شیخ انصاری در باره شهرت عظمیه می‌فرماید موجب سکون نفس می‌شود. نکته‌ی دوم این است که مستند روایی این قاعده روایات من بلغ است و منبع آن در کتاب وسائل، ج1، باب 18 از ابواب مقدمه عبادات است که صحاحی در آنجا آمده تحت عنوان روایات من بلغ. صحیحه اول از صفوان است: «من بلغه شیء من الثواب علی شیء من الخیر فعمل به کان له اجر ذلک و ان کان رسول الله (ص) لم یقله».[1] اگر کسی ثوابی را نسبت به یک عملی شنیده باشد هر چند سندش کامل نباشد؛ مثلا راوی به صورت مرسل بگوید سلام ثواب عظمیی دارد، در این رابطه فردی که این مطلب را بشنود و به آن عمل کند، همان ثواب گیرش می‌آید هر چند که پیامبر اکرم (ص) آن را نگفته باشد؛ چون این فرد به دنبال ثواب می‌رود و سیدنا الاستاد می‌گوید به خاطر انقیادش تفضل می‌شود.

صحیحه دوم از هشام بن سالم است در باب مذکور، حدیث6: «من سمع شيئا من الثواب على شيء فصنعه كان له وإن لم يكن على ما بلغه».[2] کسی که شنیده باشد یک عملی ثوابی دارد و آن را انجام دهد اجرش را می‌برد هر چند که روایت اصل نداشته باشد و روایت به این صورت صادر نشده باشد. استدلال مشهور این است که این روایات خود بلوغ را به شکل سماع یا نقل، ملاک برای عمل مستحب قرار می‌دهد و در نتیجه‌ی آن عمل انجام شده مستحب است. پس این روایات با این صحت سند و با این دلالت درست و با این فهم اصحاب و شهرت عظیمه مستند شده است برای قاعده تسامح در ادله‌ی سننن.

سؤال: این روایات ضعیف اند و معتبر نیستند، پس به چه صورت اعتبار اعلام می‌شود؟

جواب: روایات ضعیف را معتبر اعلام نمی‌کند؛ بلکه موضوع می‌شود برای حکمی که این روایات صحیح آن را اعلام می‌کند.

فقهاء در بحث فقهی روی قاعده تسامح اعتبار کاملی قائل اند تا حدی که گفته می‌شود اگر قاعده تسامح را کنار بگذاری، ریشه‌ی اکثر مستحبات و مکروهات قطع می‌شود.

نکته‌ی دیگر این است که مثال بارز قاعده تسامح بیان و فهم صاحب جواهر است که در جواهر، ج4، ص224 مصادیقی را در جهت مستحبات بدون سند نقل می‌کند و آنچه را به عنوان قول واحد اعلام می‌کند این است که بنای اصحاب بر قاعده تسامح در ادله سنن است؛ علاوه بر شهرت، عمل اصحاب و بیان صاحب جواهر، محقق نائینی هم تصریح می‌کند که در فقه تسامح در ادله‌ی سنن به ثبت رسیده است. انقیاد هم در کنار آن باشد، تا جمع بین مسلکین صورت گیرد.

 


logo