1404/11/18
بسم الله الرحمن الرحیم
اعراض مشهور و جابریت آن/خبر واحد /امارات و حجج
موضوع: امارات و حجج/خبر واحد /اعراض مشهور و جابریت آن
بحث و تحقیق در بارهی استدلال نسبت به حجیت خبر:
استدلالهای سیدنا الاستاد گفته شد و نتیجه این شد که آیه نفر، روایات و سیره عقلاء دلالت بر حجیت خبر دارند. در ادامه سیدنا الاستاد دو نکته تکمیلی بیان کرده اند که در به آن اشاره میشود:
نکتهی اول جبران ضعف خبر در اثر شهرت: محقق نائینی که فرمودند خبر ضعیف هم قابل اعتبار است بر اساس تبیّن که آیه نبأ میفرماید: خبری که ضعیف باشد؛ یعنی خبر فاسق که مصداق بارز آن است، تبیّن لازم دارد. واقعیت این است که خبر ضعیف؛ یعنی خبری که توثیق ندارد. ضعف برگرفته از سند آن است که حد اقل یک راوی آن توثیق ندارد. ضعیف دو معنای دارد: معنای عام ضعیف شامل مرسل و مقطوع هم میشود؛ اما ضعیف به معنای خاص این است که سند به خاطر عدم توثیق راوی ضعیف است.
خبر در عین این که ضعیف باشد یک خبر است و راوی در سلسله سند آن آمده و قبل و بعد از او راویان معتبری دیده میشود و این یک امتیاز ابتدائی به نظر میرسد. این سند اگر مورد شهرت قرار گیرد، بیان محقق نائینی این است که اعتبار پیدا میکند و شهرت چنین سندی را از ابهام بیرون میآورد؛ چون بر اساس مبنای ایشان، مطابق با نظر مشهور، شهرت جابر ضعف سند است.
اما سیدنا الاستاد میفرماید: خبر اگر ضعیف باشد به وسیلهی شهرت ضعفش جبران نمیشود؛ برای این که بر اساس آیه نبأ معنای تبیّن این است که مطلب یا وجدانا روشن شود یا تعبّدا به وسیلهی یک خبر معتبر روشن گردد؛ اما شهرت نه یک علم وجدانی است و نه یک خبر تعبّدی و نه تبین. خود شهرت که یک امر غیر معتبر است و از اعبتار کامل برخوردار نیست، طرف آن خبر ضعیف است و آن هم از اعتبار برخوردار نیست، «ضم ضعیف الی الضعیف»، هیچ اثری ندارد.
سیدنا الاستاد در کتاب مصباح الاصول، ج2، ص235 میفرماید: اگر اشکال شود که شهرت در محل بحث، شهرت فتوائی و شهرت روائی نیست؛ بلکه شهرت عملی است؛ یعنی یک روایتی که سندش از توثیقات برخوردار نیست، در مقام فتوا مستند قرار گرفته است و یک فقیهی از قدما حکم را مستند به آن کرده است؛ مثلا محقق حلی در کتاب معتبر، ج2، ص403 میفرماید: در تحقق قضاء بر عهدهی کسی که صلاة فریضه از او فوت شده باشد، اسلام شرط است لقوله (عليه السلام) «الإسلام تجبّ ما قبله».[1] این شهرت عملی است. پس اگر مراد از شهرت در جابر بودن آن نسبت به ضعف سند روایت ضعیف، شهرت عملی باشد درست است؛ چون شهرت عملی توثیق عملی است.
اقسام توثیق خاص:
توثیق خاص بر دو قسم است: توثیق قولی و توثیق عملی. توثیق قولی این است که شیخ طوسی یا شیخ نجاشی بگوید «احمد بن محمد بن عیسی ثقة عین». توثیق عملی این است که شیخ طوسی که خود جزء توثیق کنندگان است، بگوید قضاء بر عهدهی کسی تعلق نمیگیرد که در حال جنون باشد و در این حال صلاة از او فوت شده باشد لقوله «رفع القلم عن المجنون حتّى يفيق».[2] این روایت از سوی شیخ مستند قرار گرفته و توثیق عملی است که اعتبارش از توثیق قولی بالاتر است؛ چون خود توثیق کننده به آن استناد کرده است.
خلاصه شهرت عملیه از منظر سیدنا الاستاد توثیق عملی است. اگر شهرت عملی مراد باشد، یک توثیق کننده کافی است و اگر چند تا باشد و حکم شرعی را به یک روایت مستند کرده باشند، توثیق مؤکد است.
اشکالات:
اشکال اول: این توثیق عملی من حیث الکبری درست نیست؛ چون که عمل اطلاق ندارد و اجمال دارد و در استناد یک مطلب به روایتی احتمال دارد که فقیه چیزی دیگری در ذهنش بوده باشد.
اشکال دوم: توثیق عملی از حیث صغری درست نیست؛ برای این که کتب فقهی مستدل قدمای اصحاب که یک حکم را صریحا به یک روایت مستند کرده باشند، در دست رس نیست؛ زیرا اولا کتب متعددی از فقهاء به صورت استدلالی وجود ندارد. ثانیا اگر هم باشند استناد صریحی در آن وجود ندارد، پس شهرت عملی را به دست آوردن که شهرت عملی قدمائی باشد، کار مشکلی است.
فرمایش سیدنا الاستاد دقیق و برگرفته از دقت بسیار بالا است؛ ولی آنچه که فهم حقیر طبق تتبع به آن میرسد این است که فقهای از قدما کتب فقهی بر جای گذاشته اند همانند مقنع، مقنه، انتصار، نهایه و مبسوط. شهرت بین قدما، شهرت بین تعداد زیاد مثلا بیست نفر مراد نیست؛ بلکه بین سه یا چهار نفر هم شهرت قدمائی محقق میشود و با تحقیق امکان دست یابی به شهرت عملی در بین قدما وجود دارد ولو این که یک مورد پیدا شود و استناد قابل دست رسی است و یک استناد هم کافی است و توثیق عملی میشود.
نکتهی دوم: اعراض مشهور نسبت به خبر صحیح:
در این رابطه رأی مشهور بین اصحاب حدیث و فقهاء این است که میگویند: خبر اگر صحیح هم باشد و اعتبار بالایی هم داشته باشد؛ ولی مورد اعراض مشهور که قرار گیرد موجب وهن آن میشود و آن خبر از اعتبار ساقط میشود؛ چون مشهور اهل اند و اشراف و تمحض دارند و اگر اعراض کرده اند، خبر عیبی داشته؛ مثلا خبر از روی تقیه یا مجامله بوده است و مضمون آن مورد اراده جدی مولا نبوده است.
مشهور افرادی است که نسبت به روایات آگاهی دارند و اهل دقت اند و کار فقهی شان استنادات به روایات است. یک روایتی با سند صحیح که در دسترس آنان قرار دارد؛ ولی عدهی از آن اعراض میکنند، این اعراض حد اقل شک برای انسان ایجاد میکند و شک نسبت به اعتبار سرایت میکند که مساوی با عدم اعتبار است.
سیدنا الاستاد میفرماید: یک روایت صحیحی که اعتبارش ثابت شده باشد و سلسلهی سند ثقات باشد، اعراض مشهور آن اعتباری را که از لحاظ سیره و شرایط توثیق ثابت شده است، نمیتواند باطل کند. اعراض مشهور دلیل و حجیت نیست. توثیقی که بر اساس اعتبار کامل آمده، به وسیلهی اعراض، باطل نمیشود؛ اما مشهور میگوید اعراض موجب وهن میشود.
منظور از مشهوری که در روایت مطرح میشود، در مقابل شاذ است، نه در مقابل اشهر و خبر شاذ از لحاظ رجالی اعتبار کافی ندارد. بنابراین آن طرف که اعتبار نداشت، مشهور معتبر خواهد بود. اما سیدنا الاستاد میفرماید: شهرت کارساز نیست و منظور ایشان شهرت عملی نیست؛ بلکه شهرت رواییی است. شهرت عملی اگر به میدان آید توثیق عملی است.